ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۲۷, شنبه

" واقع گرایی " ، " آرمان گرایی " و " رنسانس فکری " در صنف و سیاست










پس از نگارش چند یادداشت در مورد مفاهیم " صنف " و " سیاست " که مباحث مهم و راهبردی برای استقرار نهادهای مدنی جهت نهادینه شدن اصول دموکراسی هستند و نیز استقبال دوستان و همکاران از این موضوعات ، لازم دانستیم که به جهت تنویر افکار عمومی و نیز رفع برخی ابهامات این " گفت و گو " را تعمیق دهیم .امید است که همه دوستان و همکاران با دید باز و صادقانه ما را در این امر یاری دهند .

سمت راست : محمد داوری
سمت چپ : علی پورسلیمان
زمان : 5/3/88
محل : شورای شهر



عبالرحمان ایران نژاد گفت...
درود بر آقای پورسلیمان،آقای بهلولی و دیگر همکاران و هموطنان گرامی: اگر زحمتی بکشیدو نگاهی به تارنماهای
http://www.ksmiran.blogfa.com
و http://www.ksmiran2.blogfa .com
بکنید امید است خودتان حقیقت را در مقاله ی " هوادار ره حق باشید " خواهید یافت. ارادتمند، ایران نژاد














دوست عزیز و گرامی
جناب آقای ایران نژاد
از این که پس از یک وقفه چند ساله بنده را مستفیض از نظرات خود نمودید بسیار مشعوف و سپاسگزارم .
مطلب شما را چندین بار خواندم .
سخن معلم همواره از کلیت کانون صنفی معلمان ایران دفاع کرده و خواهد کرد .
ما نیز از این جدایی و افتراق ناراحت و نگرانیم .
نگران از این که سرمایه های اجتماعی ولو کوچک به حراج گذاشته می شود اما بهترین راه برای رسیدن به یک نقطه مشترک و حس جمعی همانا گفت و گو و مفاهمه است .
این جانب و دوستان سعی کرده ایم که وارد اختلافات درون تشکلی نشویم و اعتقاد داریم که این گونه مرز بندی ها اکثرا ساختگی بوده و می توان به توافق رسید .
بر عکس برخی که علاقه مند به بزرگ کردن این اختلافات بوده و آن را تشویق هم می کنند !
دوست عزیز !
سخن معلم بارها مطالبی را در مورد صنف و سیاست نگاشته است و بیشترین انتقاد را هم از طیف صنفی کانون کرده است نه بدین جهت که ما علاقه و یا رابطه خاصی با دوستان به قول شما " به حق تجاری و سیاسی " داریم !
مطالب اخیر سخن معلم و با موضوعیت تعاونی فرهنگ و سرمایه دانش بیشترین انتقاد را به دوستان مقابل شما داشته است .
به نظر می رسد شما نیز بدون وارد شدن به مباحث تئوریک و نظری و با محوریت " صنف و سیاست " درصدد اثبات برتری خود و راه خویش نسبت به طیف دیگر کانون هستید !
سخن معلم بر اساس شواهد و نیز فاکت ها مختلف بر این باور بوده است که طیف صنفی کانون فاقد پشتوانه تئوریک برای این انشعاب خود بوده است .
البته این نقص به شما بر نمی گردد و این ماهیت جامعه ایرانی است .
سه نفر تصمیم به کار جمعی می گیرند ، روز بعد به علت پاره ای اختلافات آهنگ جدایی سر می دهند !
نوع موضع گیری های طیف صنفی کانون و نیز مطالبی که در وبلاگ آن می آید چندان تفاوتی با طیف دیگر ندارد بلکه شاید طیف صنفی سیاسی تر نیز باشند !
به عنوان نمونه ، نظر شما در مورد عضویت آقای محمد خاکساری در شورای ملی صلح و در بخش هیات بازرسی این شورا چیست ؟
نظر شما به عنوان دبیر کل طیف صنفی کانون صنفی در مورد این جملات که در سخن معلم و در یادداشت " تعاونی فرهنگ و سرمایه دانش ( 2 ) ، صنف همان صنف است و سیاست همان سیاست ... فقط آدم ها عوض شده اند ! منتشر شده است ، چیست ؟
« به عنوان نمونه ، بازگویی نامه معلم در بند آقای هاشم خواستار با حذف برخی بندها و جملات اصلی و نام بردن مداوم از وی تحت عناوین " معلم صنفی و... " که اتهام وی نمی تواند هیچ گونه ارتباطی با فعالیت های صنفی او داشته باشد می تواند تنها گوشه ای از این بلاتکلیفی در ارائه تئوری مشخص در یک جامعه توسعه نیافته و البته پرمدعا باشد .
در نسبی بودن مفاهیمی چون صنف و سیاست و نیز چاشنی " صداقت " برخی دوستان همین بس ؛ هنوز هم الصاق اجباری و یا زورکی صفت " صنفی " به یک فعال مدنی چون آقای هاشم خواستار و در مقابل به محاق بردن فعالانی دیگر همچون آقایان محمد داوری ، عبدالله مومنی ، عبدالرضا قنبری و... که در ماهیت و نوع فعالیت ها تفاوت چندانی ندارند ؛ برای ما و افکار عمومی مشخص و شفاف نیست ... »
و یا دوستان شما در مورد این نظریه سخن معلم چه می گویند :
« خط قرمز کشیدن به دور سیاست و تعریف خاص از صنف به طوری که این دو مقوله در عرض هم قرار بگیرند موجب می شود که جامعه و افکار عمومی آن به تدریج نسبت به خواسته های صنفی بی اعتنا شده و آن صنف را زیاده خواه و یا انحصار طلب بپندارد .
منافع صنفی آموزش و پرورش و کنش های صنفی باید در داخل جامعه و در ارتباط با دیگر مطالبات مدنی جامعه تعریف و تببیین شود .
اگر جامعه ای از خواسته های صنفی یک قشر حمایت نمی کند در کنار عوامل و پارامترهای گوناگون باید اصل " تقارن " مورد بازبینی مجدد و تعریف دقیق قرار بگیرد ... »
نظر شما در مورد اصل ارتباط احزاب سیاسی و اصناف چیست ؟
شاید آقای محمد خاکساری به عنوان یکی از دوستان همفکر شما با این تفکر و بر اساس اصل ارتباط احزاب سیاسی و اصناف در جهت احیای مطالبات ملی به عضویت شورای ملی صلح درآمده باشد که البته از نظر ما امری لازم و قابل ستایش است ؛ اما با آموزه ها و خط قرمز هایی که همچون حصاری به دور خویش بافته اید چه می کنید ؟!
نمی شود پرچمی با " عنوان محض صنف " برافراشت اما در پشت آن نظرات دیگری بیان کرد و گونه دیگری عمل کرد !
از نظر شما سازمان معلمان ایران یک حزب سیاسی است .
نگاهی به سخن معلم و نیز وبلاگ های منتسب به طیف صنفی کانون بیندازید . به نظر شما کدام یک به مطالبات و مطالب صنفی آموزش و پرورش بیشتر می پردازد ؟
ملاک و معیار باید عملکرد افراد باشد و نه چیزهایی که می گویند !
نوع نگاه و انتقاد ما از آقای شیرزاد عبداللهی با دیگران فرق می کند .
ایشان پس از گزارش اولیه سخن معلم در مورد برگزاری انتخابات هیات مدیره و بازرسی شرکت تعاونی فرهنگ و سرمایه دانش بدون آن که به این گزارش کوچک ترین اشاره ای داشته باشد و پس از نگارش مطالب دیگر سخن معلم در مورد انتقاد از طیفی که شما سیاسی و تجاری می نامیدشان ! این گونه نوشت :
« و وقتی پای پول های بزرگ و معامله و خرید و فروش زمین در میان باشد، دفاع از حقوق صنفی معلمان هم کاسبکارانه می شود. گفتم که باند ثروت در گذر زمان کانون را تحت نفوذ خود در می آورد و کم کم همه یا اکثریت را به پول آلوده می کند. نوشتم که تشکیل شرکت فرهنگ و سرمایه در کنار کانون به تدریج باعث استحاله کانون صنفی می شود . اخطار دادم که نباید اعتبار صنفی کانون را در پای منافع اقتصادی عده ای ( ولو آدم های خوب و موجه که برای صنف زحمت هم کشیده اند ) قربانی کرد. دوسال پیش نوشتم که مغز متفکر و طراح و برنامه ریز "شرکت فرهنگ و سرمایه" آقای محمود بهشتی لنگرودی، "بازرس و سخنگوی کانون" و "بازرس شرکت فرهنگ و سرمایه" است. دوستان برآشفتند و گفتند که شرکت، ربطی به کانون صنفی معلمان ندارد و این دو از همدیگر کاملا جدا هستند و این حرفها تهمت است و "فعالیت اقتصادی در جوار کانون" یک عبارت بی معنا ست. نوشتند که دامن آقای بهشتی از معامله و پول و خرید و فروش زمین مبراست و ایشان فقط یک بازرس ساده شرکت هستند و نقشی در معاملات ندارند و طرح این مسایل ناشی از حسادت و اختلاف های شخصی است. . در سال 87 که فهمیدم گردش مالی شرکت در یک سال بیش از 10 میلیارد تومان بوده و فعالیت های شرکت در حوزه خرید زمین های مساله دار و تبدیل این زمین ها و سپس فروش آنها متمرکز است نگران شدم . می دیدم که این پول ها در اشل معلمی ( یک معلم ساده برای گرفتن یک وام 500 هزار تومانی دو سال باید انتظار بکشد ) افسانه ای است . نگران بودم که بوی این پول های میلیاردی عده ای را دچار سرگیجه کند و کسانی با پول، هیات مدیره کانون را تحت تسلط خود در آورند. در میان فعالان اقتصادی ضرب المثلی رایج است به این مضمون که هر آدمی را می توان خرید فقط قیمت ها متفاوت است. من اعتقادی به این ضرب المثل ندارم و در میان فعالان صنفی افرادی را می شناسم که خریدنی نیستند. توجیهاتی از این قبیل که فعالیت اقتصادی و مالی دست ما را برای فعالیت صنفی بازتر می کند، را من رد می کردم... »
به نظر می رسد که آقای عبداللهی بیش از آن که به دنبال طرح مباحثی حول صنف و سیاست باشد به دنبال تسویه حساب های خود با آقای بهشتی است !
ایشان از ادبیاتی استفاده می کند که توده معلم عاشق و شیفته شنیدن آن است !
در حالی که ما همواره سعی کرده ایم فارغ از شخصیت ها و مصادیق به دنبال ارائه مدلی برای تلفیق منطقی صنف و سیاست و کاربست آن در واقعیت جامعه ایرانی باشیم .
از نظر شخصی نیز مشکلی با هیچ فردی نداریم .
نیازی نیست که شما حتما آقای عبداللهی را ببینید !
بیان دو نظر کاملا مشابه و با مطالبی که نسبت به آن بیان شد خود گویای این رابطه معنوی می تواند باشد .
پس از ورود فعالان این دو تشکل به انتخابات مجلس هشتم و البته پس از اعلام نتایج آن ، به یک باره موج انتقادات آقای شیرزاد عبداللهی نسبت به عملکرد شورای فعالان صنفی – مدنی شروع شد .
تا آن موقع خبری از انشعاب در کانون صنفی معلمان نبود .
اما به محض این که دامنه این انتقادات و مجادلات به ویژه بین آقای بهشتی و دوستانشان و نیز آقای عبداللهی شدت یافت خبر انشعاب در کانون صنفی معلمان رسمیت یافت !
تاریخ تاسیس وبلاگ طیف صنفی آذر ماه 1387 است و این مقارن است با طرح مباحث تند و دامنه دار توسط آقای شیرزاد عبداللهی !
بر همین اساس ما همچنان رهبری معنوی آقای شیرزاد عبداللهی را در این انشعاب مستحکم و بی بدیل می دانیم .
استفاده از ادبیاتی چون " شما در تارنمایتان با رنگ خون عاشورای حسینی مرقوم فرموده اید ...
" حامل چه تئوری و یا پیامی می تواند باشد ؟
بازهم می گوییم هدف ما از طرح این مباحث نه گشودن جبهه ای با عناوین " حق و باطل " که استقرار و فرهنگ سازی گفت و گو و بازخوانی تاریخی برخی وقایع و نیز رسیدن به مدلی برای تعریف و تببین دو مقوله صنف و سیاست است و البته در این مسیر پذیرای نظرات و ایده های دوستان بوده و خواهیم بود .
موضوع موردبحث ما دو تشکل یعنی سازمان معلمان و کانون صنفی بوده است . این به معنای رد و یا نادیده گرفتن نقش تشکلی که شما آن را شورای هماهنگی تشکل ها می خوانید نیست .
دوستان ما در شهرستان ها و استان ها نیز زحمات و هزینه های زیادی را متقبل شده اند و ما اجازه جسارت را به خود نمی دهیم .
همواره سربلند و پیروز باشید.
ناشناس گفت...
سلام
نظرتان در مورد مطلب اخیر آقای شیرزاد عبداللهی در مورد " کانون صنفی معلمان را به مسیر سازمان معلمان بردند " چیست ؟
ممنون










درود
متاسفانه آقای شیرزاد عبداللهی تاکنون به هیچ یک از انتقاداتی که به ایشان وارد شده است یا پاسخی نداده است و یا این که طبق معمول جامعه و نیز فرهنگیان با حاشیه روی، گوشه نشینی و تکیه بر نقاط افتراق و بزرگنمایی آن ها و شخصی کردن مسائل به گونه ای سعی در پاک کردن صورت مساله را دارد !
سخن معلم از آقای عبداللهی و نیز طیف صنفی کانون به جد خواسته است که مدلی عملی و قابل پیاده شدن در فضای واقعی جامعه ایران را ارائه دهد اما به نظر می رسد که نه طیف صنفی کانون و نه آقای عبداللهی قصد وارد شدن به مباحث تئوریک را نداشته و ندارند !
بیان گونه ای ادبیات دم دستی و نیز توده پسند تمام عصاره و توان فکری ایشان برای موضوعات مطروحه در سخن معلم است .
ایشان در جمله ای رسا خود را از موسسان کانون صنفی معلمان می نامد و خود را موظف به بیان مطلبی می داند که کم کم جنبه تاریخی پیدا کرده است !
این گزاره موید فرضیه سخن معلم در مورد رهبری معنوی طیف صنفی کانون صنفی معلمان است .
برای موفق بودن یک نظریه باید به میزان واقعی بودن و نیز عملی بودن آن توجه کرد .
اگر نظریه ای در عالم واقع ظرفیت پیاده شدن و اجرا نداشته باشد به درد همان کسی و یا کسانی می خورد که آن را سروده اند !
پس بهتر است که به بایگانی سپرده شود !
نه عملکرد و نه واقعیات و شرایط موجود موید نظرات آقای شیرزاد عبداللهی و طیف صنفی نیستند !
هم آقای عبداللهی و هم طیف صنفی علاقه خاصی به چرخش در همه موضوعات و نیز عالم سیاست دارند .
سوال این است که چگونه آقای عبداللهی خود را از موسسان فکری کانون صنفی می داند در حالی که در همان ابتدا از ساخته خویش جدا شد ؟
آیا وبلاگ ایشان در سه آدرس مختلف می تواند موید و مبین تئوری ایشان در زمینه صنف و سیاست باشد ؟
ایشان در یادداشت خود به گونه ای کانون صنفی را دسترنج معلمان گچ به دست و سازمان معلمان را محصول عده ای از مدیران خوشفکر و اصلاح طلب آموزش و پرورش شهر تهران دانسته اند .
شاید بیان این جمله حداقل در مورد تشکیل سازمان معلمان خود به گونه ای تحریف تاریخ باشد چراکه در بدو شکل گیری سازمان معلمان ( تهران ) در هر منطقه هیاتی مرکب از فرهنگیان در رسته های مختلف آموزشی و اداری تشکیل شد و این هیات موقت عهده دار برگزاری انتخابات مجمع منطقه برای تعیین نمایندگان هر منطقه و منتخب معلمان برای تشکیل شورای سازمان معلمان هر منطقه شدند .( اسامی کامل این هیات ها به تفکیک هر منطقه در آدرس پیشین سخن معلم منتشر شده است )
ملاک و معیار برای قضاوت وضعیت فعلی است .
اگر ادعای آقای شیرزاد عبداللهی در مورد برده شدن کانون صنفی معلمان به مسیر سازمان معلمان درست باشد ( اگرچه از نظر ما چنین نبوده و نیست ) ؛ این می تواند مبین ناکارا بودن و نیز بطلان نظریه آقای عبداللهی ( اگر چنین تئوری وجود داشته باشد ) در مورد ادعای ایشان در زمینه صنف و سیاست باشد ضمن آن که بر موفق و موثر بودن تئوری سخن معلم در باب صنف و سیاست تاییدی مضاعف نیز زده است .
تاکنون هم طیف صنفی و هم آقای شیرزاد عبداللهی به صراحت  و با حالت دستوری خواهان خروج طیف به " اصطلاح منحرف از اساسنامه کانون صنفی "شده اند .
حرف اول و آخر برای تایید یک تفکر و یا موضوعی مانند تعیین هیات مدیره را " انتخابات و خرد جمعی "می زند و چنین سازوکاری در آن نیز پیش بینی شده است .
حال سوال این است که ایشان و طیف صنفی با استناد به چه منطقی و نیز با چنین تعجیلی خواهان سپردن کانون به صاحبان واقعی آن هستند ؟!
آیا ایشان و حتی طیف صنفی می توانند برای دیگران تعیین تکلیف نمایند ؟
این گونه موضع گیری ها فقط می تواند مبین یک چیز باشد :
" از رنجی که می بریم ... "
البته آقای عبداللهی تبحر خاصی در تحریف تاریخ و تقلید از منش برخی مسئولان دارند !
ایشان در آخرین پست خود این گونه نوشته است :
" وبلاگ سخن معلم به عنوان ارگان تبلیغاتی سازمان معلمان ، از بیانیه سازمان در حمایت از میرحسین موسوی پیروی نکرد و به تبلیغ برای آقای کروبی و مخالفت علنی با میرحسین موسوی، کاندیدای رسمی سازمان معلمان پرداخت. "
لازم به ذکر است که سخن معلم ارگان تبلیغاتی سازمان معلمان نیست ، یک پایگاه خبری – تحلیلی است که عمدتا به مسائل و مشکلات آموزش و پرورش می پردازد و این گونه نیست که بنا بر مقتضیات و یا مصالح از این شاخه به آن شاخه شود و مطالب و یادداشت های اعضای شورای مرکزی و دبیر کل و نیز اخبار آن منتشر می شود .
ورود ما به انتخابات نیز بر اساس دیدگاه صنفی و " مطالبه محوری " در آموزش و پرورش بود و از این منظر فعالیت در ستاد آقای کروبی که شاخه فرهنگیان آن با محوریت آقای دکتر نجفی تشکیل شده بود منطقی تر و واقعی تر بود .
انتشار متن نامه هشدار کارشناسان تعلیم و تربیت و فعالان صنفی و مدنی به وضعیت آموزش و پرورش ایران ( 1 ) نیز بر این اساس و مطالبه محوری در آموزش و پرورش بود .
مصاحبه تفصیلی " سخن معلم " با آقای دکتر نجفی پیرامون مهم ترین مسائل روز آموزش و پرورش در تاریخ 5/3/88 و
در محل دفتر ایشان و در ساختمان شورای شهر ( 2 ) بر این دیدگاه استوار بود .
در انتخابات ریاست جمهوری سال قبل مسئول ستاد فرهنگیان آقای میر حسین موسوی ، آقای دکتر علی اصغر فانی معاون سابق آقای حاجی و نیز سرپرست سابق آموزش و پرورش در بخشی از زمان دولت آقای احمدی نژاد و از همه مهم تر مسئول کمیته آموزش و پرورش زیر شاخه شورای عالی انقلاب فرهنگی بود .
اعتقاد ما این بود که ایشان و دوستانشان با توجه به سوابق و عملکردآن ها در دولت های قبلی و نیز مطالبات به روز جامعه توانایی راهبرد این مطالبات صنفی را نداشتند و بیش از آن که دیدگاه صنفی داشته باشند چهره ای سیاسی بودند .
بر این اساس سخن معلم چندین مطلب در انتقاد از مدیریت ایشان و نیز عملکرد وی و سرانجام چند پرسش  را مطرح کرد که البته پاسخی به این پرسش ها داده نشد ( 3 ) !
اگر آقای عبداللهی مدرکی دال بر مخالفت علنی سخن معلم با میر حسین موسوی و یا حمایت رسمی سخن معلم از آقای مهدی کروبی دارند ارائه کنند مگر آن که بپذیریم همچون زمان اصلاحات انتقاد موجب تضعیف است و باید فعلا آن را تا موسمی دیگر و ترس از شکسته شدن اتحاد علیه دشمن مشترک تعطیل کرد !
سخن معلم به محض حمایت رسمی سازمان معلمان  از آقای میر حسین موسوی متن حمایت را منتشر کرد ( 4 ) .حتی متن بیانیه های انجمن اسلامی ایران ( 5 ) ، مجمع فرهنگیان ایران اسلامی  ( 6 ) در حمایت از آقای میر حسین موسوی نیز در سخن معلم منتشر شد .
سخن معلم یک گزارش اختصاصی در مورد دیدار فرهنگیان و تشکل ها با آقای میر حسین موسوی ( 7 )  و پس از آن آقای دکتر نجفی و آقای مهدی کروبی را در آدرس پیشین خود منتشر کرد .
امیدواریم که بیان این گونه مطالب خلاف واقع و کذب ناشی از مسائل دیگر نبوده و بپذیریم که می تواند ناشی از کهولت سن باشد ؛ هرچند آقای شیرزاد عبداللهی که وبلاگشان در آن زمان کاملا انتخاباتی شده و خیلی کم مسائل آموزش و پرورش در آن منتشر می شد انتظار داشتند که چون خود ایشان به گونه ای علاقه مند به نامزدی و برنده شدن آقای میر حسین موسوی بودند مطلب و یا حمایتی از آقای مهدی کروبی منتشر نشود !
در وبلاگ آقای عبداللهی و در آن زمان کوچک ترین سخنی از ستاد آقای دکتر نجفی و یا برنامه های ایشان در آموزش و پرورش نیامد حتی متن نامه هشدار کارشناسان که خود نیز آن را تایید کرده بودند هم منتشر نشد !
ارائه یک سری تفاوت دیدگاه های جزیی و البته تحریف شده از درون یک تشکل و بزرگ نمایی آن ها - قاعدتا این سرک کشیدن ها در حد وظایف روزنامه نگاری حرفه ای و کارشناس بودن مسائل آموزش و پرورش نبوده و نیست ! - که البته امری طبیعی و عام شمول است نمی تواند مدرک و یا برهانی قاطع برای رد تئوری سخن معلم حول صنف و سیاست باشد .
فقدان روحیه جمعی و معیارهای حس مشترک و عدم سابقه برای تحمل نظرات مخالف نمی تواند قرینه ای محکم و قابل استناد برای اثبات جدایی مطلق صنف و سیاست باشد .
به نظر می رسد قبل از این که بتوان از جدایی مطلق صنف و سیاست سخن راند باید به دنبال یک تحول عمیق فرهنگی در نگرش ها و کنش ها بود .
بدون طراحی و استقرار این رنسانس فکری حتی اگر قائل به جدایی مطلق صنف و سیاست شویم نتیجه اش جز بی تفاوتی و سرانجام شورش و یا طغیان کور نخواهد بود .
بدون این تحول و رنسانس فکری افراد برای اثبات فرضیات ذهنی خود از هر وسیله ای برای تحقق و رسیدن به هدف استفاده خواهند کرد حتی دروغگویی و یا تحریف تاریخ !
نهادهای مدنی جهت استقرار دموکراسی چه در فرم صنف و یا در فرم سیاست زمانی می توانند به کارکردهای خود عمل کنند که زمینه و یا بستر فکری برای این تفکیک منطقی و نیز کنش حاکمیت فراهم باشد .
البته و با توجه به طبیعت کار گروهی و جمعی و نیز رویکرد اجتماع ، " اصل تقارن " که ناشی از تلفیق و تعامل منطقی و عقلانی این دو یعنی صنف و سیاست می تواند باشد و متاسفانه همواره با وضعیت " ورود ممنوع " روبه رو بوده است راهی خواهد بود برای حرکت نهادینه شده و قانون مند برای تحقق دموکراسی و احترام به خرد جمعی .
درسایه یک تحول فکری همه جانبه نگر و نهادینه شده ، صنف و سیاست به مثابه دو ابزار جهت رشد و پویایی جامعه خواهند بود و هیچ یک ابزار دیگری فرض نخواهند شد .
در یک جامعه توسعه یافته ، سیاست خط قرمزی برای پویندگان صنف نخواهند بود و افراد مجبور نخواهند بود که برای تحقق اهداف صنفی احتمالا سیاست را دور بزنند .
در واقع ، نه به لحاظ مفهومی و نه از جهت عملی ، جدا کردن این دو عملی و منطقی نخواهد بود ؛ حتی اگر چنین جامعه ای عینیت نیافته باشد .
سخن معلم بر اساس همین باور و آموزه بوده است که توانسته است عنوان " وبلاگ برتر " در زمینه " حقوق اصناف ایران " را کسب نماید .
پی نوشت ها :


( 1 )
هشدار کارشناسان تعلیم و تربیت و فعالان صنفی و مدنی به وضعیت آموزش و پرورش ایران
علی رغم ورود اندیشه های نوین تربیتی در عرصه های مختلف تعلیم و تربیت و تذکر مسئولین بلند پایه نظام در راستای ایجاد تحول، متاسفانه آموزش و پرورش هنوز نتوانسته است به صورت بنیادین دچار دگرگونی شود. کم توجهی به تحول محتوایی و ساختاری در نظام آموزش و پرورش منجر به ناکارآمدی سیستم و به تبع آن نارضایتی دانش آموزان، معلمان و کل جامعه از نظام آموزش و پرورش گردیده است. به عبارت دیگر، آنچه که اکنون به روشنی در کلاس درس ملاحظه می شود، بی رغبتی دانش آموزان به مدرسه و آموزش عمومی است. در جامعه معلمان نیز امروزه ما شاهد کاهش انگیزه، انفعال، گرایش به مشاغل دیگر، خروج از سیستم، یاس و دلمردگی هستیم.
بر همین اساس، وضعیت خروجی سیستم آموزش و پرورش نیز چندان رضایت بخش جلوه نمی کند. توجه صرف به گسترش کمی در آموزش و پرورش، تنها منجر به ارتقاء دانش آموزان به پایه بالاتر شده و در نتیجه باعث تضعیف توانائیهای شناختی، اجتماعی، عاطفی و روانی – حرکتی دانش آموزان گردیده است. این مشکل امروزه به نحوی در نظام آموزش و پرورش رخنه کرده است که عملا مدیران تلاش می کنند تا با اعمال فشار بر جامعه معلمی، نمره های کاذب به دانش آموزان دهند. فقدان مهارتهای اساسی دانش آموختگان از جمله ناتوانی در تجزیه و تحلیل و تفکر انتقادی، نبود مهارتهای اجتماعی و سیاسی، بروز اختلالات روانی، افزایش آمار افسردگی، اضطراب و ترس از آینده، افت تحصیلی، تکرار سنوات تحصیلی و در نهایت آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد، بزهکاری همه نشانگر کم توجهی سیستم به کیفیت آموزش و پرورش است.
با توجه به مسائل و مشکلات گریبانگیر آموزش و پرورش کشور، جمعی از کارشناسان و فعالان حوزه تعلیم و تربیت، فراتر از گرایشهای سیاسی با برگزاری نشست ها و گردهمائیهای علمی- تخصصی در صدد شناسائی مسائل کیفی آموزش و پرورش ایران بر آمده اند. نتیجه گردهمائی ها، شکافتن برخی از مسائل آموزش و پرورش در خصوص فلسفه آموزش و پرورش، محتوا، مدیریت و ساختار، نیروی انسانی، آموزش و ارزشیابی بوده است. از دیدگاه این جمع، وضعیت کیفی نظام آموزش و پرورش در زمینه های زیر هشدار دهنده شناخته شده است. بدیهی است بازکاوی و جستجو برای یافتن راهکارهای برون رفت از مسائل آموزش و پرورش فعلی ایران، در گرو به کارگیری نیروی متخصص در سطوح مختلف است، امری که به ندرت در آموزش و پرورش ایران تحقق پذیرفته است و این مهم در ساز و کاری دموکراتیزه شده و بهره گیری از خرد جمعی محقق خواهد شد.
فلسفه آموزش و پرورش
- روشن نبودن فلسفه آموزش و پرورش
- کمیت گرائی و مدرک گرائی
- اهداف کلی، دست نیافتنی، مبهم و غیر قابل ارزیابی
- عدم تناسب اهداف با نیازهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه
- کم توجهی جامعه به علوم انسانی
- حافظه محوری
- نا برابری فرصتهای آموزشی و طبقاتی شدن آموزش و پرورش
- کم توجهی به تفاوتهای فرهنگی، زبانی، قومی، نژادی در آموزش و پرورش به عنوان یک فرصت و نه تهدید
- نگاه به آموزش و پرورش به عنوان یک مقوله مصرفی
- تفکیک دانش آموزان بر اساس توانائیهای ذهنی (عقب مانده، عادی، تیزهوش)
- عدم توجه به نقش کلیدی معلم در فرایند آموزش
- کم توجهی به شکوفائی انسان به عنوان احسن الخالقین
- کم اعتنائی به مبانی اجتماعی تعلیم و تربیت (تربیت مدنی، تربیت شهروندی، تربیت سیاسی، مهارتهای اجتماعی)
- کم توجهی به مبانی شناختی تعلیم و تربیت (قدرت تجزیه و تحلیل، ارزشیابی، خلاقیت، استدلال، مهارتهای تفکر انتقادی)
- کم توجهی به آموزش سلامت (جسمانی و روانی)
محتوای آموزش و پرورش
- محتوا محوری
- عدم تنوع در محتوا و برنامه های درسی
- کم توجهی به اصول و مبانی تعلیم و تربیت در تهیه و تدوین محتوا و برنامه های درسی
- اجباری بودن محتوا
- نبود برنامه های آموزشی بر اساس نیازهای فعلی جامعه: آموزش شهروندی (آشنائی با احزاب سیاسی کشور، آموزش رای دهنگان، حقوق و آموزش قانون، آموزش درباره محیط زیست و آلودگی هوا، ترافیك)، آموزش درباره مسائلی همچون بزهكاری، فرار از خانه، بچه های خیابان، اعتیاد، جنگ و سایر آسیب های اجتماعی
حافظه محوری
- نا برابری فرصتهای آموزشی و طبقاتی شدن آموزش و پرورش
- کم توجهی به تفاوتهای فرهنگی، زبانی، قومی، نژادی در آموزش و پرورش به عنوان یک فرصت و نه تهدید
- نگاه به آموزش و پرورش به عنوان یک مقوله مصرفی
- تفکیک دانش آموزان بر اساس توانائیهای ذهنی (عقب مانده، عادی، تیزهوش)
- عدم توجه به نقش کلیدی معلم در فرایند آموزش
- کم توجهی به شکوفائی انسان به عنوان احسن الخالقین
- کم اعتنائی به مبانی اجتماعی تعلیم و تربیت (تربیت مدنی، تربیت شهروندی، تربیت سیاسی، مهارتهای اجتماعی
- کم توجهی به مبانی شناختی تعلیم و تربیت (قدرت تجزیه و تحلیل، ارزشیابی، خلاقیت، استدلال، مهارتهای تفکر انتقادی)
- کم توجهی به آموزش سلامت (جسمانی و روانی)
محتوای آموزش و پرورش
- محتوا محوری
- عدم تنوع در محتوا و برنامه های درسی
- کم توجهی به اصول و مبانی تعلیم و تربیت در تهیه و تدوین محتوا و برنامه های درسی
- اجباری بودن محتوا
- نبود برنامه های آموزشی بر اساس نیازهای فعلی جامعه: آموزش شهروندی (آشنائی با احزاب سیاسی کشور، آموزش رای دهنگان، حقوق و آموزش قانون، آموزش درباره محیط زیست و آلودگی هوا، ترافیك)، آموزش درباره مسائلی همچون بزهكاری، فرار از خانه، بچه های خیابان، اعتیاد، جنگ و سایر آسیب های اجتماعی
- بی توجهی به تحولات جهانی و دانش روز در آموزش و پرورش (به روز نبودن)
- کم توجهی به نیازهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی جامعه در محتوای آموزش و پرورش
- عدم تناسب محتوا با سطح درک و نیازهای روانشناختی دانش آموزان
- بی توجهی به مشاغل و رشته های تحصیلی در محتوای آموزش و پرورش
- حجم بالای محتوا
- عدم توجه به پرورش خلاقیت و توسعه و تعمیق تفکر انتقادی در تدوین محتوا و برنامه های درسی
آموزش و ارزشیابی
- افزایش میزان مردوری و افت تحصیلی
- کم توجهی به فناوریهای نوین اطلاعات و ارتباطات در فرایند آموزش و پرورش
- تاکید صرف بر روشهای آموزشی که به انفعال دانش آموزان می انجامد (آموزش مبتنی بر سخنرانی به جای یادگیری مشارکتی، یادگیری در حد تسلط، بحث گروهی و دیالوگ)
- تکلیف مداری
- مبنا قرار نگرفتن تفاوتهای فردی در آموزش و یادگیری
- استفاده صرف از روشهای ارزشیابی هنجاری و تراکمی به جای ارزشیابی ملاکی و تکوینی
نیروی انسانی
معلم:
- عدم توجه به نقش کلیدی معلم در فرایند آموزش و پرورش
- جایگاه نامناسب معلمان از نظر منزلت اقتصادی و اجتماعی
- بی توجهی به تربیت معلمان حرفه ای
- به انفعال کشیده شدن معلم در چالشهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی (تاثیر پذیری به جای تاثیر گذاری)
- آشنایی اندک معلمان با شیوه های نوین آموزش و ارزشیابی
- ناکارآمدی شیوه های جذب، نگهداری و ارتقاء معلمان و نخبگان در آموزش و پرورش
پرسنل اداری و تیم مدیریت مدارس:
- عدم آشنائی مدیران با شیوه های نوین مدیریت و راهنمائی آموزشی
- عدم تخصص گرائی در احراز پست های آموزشی و اداری
- عدم توجه به رابطه هرمی واقعی براساس معلم محوری - غفلت از مسائل آموزشی به دلیل درگرشدن در امور پشتیبانی
ساختار آموزش و پرورش
- عدم تخصص گرائی در برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی فعالیتهای آموزشی
- عدم مشارکت معلمان در برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی برنامه های آموزشی در سطح مدارس، منطقه، شهر، استان و کشور
- نبود برنامه های درازمدت در آموزش و پرورش
- تمرکز گرائی در مدیریت و برنامه ریزی آموزش و پرورش
- عدم نوآوری و انعطاف در تدوین برنامه های جدید
- فربه شدن ستاد
- نگاه بخشنامه ای
- عدم توجه به نیازهای منطقه ای در شکل گیری ساختاری
 عدم به کارگیری قابلیتهای غیر فعال در آموزش و پرورش
- بی ثباتی مدیریت در سطوح مختلف مدیریت
- عدم توجه به چرخش نخبگان
- سیاسی بودن تغییرات مدیریتی در تمام سطوح
- شکاف عمیق بی اعتمادی بین صف و ستاد
منابع و تجهیزات
- فقدان مشارکتهای مردمی در آموزش و پرورش
- عدم تامین، تخصیص و بهره وری درست از منابع مالی
- عدم تجهیز مدارس به منظور ایجاد فضای چالش برانگیز آموزشی
- فاصله زیاد با استاندارد های جهانی
- بهره وری نامطلوب از منابع و تجهیزات موجود
- توزیع نامناسب منابع و تجهیزات
بدیهی است مخاطب این هشدار فقط دولت و وزارت آموزش و پرورش و شخص وزیر نیست بلکه این هشداری است به تمامی دستگاهها سازمانها نهادها و مراجعی که در این خصوص بی توجه یا کم توجه هستند و همچنین به تک تک افراد جامعه که در این راستا مسئولند لذا این یک هشدار ملی است برای اتخاذ یک عزم ملی به منظور تحول بنیادین در مهمترین حوزه ای که فردای همگان در گرو حل مسائل حیاتی آن است.


( 2 )
مشروح مصاحبه " سخن معلم " با آقای دکتر نجفی در محل شورای اسلامی شهر تهران پیرامون مهم ترین مسائل روز آموزش و پرورش :
داوری :
بسم الله الرحمن الرحیم
روز پنجم خرداد ماه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دور دهم به همراه سرکار خانم میان دشتی و آقای پورسلیمان و بنده داوری در خدمت جناب آقای دکتر نجفی هستیم و با توجه به ارتباط جنابعالی و با توجه به این که در این دوره به صورت خاص فعال شده اید می خواهیم سطح گفت و گوهایمان را با شما در سطح وسیع تری داشته باشیم و مطمئنا با کوتاه بودن زمان پاسخ ها کوتاه است .
امیدواریم در فرصت های بعد بیشتر بتوانیم در خدمت شما باشیم چون معلمان با توجه به رابطه فکری و عاطفی که با جنابعالی دارند خیلی علاقه مندند که بیشتر در باره شما و دیدگاه هایتان اطلاع داشته باشند . شاید بگوییم اطلاعات و خاطراتی که در ذهن شما وجود دارد یک سرمایه مشترکی است که معلمان هم خیلی دوست دارند که از این سرمایه بهره مند شوند .
قبل از شروع سوالات ما اگر صحبتی دارید در خدمت تان هستیم .
دکتر نجفی :
فکر می کنم ایام قبل از انتخابات و هر انتخابی که در کشور صورت می گیرد فرصت مغتنمی است هم برای این که گروه های مختلف تحلیل از اوضاع و شرایط جامعه داشته باشند و هم تحلیلی از اوضاع کاری خودشان و بر اساس آن تحلیل مطالبات ، خواسته ها و تقاضاهای خودشان را به صراحت مطرح کنند .
انتخابات ریاست جمهوری از این جهت که جنبه ملی دارد و حتی تاثیرات بین المللی ، از بقیه انتخابات و بقیه مناسبت های انتخاباتی مهم تر است و می تواند تاثیرگذار تر باشد به خصوص در این دوره که خوشبختانه توجه به مطالبات گروه ها و اقشار مختلف جامعه توسط کاندیداهای مختلف جدی شده و کاندیداها احساس می کنند بدون اظهار نظر درباره گروه های تاثیر گذار در جامعه و به خصوص گروه های مرجع مثل معلمان و فرهنگیان نمی توانند رای لازم را به دست بیاورند و بنابراین خودشان را ملزم می دانند به پاسخگویی در مقابل این مطالبات و این اتفاق خیلی خوب و مبارکی است و از این جهت از شما تقدیر و تشکر می کنم که به عنوان نمایندگان بخش عظیمی از فرهنگیان مطالبات آن ها را دسته بندی و کلاس بندی می کنید و درصدد دریافت نظرات کاندیداهای مختلف از این مطالبات هستید . کار بسیار خوبی است . امیدواریم هر کس هم که در نهایت انتخاب می شود با توجه به این مطالبات و با به کارگیری یک تیم مدیریتی قوی موفق شود تحول اساسی در آموزش و پرورش ایجاد کند و همه می دانند که تا این تحول ایجاد نشود تحولات بعدی در کشور ما اتفاق نمی افتد و همه می دانند شاید رمز و ریشه ناکامی های دولت نهم بر این مساله استوار است که متاسفانه نتوانسته اند از نیروهای خیلی قوی چه به عنوان وزیر و چه به عنوان همکاران وزیر در وزارت آموزش و پرورش استفاده کند فلذا هم در آموزش و پرورش ناموفق بود و در سایر بخش های اجتماعی و فرهنگی جامعه .
پورسلیمان :
آقای دکتر نجفی !
شما الان اشاره کردید به عملکرد دولت نهم در وزارت آموزش و پرورش .
می خواستم بدانم شما به عنوان فردی که حدود 8 سال در وزارت آموزش و پرورش بودید و به ریزه کاری های این وزارت خانه تا حدودی آشنا هستید ؛ اگر بخواهید یک ارزیابی کلی از عملکرد دولت نهم در زمینه آموزش و پرورش داشته باشید چه خواهید گفت ؟
دکتر نجفی :
ببینید من خیلی تلاش کردم و تلاش می کنم که در عملکرد دولت نهم جنبه انصاف را در نظر بگیرم و ارزیابی منصفانه ای داشته باشم اما متاسفانه باید بگویم که این دولت با این که درآمدهای افسانه ای در 4 سال گذشته داشته است و چیزی در حدود 280 میلیارد دلار فقط از درآمد دولت از محل صادرات نفت خام بوده است نتوانسته است آن طور که باید و شاید در آموزش و پرورش قدم مثبتی بردارد .واقعا وقتی عملکرد دولت را در این 4 سال در بخش های مختلف نظام تعلیم و تربیت مورد بررسی قرار می دهیم متاسفانه نکته مثبتی در این عملکرد به چشم نمی خورد .
یعنی هم از نظر صیانت از شان و منزلت فرهنگیان متاسفانه این دولت نه تنها به وظیفه خودش عمل نکرد بلکه درست در نقطه مقابل به عنوان مدعی فرهنگیان عمل کرد و در برخوردهای تند و حادی که دستگاه های مختلف چه در بیرون و چه در داخل آموزش و پرورش با فرهنگیان داشتند متاسفانه اگر نگوییم این دولت موید آن دستگاه ها بود و مشوق آن دستگاه ها حداقل به عنوان ناظر سکوت کرد و از حق فرهنگیان برای فعالیت های سیاسی و اجتماعی دفاع نکرد .
در مورد مسائل آموزشی و تربیتی و آن چه که به محتوای آموزش و پرورش بر می گردد می توان گفت دولت نهم نه تنها توفیقی نداشت بلکه شاهد عقب گرد در خیلی از مسائل بودیم !
فراموش نکنیم وزیر قبلی آقای فرشیدی در یک مرحله اعلام کرد از روحانیون در سطح وسیع دعوت کنیم به مدارس بیایند و فعالیت های تربیتی را عهده دار شوند و در همان موقع من اعلام کردم که این توهین به یک میلیون نفر معلم و مدیر درمدارس که وزیر رسما اعلام کند این ها صلاحیت کار تربیتی را ندارند و از حوزه های علیمه کسانی را به آموزش و پرورش بیاوریم .
در دوره کاری وزیر جدید هم مشابه این برخوردها وجود داشته است . اخیرا به صورت وسیعی اعلام شده است بخشی از اصلاح کتاب ها ی درسی را به حوزه های علمیه بر اساس قراردادی که بسته شده است واگذار کردند و این توهین بزرگ به جمع بزرگ کارشناسان و صاحب نظران تعلیم و تربیت است که در دستگاه های آموزش و پرورش و از طریق دانشگاه ها به عنوان همکار از سال های گذشته فعالیت داشته اند و اخیرا بازهم مطرح شده است که تعدادی از مدارس را اگر این دولت کارش ادامه پیدا کند به حوزه های علمیه واگذار کنند و از این طریق آن بنیه و ظرفیت اصلی آموزش و پرورش تقلیل خواهد رفت !
این عملکرد دولت نهم بوده است در مورد محتوای فعالیت ها .
پورسلیمان :
در مورد مسائل اقتصادی آموزش و پرورش ؟
دکتر نجفی :
این که من اشاره کردم به 280 میلیارد ریال درآمد حاصل از صادرات نفت خام به همین نکته توجه داشتم به هر حال یک وقت دولت اعلام می کند ما درآمدمان کم است ؛ مشکلات مالی و اقتصادی زیادی داریم نمی توانیم آن تقاضاهای به حق معلمان را پاسخ بدهیم مثلا فرض کنید در دوره جنگ تحمیلی به هر حال مشکلاتی بود که دولت نمی توانست آن طور که باید منابع مالی آموزش و پرورش را تامین کند یا در آن دو سه سال اول اصلاحات در دوره آقای خاتمی به خاطر افت شدید قیمت نفت دولت واقعا در اداره کشور از نظر اقتصادی با مشکلات بسیار زیادی مواجه بود دولتی که آن قدر پول اضافه دارد می بینیم که رئیس جمهور در هر سفری وعده های بزرگ مالی به مردم می دهد و یا حتی در هر بازدیدی، مثلا حتی از خوابگاه دانشجویان بازدید می کند یک پنجاه هزار تومانی به هر کدام از آنها می دهد یا شرکت می کند در جلسه سخنرانی در وزارت امور خارجه و یک صدهزارتومانی عیدی می دهد ولخرجی های از این نوع ؛ واقعا ما نمی توانیم بپذیریم که این دولت در تامین بودجه آموزش و پرورش و حل مشکلات معیشتی معلمان توانایی لازم را ندارد این جا باید نتیجه این شود که دولت اراده لازم برای حل این مشکل را ندارد به هر دلیلی دلش نمی خواهد که در آموزش و پرورش یک آرامشی حاکم باشد که معلمان ، مربیان و مدیران بتوانند که وظیفه اصلی خودشان را که آموزش و تعلیم و تربیت فرزندان این کشورهست انجام بدهند لذا علاقه مند است که معلمان دائما ذهنشان و روحشان درگیر مسائل مادی و غیر معنوی و محتوایی باشد لذافکر می کنم که دولت نه تنها موفق نبوده بلکه یک لطمه بزرگی به معلمان آموزش و پرورش در این دوره وارد شده است.
داوری :
چون آقای پورسلیمان می خواهد مباحث را در سطح وسیع تری رصد کنند این سئوال را بپرسم که با توجه به این که مخاطب ما طیف وسیعی از معلمان هستند و آن را در عرصه مسائل مختلف معلمان منعکس کنیم .
دکتر نجفی برای معلمان علاوه براین که یک وزیر محبوب و موفق بود یک الگوی شخصی هم هست . هر چه قدر در مورد زندگی شخصی تان که فکر می کنید به درد معلمان بخورد و در مسیر معلمی و در مسیر یک فعالیت اجتماعی سیاسی و صنفی آنها را کمک بکند لطف کنید توضیح بدهید مانند خدمات قبلی که انجام دادید درمسیر فعالیت های معلمان در عرصه های مختلف که می تواند موثر واقع شود ؟
دکتر نجفی :
تجارب زندگی شخصی من ... آیا می توانم الگویی برای معلمان باشم ؟
شاید بدانید شروع کار تحصیلم در دانشگاه در مهندسی بوداما دو تا علاقه زیاد نسبت به دو موضوع مختلف من را علاقه مند کرد یکی علاقه ای که به معلمی داشتم و یکی که به ریاضیات داشتم لذا جهت گیری من این بود که معلم ریاضیات شوم ورشته ریاضی را انتخاب کردم و البته نگاهم در وهله اول این بود که تا سطح بالاتر ادامه تحصیل بدهم ودر دانشگاه ها حرفه معلمی را انتخاب بکنم و البته در ذهنم این بود که اگر به توفیقات آن چنانی در تحصیل پیدا نکنم بلکه درتحصیل در دبیرستان ها لیسانسی را بگیرم و خوشبختانه به هدفم رسیدم و با علاقه کارم را دنبال کردم لذا فکر می کنم که یکی از مهمترین مسائلی که می شود در رابطه با معلمان مطرح کرد باید کاری کنیم که معلمان علاقه مند به حرفه خودشان باشند در وهله اول وبعد هم علاقه مند به آن رشته ای که دارند در آن رشته تدریس می کنند واین مسئله کار معلمی را به عنوان یک فعالیت حرفه ای جدی بگیریم لذا ما در برنامه هایی که جناب آقای کروبی برای اداره کشور در نظر گرفته اند یکی ازبرنامه ها را ایجاد " سازمان نظام معلمی " قراردادیم و پیش بینی کردیم که ان شاءالله این سازمان لایحه اش نوشته شود که همان طور که امروز در کشور ما قبول شده که پزشکی یک حرفه خاص است که در دانشگاه به او یک شماره سازمان پزشکی بدهند و بر اساس آن شماره و پرونده ای که در آن سازمان ایجاد می شود پزشک کار خودش را شروع می کند و در تمام طول مدت خدمتش هم تحت نظارت آن سازمان حرفه ای که نظام پزشکی نام دارد یا همان طور که در جامعه قبول شده که مهندسی یک کار حرفه ای است که مهندس باید تحت نظر حرفه ای یک سازمانی در کشور باشد که اسمش را گذاشته اند سازمان نظام مهندسی ؛ به اعتقاد من باید برای معلمی هم همین ایده را در جامعه مطرح بکنیم که معلمی یک حرفه ای است که کسی که این حرفه را انتخاب می کند فرض اول ما این است که با عشق و علاقه و شور و گداز این کار را می خواهد آغاز کند اما باید سازمانی باشد از خود معلمان و تحت نظر متخصصین تعلیم و تربیت فرهنگی کار معلمی را مورد کنترل و نظارت قرار بدهد . معلم اگر احساس بکند کارش یک کار حرفه ای- تخصصی است خیلی فرق می کند نوع نگاهش به این حرفه تا این که به عنوان یک کارمند مثلا دولتی معلم تلقی بشود و متاسفانه تلقی دولت و حتی بخشی ازمسئولین غیر دولتی نسبت به کار معلمین دومی را که معلم را یک کارمندی می دانند در کنار دیگر کارمندان وبه آن اهمیت حرفه ای و تخصصی بودن کارش توجه نمی کند.
پورسلیمان :
مقدمات " نظام معلمی " در زمان دولت نهم در آموزش و پرورش کار شد ومقدماتش در شورای عالی تدوین شد و دبیر شورا اعلام کرد که حتی به زودی این مقدمات در شورای عالی برای تشکیل شورای نظام معلمی فراهم خواهد شد منتهاهیچ گونه پیش نویسی از این در اختیار هیچ رسانه ها قرار نگرفت که بخواهند اظهار نظری بکنند ضمن آن که نگاهی که در دولت نهم وجود دارد احتمال دارد که نظام معلمی که به جای این که یک تشکیلات غیر دولتی باشد مثلا با رویکرد تخصص پروری به یک چیز دیگر استحاله کنند که از کارکرد واقعی و علمی اش خارج شود یعنی شما می خواهید انشاءالله در دولت آینده این برنامه ها را از اول بنویسید یا می خواهید روی آنها اصلاحات انجام بدهید؟
دکتر نجفی :
شورای عالی آموزش وپرورش فقط تا آن حدی می تواند اظهار نظر بکند و حتما تاسیس نظام معلمی باید به تصویب مجلس برسد که یک پشتوانه قوی و قانونی داشته باشد . سازمان نظام پزشکی و سازمان نظام مهندسی تصویب مجلس را دارد ؛ شورای عالی آموزش و پرورش به تنهایی کفایت نمی کند . طرح ما این است که اگر آقای کروبی رای بیاورند گروهی از معلمان و فرهنگیان را دعوت به همکاری بکنیم برای بررسی چهار، پنج موضوع اصلی در آموزش و پرورش یکی تهیه پیش نویس این لایحه است تا قبل از تشکیل خود دولت که احتمالا دولت جدید در شهریور ماه تشکیل می شود و حدود دوماه و نیم وقت داریم که روی این لایحه کار کنیم توسط خود فعالان جامعه فرهنگی و آن لایحه را برای اظهار نظر به شورای آموزش عالی آموزش و پرورش بدهیم و خوب است که ما هم مطلع بشویم در بخش سازمان نظام معلمی در شورای عالی فرهنگی چه گذشته و چه مطلبی تهیه شده قطعا کمک می کند آن گروهی که می خواهند این کار را بکنند حتما می توانند از آن متن استفاده بکنند اما نظر ما این نیست که اولا در شورای عالی آموزش و پرورش تصویب بشود یا یک مرجع بالاتری که خود مجلس شورای اسلامی است ما معتقدیم که این نظام باید مانند نظام پزشکی و نظام مهندسی یک سازمان کاملا غیر دولتی باشد گر چه ممکن است از متن دولت هم در شورای عالی این نظام هم عضو شوند. اکثریت اعضاء باید از بین خود فرهنگیان و به عنوان یک سازمان غیر دولتی مستقل از وزارت آموزش و پرورش فعالیت بکنند.
میان دشتی :
ما در ارتباطاتی که با معلمین داریم خاطرات خوب و به یاد ماندنی را از شما سراغ دارند یا ما خاطرات خوبی را از دکتر نجفی داریم یا از دست شما تقدیرنامه گرفته اند یا حتی بعضی ها دوست دارند از نزدیک شما را ببینند یا مجالس یا همایش ها یی یا جایی باشد که بتوانند شما را از نزدیک ببینند. شما چه خاطراتی از آن دوره وزارت تان دارید که این گونه در دل معلمان جا گرفته اید؟
دکتر نجفی :
من صادقانه می گویم که من واقعا در دوران وزارت آموزش و پرورش از معلمان خیلی چیزها آموختم فکر می کردم که وزارت آموزش و پرورش خیلی برایم مشکل خواهد بود.وقتی که این پیشنهاد به من شد . می دانید سال آخر دولت آقای موسوی بود که به من پیشنهاد وزارت آموزش و پرورش داده شد بعد از این که جناب آقای اکرمی در مجلس رای نیاورده بودند و قرار بود یک وزیر جدید معرفی بشود.چند تا مطلب مانع ورود من به آموزش و پرورش شد از نظر خودم یکی این که فکر می کردم دوره نخست وزیری جناب آقای موسوی یک سال بیشتر باقی نمانده و در یک سال واقعا نمی شود یک کار موثری آن هم در یک دستگاهی مثل آموزش و پرورش انجام بدهد. دوم این که هیاتی از فعالان سیاسی آموزش و پرورش تحت عنوان "انجمن اسلامی معلمان " فعالیت می کردند با آمدن من به آموزش و پرورش موافق نبودند ومن هم نمی خواستم یک تشکیلاتی از معلمان را که فعا ل بودند در آموزش و پرورش از ابتدای انقلاب به خصوص با نارضایتی حضور من را در آموزش و پرورش بپذیرند از طرفی دیگر هم که بعد از مسئولیتم در وزارت فرهنگ و آموزش عالی در سال 63 تمام شده بود رفته بودم دانشگاه و کار دانشگاهی انجام می دادم در دانشگاه صنعتی شریف خیلی از آن کارم راضی بودم واقعا دلم نمی آمد کار معلمی و ریاضیات را کنار بگذارم و دوباره برگردم به ساز و کار اجرایی کشور لذا به این سه علت اصلا انگیزه ای برای ورود به آموزش و پرورش نداشتم و تحت اصرارهای زیادی که خود مهندس موسوی داشتند چه از طرف رئیس جمهور وقت آیت الله خامنه ای ایشان ابراز فرمودند که شما می توانید مسئولیت را قبول کنید مسئولیت را قبول کردم ولی فکر می کردم یک مسئولیت یک ساله است و به صورت خیلی مشکلی این کار انجام خواهد شد. اما وقتی وارد آموزش و پرورش شدم واقعا دو مطلب باعث شد که خیلی دل ببندم به آموزش و پرورش و کارم را ادامه بدهم و آن برنامه یک ساله به برنامه نه ساله تبدیل شد! مساله اول آن لطف و صفا و صمیمیت معلمان بود که واقعا من این را بارها را گفته ام که معلمان خیلی افراد حق شناسی هستند شاید به خاطر پاکی و زلالی کاری است که انجام می دهند چون واقعا کار تعلیم و تربیت کار زلالی است کاری است که حضرت امام به حق فرمودند از جنس کار انبیاست واقعا این طور است.
و اما چون معلم با یک ماده خام بسیار پاک و بسیار بی آلایشی چه در دوره دبستان و چه در دوره های بعدی ارتباط دارد خودش هم از این پاکی و از این بی آلایشی به شدت متاثر است و بنابراین یک روح شفاف و زلالی پیدا می کند .
من واقعا تحت تاثیر این پاکی و صفا و صداقت و صمیمیت معلمان قرار گرفتم و مطلب دوم چیزهایی که در آموزش و پرورش یاد گرفتم از معلمان . واقعا خودم احساس می کردم که برای من یک دوره آموزشی کار در آموزش و پرورش است .نه این که بخواهم با اصول و اصطلاحات آموزش و پرورش آشنا شوم ؛ چه بسا انسان با نگاه کردن به یکی دوکتاب می تواند آشنا شود که من از قبل هم آشنایی داشتم . قبل از این که وارد آموزش و پرورش شوم حدود 5 سال عضو شورای عالی آموزش و پرورش بودم .از مسائل آموزش و پرورش کم و بیش در جریان بودم . 3 سال در کمیته های تغییر بنیادین نظام ( آموزش و پرورش ) که در زمان آقای اکرمی شروع به کار کرده بود عضو بودم .
یعنی آشنایی هایی با مسائل اصلی آموزش و پرورش به عنوان مسائل علمی و مسائل مدیریتی داشتم . آنچه که یاد می گرفتم از معلمان ، شیوه برخورد با مسائل و مشکلات و بعضی تگناها ، بعضی گره های مختلفی که در کار پیش می آید و به نظرم برای من خیلی قابل استفاده بود . خاطرات زیادی دارم که بخواهم نقل کنم زیاد خواهد شد .
معلمان افراد فداکاری هستند .در بسیاری از مناطق محروم وقتی برای بازدید می رفتم شاید از 10 تا تقاضایی که یک معلم داشت حداقل 9 مورد مربوط به خود کار آموزش و پرورش بود مثلا مربوط به بهبود وضعیت مدرسه ، امکانات جدید برای بچه ها ، کمک برای حل فقر بچه ها و... برای خودشان کم تر چیزی می خواستند .در عین حال می دانیم که در این 30 سال پس از انقلاب تا کنون همیشه معلمان از مسائل و مشکلات معیشتی رنج برده اند و می برند .من تحت تاثیر روحیه فرهنگیان و صفا و صمیمیت آن ها و گذشت و ایثار آن ها هستم .کمااین که فکر می کنم همه کشور ما و همه مردم ما این تاثیر را گرفته باشند .مثلا در ابتدای انقلاب و در زمانی که ادراه کشور خیلی سخت بود دستگاهی که بیشترین کمک را برای اداره کشورانجام داد آموزش و پرورش بود .معلمان پخش شدند در جاهای مختلف مانند بخشدار ، فرماندار ، شهردار و... و جاهایی که واقعا نیروی لازم برای اداره کشور نبود . در کمیته ها و سپاه و.. هر جا که آدم می رفت کیفی ترین نیروها را فرهنگیان می دید .در زمان جنگ هم همین طور .واقعا کارهایی که خود معلمان در خود جبهه و چه در پشت جبهه و این آموزشگاه هایی که ایجاد کردند برای دانش آموزانی که به جبهه می روند ازتحصیل عقب نیفتند .واقعا کارهای بزرگی کردند .وقتی هم که جنگ تمام شد و سازندگی شروع شد انصافا کار و تلاش خود را انجام دادند . حال متاسفانه چرا این که نتوانستند دولت ها آن طور که باید و شاید حق معلمان را اداء کنند این بحثی است که من واقعا جوابش را نمی دانم و برای من یک ابهام است که چرا همیشه در این 30 سال روسای جمهور ، نخست وزیر ، وزراء و مسئولان و.. بر اهمیت کار معلمان تاکید کردند چرا هیچ وقت یک اراده قوی برای حل مشکلات این ها وجود نداشته است !
بخشی از مشکلات معلمان مطمئنا اگر نظام و دولت بخواهند حل کنند قابل حل است در عرض 3 و یا 4 سال ...
پورسلیمان :
پس اراده ای برای حل مشکلات معلمان وجود ندارد ؟
نجفی :
من این گونه احساس می کنم شاید اگر هم اراده ای وجود دارد این اراده خیلی عمیق نیست .
چون حل مشکل اول نیاز به این دارد که اولا مشکل دریافت شود ،تحلیل کند ، فهم کند ،درک کند ، بعد نیاز به این دارد که برای حل مشکل تصمیم بگیرد بعد از آن باید به لوازم اجرای آن تصمیمات باید پای بند باشد .
ما متاسفانه مسئولان کشورمان در بسیاری از موارد می خواهند کارهای خوبی انجام دهند چه در آموزش و پرورش و چه غیر از آن ؛ اما به لوازم اجرای آن کار پای بند نیستند ! به مجرد این که با بعضی از مشکلات و سختی ها در انجام یک کار مواجه می شوند زود عقب نشینی می کنند .این مساله اصلی است که ما در آموزش و پرورش می بینیم و از سال های گذشته وجود داشته است .
میان دشتی :
آقای دکتر نجفی با توجه به این نگاه و به اذعان آن و بهترین مدیریت ، درصد بالایی از فرهنگیان مان بهترین مدیریت و بهترین تصدی گری شما در دوران شما در وزارت آموزش و پرورش داشته است . نگاه علمی که به قضیه داشتید ولی یک سوال عاطفی می کنم زمانی که شما تشریف می بردید مناطق محروم که لابه لای صحبتهایتان بیان فرمودید و از نزدیک مشکلات آموزش و پرورش را مخصوصا در مناطق محروم مشاهده می کردید آن احساس درونی تان را می خواهیم چون مواقعی است که آن احساس درونی آدم کاملا احاطه دارد و روی کار مدیریتی او هم احاطه پیدا می کند وقتی که شما در آن فضاها قرار می گرفتید مسائل را از نزدیک یا از دور می دیدید وقتی که خودتان مدیریت کشتی را در دست داشتید وارد آن فضاها می شدید چه احساسی داشتید؟
دکتر نجفی :
چون من ریاضی خواندم و یک بخشی از کارم هم منطق ریاضی بوده در هر مشکلی که در زندگیم بوده به صورت منطقی تجزیه و تحلیل کنم و برایش راه حل پیدا کنم در مورد مسائل آموزش و پرورش به خصوص در مناطق محروم از نظر عاطفی و احساسی آدم خیلی تحت فشار قرار می گرفت . من زمانی یادم می آید وقتی رئیس فرهنگ و آموزش عالی بودم در خدمت دولت آقای پرورش در وزارت آموزش و پرورش بودم خیلی وقتها نامه های معلمانی را که با مسائل و مشکلاتی مواجه بودند و خطاب به وزیر نوشته بودند می آوردند و بخش هایی از آن را در دولت می خواندند البته این سوال برای من مطرح بود که خواندن این نامه ها اگر در یک چهارچوب استراتژی نباشد آدم این نامه ها را می خواند تا بعد از دولت چه چیزی بخواهد و یا به چه صورت دولت را برای انجام یک کاری تشویق بکند شاید خیلی موثر نباشد به صورت لحظه ای افراد ، دولت یا هر جایی که این نامه ها را می شنیدند یا می خواندند لحظه ای تحت تاثیر قرار می گرفتند و بعد از لحظه ای از یاد می رفت اما بعد که خودم به آموزش و پرورش رفتم با این نوع مشکلات ومسائل و سختی های کار در آموزش پرورش به خصوص درمناطق محروم مواجه شدم به نظرم می رسید که شاید این تنها راهی است که وزیر به نظرش می رسد چون احساس می کند حل این مشکلات امکان پذیر نیست تنها کاری که به نظرش می رسداین است که بیاید بخشی از این مشکلات را برای دیگران بازگو کند بدون اینکه طرحی ، برنامه ای ونقشه ای برای حل این مشکل داشته باشد. واقعیت این است که من از نظر عاطفی و احساسی خیلی وقت ها به شدت تحت فشار قرار می گرفتم و خیلی موارد بوده که شب تا صبح را خوابم نمی برده فکر می کردم چرا باید این مشکلات به این صورت باشد چرا باید بعضی از این افراد خوب و خدمتگذار با این مسائل دست به گریبان باشند اما همیشه سعی کردم که دوره غلبه احساسات بر من خیلی طولانی نباشد و به سمتی بروم که بالاخره این مشکل چگونه می شود حلش کرد یا به طور نسبی کمی تخفیفش داد. تلاشم این بوده ودر برخورد با دولت هم به مدلی رسیدم که و از آن مدل استفاده کردم برای به کار گیری نیرو ها . به عنوان مثال عرض می کنم که برای حل یک مسئله فقط یک جهت ورود به مساله را تعقیب بکنید شاید در همان جهت هم به بن بست برسید کار متوقف بشود اگر از جهات مختلف به سمت حل مساله بخواهد برود ممکن است از هر جهتی یا زاویه ای بخشی از مساله حل بشود و وقتی همه را سر هم بکنید یک کار بزرگی انجام شده . من در دولت به خصوص در دولت آقای هاشمی دیدم چون شعار سازندگی سر داده شده بود همه وزرا تلاش داشتند در جهت توسعه بخش خودشان و ایجاد رونق در این بخش ایجاد بکنند خیلی سخت بود در آن فضا که انسان بخواهد در مورد آموزش و پرورش صحبت بکند مخصوصا اولین باری که در مورد آموزش و پرورش گزارشی بردم به دولت بدهم تا صحبت هایم را شروع کردم یک از آقایان وزرا گفت که دوباره روضه آموزش و پرورش شروع شد !
برای من خیلی سخت بود که یک همکارم در دولت که قبل از این که من صحبت بکنم یک همچین قضاوتی در مورد این مساله دارد و اتفاقا من این مطلب را طوری تنظیم کرده بودم که اصلا در مورد مسائل آموزش و پرورش ، مشکلات و مسائل آموزش و پرورش صحبت نکنم بلکه بیشتر مسائل محتوایی که فکر می کردم که یک وزیر که در خارج از آموزش و پرورش کار می کند جالب باید باشد که در محتوای آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت چه می گذرد و در بین جوانان ما چه نوع گرایشات و چه تمایلاتی وجود دارد اما برای این که وزرا را علاقه مند بکنم یا وادارشان بکنم برای کمک به آموزش و پرورش که عرض کردم برای نمونه می گویم ، ما رفتیم بررسی کردیم تا ببینیم همسر کدام یک از وزرا فرهنگی هستند و دیدیم بیشتر از پنجاه درصد همسران وزرا یا استخدام رسمی آموزش و پرورش بودند یا به صورت همکار با آموزش و پرورش همکاری می کردند ما همه آنها را دعوت کردیم و همراه خانم خودم برای یک جلسه ای و در آن جلسه من حدود 2 ساعت صحبت کردم در مورد مسائل آموزش و پرورش و مشکلاتی که بچه ها دارند . در آموزش و پرورش از نظر کمبود و مسائل ، ولی آنها خبر ندارند یا در مدارس خوب تدریس می کردند حتی اگر در مدارس معمولی هم خدمت می کردند پسر یا دختر وزیر برخوردشان یک جور دیگر است و این خانمها هم در مدارس بالای شهر تدریس می کردند یا همکاری داشتند . آن نقطه شروع تاثیر گذاری بر دولت بود و در انتهای آن جلسه همه خانمها بالاتفاق تحت تاثیر قرار گرفتند و بالاتفاق می گفتند که حتما ما جلساتی داشته باشیم شما ما را بیشتر توجیه کنید و برویم در خانه منتقل بکنیم فکر می کنم بعد از 5 ، 6 ماه ما جو آموزش و پرورش را در دولت عوض کردیم . فردی که برای حل مشکلات تحت تاثیر عواطف و احساسات قرار می گیرد نباید در همان قدم بماند باید فکر بکند که این مشکل هست و باید چه بکند . ما مدارسی در تهران داشتیم 4 نوبته و یک مدرسه ای داشتیم 2 نوبته که در یک گاوداری تشکیل می شد در اطراف شهریار و شاید کسی باورش نشود ولی بود!
خیلی کارها شد و از خیلی جهات مسائل تخفیف پیدا کرداما متاسفانه اخیرا شنیدم مدارس 3 نوبته دارد در کشور ایجاد می شود واقعا برای من عجیبه که یعنی یک دولتی 280 میلیارد دلار در چهارسال پول داشته باشد مدارس را از 2 نوبته تبدیل بکند به 3 نوبته مگر چه اتفاقی افتاده درشرایطی که ما تعداد رشد دانش آموزانمان منفی است و در حال کم - شدن است از تعداد دانش آموزان ، این برای من خیلی عجیب است .
میان دشتی :
آقای دکتر نجفی ما آقای کروبی را انتخاب کردیم به خاطر نگاه کاملا درستی که به آموزش و پرورش دارند و احساس کردیم بهترین مدافع است و ایشان می توانند به عنوان کاندیدای مورد نظر مامطرح بشود به عنوان آخرین سوال خودم در این بخش که شما با چه رویکردی به عنوان مشاور آقای کروبی در آموزش و پرورش انتخاب شدید . من واقعا دلسوخته آموزش و پرورش هستم سالها مدیریت مدارس 2 شیفت و 3 شیفت مناطق محروم تهران را داشتم دانش آموزانی زیر نظر من بودند که با دمپایی پاره به مدرسه می آمدند حتی برای تهیه یک کفش یا دمپایی برای این ها دچار مشکل بودیم . پاکدشت را باید بشناسید در شهرک انقلاب و از دست شما هم لوح تقدیر گرفتم و این مسائل را با تمام وجود و احساس گفتم شما هم احاطه داشتید روی این مساله می دانم با تمام وجود احساس کردید ولی این که آقای کروبی را انتخاب کردیم و محبوب ترین وزیر ما آقای کروبی را به عنوان کاندیدا قبول کرده اند خود من نظرم آقای کروبی بود وقتی موضع شما را دیدم به عنوان یک مرجع مشخص برای ما کاملا یقین پیدا کردیم به این انتخابمان و در گروه خودمان سازمان معلمان ایران برخورد داشتیم نسبت به این مساله و بعد شبهاتی که بود کاملا برطرف شد خواستیم ببینیم شما با چه رویکردی آمدید؟
دکتر نجفی :
من بیشتر به این فکر می کردم که هر کسی اگر بنا است رئیس جمهور شود که باید چه مشکلاتی را حل بکند بعد بر اساس این که چه مشکلاتی باید حل شود دیدم که از بین کاندیداها کدام یک در مورداین مشکلات پرتر می توانند عمل بکنند یا احتمال این که بتوانند مشکلات بزرگ تری را بتوانند حل بکنند کدام کاندیدا بیشتر از دیگری است؟ ما متاسفانه با مشکلات عدیده ای در کشورمان مواجه هستیم از مسائل اقتصادی بگیرید تا مشکلات حاد اجتماعی تا مسائل سیاسی در داخل کشور دو دسته گی هایی که در دولت نهم بین افراد جامعه دامن زده شده و این حالت تخاصمی که بین گروه های مختلف جامعه متاسفانه ایجاد کرده و شما در این بیست سال قبل تا دولت نهم هیچ گاه سراغ ندارید به کسانی که مداحان اهل بیت هستند و علما و حتی مراجع تقلید توهین کنند در این دولت این اتفاق افتاده، شما سراغ ندارید که این قدر در محیط های دانشگاه بچه ها به صورت خیلی خصمانه ای در مقابل هم صف بندی بکنند متاسفانه در این دولت اتفاق افتاده یک عده به عنوان عامل دولت یک جاهایی به عنوان بسیج دانشجویی یک جاهایی عمومی دیگر در مقابل سایر دانشجویان یا حتی این اختلاف و درگیری ها ی حاد به محیط های بالاتر بین اساتید دانشگاه ها بین معلمان . من واقعا فکر می کنم که الان با مشکلات خیلی زیادی جامعه مواجه است و برای حل این مشکلات به نظر من می رسد که کسی که در واقع شجاعت ، مقاومت و ایستادگی بیشتری بتواند به خرج بدهد اولی است بر سایر کاندیداها و من معتقدم که آقای کروبی از این جهت خیلی جلوتر است از بقیه کاندیداها آقای کروبی30 سال سال بعد از انقلاب حدود 16، 17 سال قبل از انقلاب از سال 41 تا به امروز در طول 47 سال نشان داده که آنجایی که پای منافع مردم و ارزش های انقلابی و اسلامی در میان می آید ایستادگی می کند و صحنه را ترک نمی کند و شجاعت ابراز نظراتی بر خلاف جو حاکم را دارد و توانایی ایستادگی اختیارات اقتدار یک رئیس جمهور قانونی را دارد من فاکتور اولی که در انتخاب آقای کروبی تاثیر داشته مساله قدرت ایستادگی و مقاومت در مقابل مجموعه فشارهایی که قطعا به رئیس جمهور آینده خواهد بود برای اصلاح امور و شجاعت پافشاری بر روی مواضع این یک نکته بود و نکته دوم مساله تیم مدیریتی که یک کاندیدا می تواند ایجاد بکند این هم فاکتور دوم بود که خیلی روی آن فکر کردم به نظر من همین بخش آموزش و پرورش قطعا کسی که آقای کروبی انتخاب بکند فکر کنم قوت بیشتری دارد نسبت به سایر کاندیداها چون من می دانم که سایر کاندیداها یک معذوراتی و یک محدودیت هایی برای انتخاب تیم مدیریتی خودشان دارند که آقای کروبی کمتر این معذورات را دارد مثلا شما در همین انتخاب آقای کرباسچی به عنوان معاون اول دید آقای کرباسچی مدیریت قوی دارند سالها در این مملکت خدمت کرده کسی است که به دستور شخص امام به عنوان استان دار اصفهان انتخاب شد رفت به اصفهان و واقعا یک کارنامه درخشان آن جا داشت بعد هم از زمان دوره سازندگی آمد در تهران به عنوان شهردار و انصافا در تهران موفق بودند هنوز هم مردم تهران خاطرات خوشی از مدیریت ایشان دارند گرچه هر مدیری ممکن است یک نقاط ضعفی هم داشته باشد و چند نفر هم انتقاد داشته باشند من فکر نمی کنم هیچ کدام از این کاندیداها دیگر جرات اعلام نام آقای کرباسچی را به عنوان معاون اول را داشتند برای این که متاسفانه یک جریان سیاسی تلاش کرد آقای کرباسچی را از صحنه فعالیت های سیاسی و اجرایی کشور عقب بزند تا یک مدتی هم موفق شد این موفقیت هم در واقع لطمه ای بود که به کشور خورد مگر ما در کشور چند نفر مثل آقای کرباسچی داریم فرض کنید هزارنفر ده هزار نفر یک کشور 70 میلیون نفری مگر به این راحتی نیروهایش را از دست می دهد حتی اگر آقای کرباسچی یک نفر از ده هزار نفر می بود به نظر من ما باید افسوس می خوردیم به خاطر همین یک نفر که از صحنه مدیریت کشور حذف بشود چون دیگرقطعا نیست مثل آقای کرباسچی را در این کشور نداریم آقای کروبی شجاعت انتخاب یک تیم قوی را دارد و من معتقدم می تواند با تعامل با مجلس یک وزیر قوی برای آموزش و پرورش همان طور که چند بار خودشان چند بار این مساله را تکرار کردند این دو تا فاکتور، فاکتور اصلی بود برای انتخاب آقای کروبی فاکتور فرعی دیگری هم بود که بحث طولانی می شود.
پورسلیمان :
تجربه دولت آقای خاتمی در این دو سال نشان می دهد که آقای خاتمی در بعضی وزارت خانه ها محدودیت شدیدی داشتند و با محدودیت روبرو بودند مثل وزارت اطلاعات ، وزارت آموزش و پرورش و بعضی وزارت خانه های دیگر. شما فکر می کنید که آقای کروبی در برخورد با مسائل آینده و فشارهایی که برای تعیین کابینه احتمالی خواهد آمد در این زمینه جلوتر از آقای خاتمی عمل خواهد کرد در واقع تیم خودش را خود او انتخاب خواهد کرد همان طور که در این مدت نشان داده و این که مسائلی از بالا یا جای دیگر به ایشان تحمیل بشود و ایشان را در مقابل برنامه های خودش قراربدهند ؟
دکتر نجفی :
مطمئنم که هر کسی که رئیس جمهور شود از جمله آقای کروبی تحت فشار زیادی قرار خواهد گرفت برای انتخاب تیم خودش چه به عنوان وزرا و چه برای معاونین اما آقای کروبی قطعا توانایی بیشتری برای ایستادگی در مقابل این فشارها را دارد این یک نکته ! نکته دوم این که به نظرم حتی آقای خاتمی هم در بعضی از وزارت خانه ها تحت فشار برای انتخاب نبود انتخاب خودش بود !
من معتقد نیستم که در مورد انتخاب یک آموزش و پرورش ایشان تحت فشار وارد بوده از جایی انتخاب خود ایشان بود یعنی اگر کس دیگری را در همان دولت اول به جای آقای مظفر ایشان معرفی می کرد حتما مجلس هم رای می داد ومشکلی وجود نمی داشت بنابراین در یک مرحله ای سلیقه مدیریت ایشان ایجاب می کرد که آقای مظفر را معرفی بکنند معتقد هستیم که در مورد آموزش و پرورش رئیس جمهورآینده کمتر تحت فشار بعد از انتخابات ممکن در بعضی از وزارت خانه ها بیشتر تحت فشار باشد البته همان طور که عرض کردم همه آقایان هر کدامشان که انتخاب بشوند تحت فشار خواهند بود حتی آقای احمدی نژاد هم تحت فشار بوده برای انتخاب اما این دیگر نیاز به درایت سیاسی و قدرت ایستادگی در مقابل این فشارها دارد که بتواند از لا به لای این فشارها با یک نیروی ارزنده و برجسته ای را انتخاب بکند و سر کار بگذارد.
پورسلیمان :
اخیرا ستاد فرهنگیان آقای میر حسین موسوی پیش نویس پارلمان معلمان را تهیه کرده اند. بنده هم در " سخن معلم "یک نقدی در واقع درآمدی بر این پیش نویس نوشتم و فرستادم و هیچ جوابی ندادند!
روح این پیش نویس این را نشان می دهد که شورای عالی معلمان که در پیشنهاد اولیه سازمان معلمان بوده در سال 80 و در تجمعات 80 و الان این به پارلمان معلمان تغییر کرده روح کلی این پیش نویس می خواهد در واقع نماینده معلمان را یک شان مشورتی بدهد چه در سطح منطقه و چه در سطح استان و چه در سطح وزارت خانه که نهایتا این پیش نویس تاکیید می کند که هیات منتخب پارلمان معلمان مشاور وزیر خواهد بود به نظر شما آیا این پیش نویس می تواند به نیازهای معلمان در این زمینه جواب بدهد و یا این که شما چه شانی را برای پارلمان معلمان با توجه به این که شما گفتید در نظام معلمی می خواهید از نظرات معلمان بهره مند بشوید به صورت غیر دولتی ؛ چه صورتی به آن خواهید داد ؟
دکتر نجفی :
به نظر من این پارلمان معلمان بیشتر از آن چه که واقعی بتواند تاثیر گذار باشد یک حرکت نمادین است که از مشارکت معلمان به صورت تقسیم سازی استفاده بشود چون وقتی می گوییم منتخب معلمان باید مشاور وزیرباشند یعنی در بخش تقسیم سازی اینها هم دخیل باشند آیا تصمیم گیر کسان دیگری هستند و می توانند آن چرا که آنها پیشنهاد می دهند قبول بکنند یا قبول نکنند اما مساله سازمان نظام معلمی به نظرم کاری فراتر از این است یعنی یک مرجعی که قانونا عهده دار نظارت حرفه ای بر کار معلمان باشد و در واقع ما با تشکیل این سازمان به نظرم در بالا رفتن شان معلم هم خیلی می تواند تاثیر بگذارد این پیامی است به جامعه که معلمی یک کار حرفه ای تخصصی و علمی است و این کار در کنار نظام پزشکی و نظام مهندسی از یک ساز و کار قانونی ونهادینه شده برخوردار خواهد بود لذا طرح پارلمان معلمان و یا شورای عالی معلمان و هر چه اسمش را بگذارید بد نیست قطعا چیز منفی در موردش نمی شودگفت اما به نظرم خیلی تاثیر گذار نخواهد بود بیشتر جنبه شاید بشود گفت جنبه روانی تبلیغاتی پیدا می کند اما اگراز لایحه تاسیس سازمان نظام معلمی خوب نوشته بشود و اختیارات کافی به این سازمان داده بشود به نظرم می تواند در دراز مدت خیلی تاثیر بگذارد می دانید که در خیلی از کشورهای پیشرفته اروپایی این هست حالا عنوانش نظام معلمی شاید نباشد در یک جاهایی اما وجود دارند تشکیلات و نهادهای حرفه ای که یک معلم وقتی می خواهد کار معلمی را رسما آغاز بکند باید آن تشکیلات به آنها مجوزی بدهد و یک مدرکی دال بر این که این معلم از نظر ما مورد تایید و می تواند شغل معلمی را عهده دار بشود فکر می کنم سازمان نظام معلمی کار مهمتری است من پیشنهاد می کنم حتی اگر آقای موسوی انتخاب شد به هر حال ما که در اردوگاه اصلاح طلبان مساله اول ما این است که یکی از این دو کاندیداتوراصلاح طلب انتخاب بشوند ان شاءالله اما ترجیح آن این است که آقای کروبی باشد ولی اگر آقای موسوی هم انتخاب بشوند باز هم ما خدا را شکر می کنیم استقبال می کنیم و همین طرح سازمان نظام معلمی را باید به آنها پیشنهاد بدهیم که دنبال بکنند چون مهم انجام این کار است و مهم نیست به دست چه کسی .
پورسلیمان :
ببخشید پس من این طور نتیجه می گیرم که شما تشکیل نظام معلمی را مقدم بر ساز و کار پارلمان معلمان می دانید شاید هم این بحث منطقی باشد چرا که وقتی معلمی یک شغل تخصصی نشود قطعا معلمانی که از پارلمان معلمان بیایند بالا آدم های متخصص در زمینه آموزش و پرورش نخواهند بود!
دکتر نجفی :
بله یا لااقل دیگران به چشم مختصص به آنها نگاه نمی کنند.
پور سلیمان :
متاسفانه در دولت نهم کاری که صورت گرفت بازگشت ارتجاعی و غیر قابل توجیه به دوران 60 بود یعنی احیا کردن گزینش ها و حراست ها به صورت گسترده و مختار .فرض کنید گزینش ها در این زمینه یا حراست ها و در واقع آن جنبه هایی که در دوران 60 در زمینه پاکسازی و تصفیه آموزش و پرورش دخیل بودند و منتج به این شد که بیش از 60 هزار معلم متخصص در دهه 60 از آموزش و پرورش پاکسازی شدند در مدت کوتاهی این دولت می خواست این را انجام بدهد اخیرا هم طرح عنوان کوچک سازی آمد یک دستورالعمل در مورد معلمان مازاد فرستاد به مدارس ، کارگروهی در مدرسه تشکیل شد که این کارگروه اگر تشخیص می دادند که یک معلمی به درد آموزش و پرورش نمی خورد باید از مجموعه پاک شود !
با توجه به این تاریخچه ای که گذشت آیا شما در صورت پیروزی احتمالی آقای کروبی و تشکیل چنین وزارتی چه طور می خواهید این 4 سال را که دوره ارتجاعی بوده و در این زمینه مطالبات معلمان متراکم شده و به حد انفجار رسیده می خواهید آن را برگردانید حداقل به 4 سال قبل و با چه ساز و کاری؟
دکتر نجفی :
ما البته یک برنامه ای برای جناب آقای کروبی نوشتیم من تنظیم کننده آن مطلب در بخش آموزش و پرورش نبودم بلکه مسئولیت تلفیق کل برنامه را که 35 محور دارد آن برنامه را خدمتتان می گوییم قبلا هم گفتم که به نظر من چند تا کار باید در آموزش و پرورش بشود یکی دموکراتیزه کردن آموزش و پرورش است بنابراین ما باید به سازو کارهایی بیاندیشیم که می تواند یک نظام مبتنی بر دموکراسی را در درون آموزش و پرورش شکل بدهد و این می تواند بعدها در دراز مدت روی توسعه دموکراسی در کل کشور تاثیر گذار باشد بنابراین باید سازوکارهای مختلفی را به کار بگیریم . مسئله گزینش ها مثلا برخوردهای حراست ها با معلمان به نظرم بخش ساده مطلب است یعنی چیزی است که اگر رئیس جمهور به آن اعتقاد داشته باشد که باید جمع بشود یا کنترل بشود خیلی زود می شود این کار را کرد که آقای کروبی صراحتا خوشان این را اعلام کرده اند که من اجازه نمی دهم با معلمان برخوردهای امنیتی بشود یا ارگان های بیرون آموزش و پرورش مثلا در درون آموزش و پرورش بخواهند معلمان را تحت فشار قرار بدهند فکر کنم اینها همه قابل انجام است کار مشکلی نیست مشکل آن بخش است که ما بتوانیم در واقع سازوکاری را طراحی بکنیم که ان شاءالله آموزش و پرورش به یک نهاد دموکراتیک تبدیل بشود و دموکراسی در دل آموزش و پرورش جا بگیرد آن پیچیدگی های خاص خودش را دارد که تدریجا به سمتش برویم همان طور که عرض کردم یکی ازاین کارها مساله ایجاد آن سازمان است یکی دیگر آن که ما سیستمی را فراهم بکنیم که مشارکت معلمان و فرهنگیان در اداره امور آموزش و پرورش وتنظیم برنامه های درسی و تدوین محتوا و اصل کتاب های درسی تحقق پیدا بکند الآن مشارکت هست ولی خیلی ضعیف است آن هم کار دومی است که در کنار کارهای سازمان نظام معلمی می تواند خیلی موثر باشد و بخش های مربوط به مسائل مربوط به معیشتی و منزلتی معلمان باید در جای خودش دنبال شود.
داوری :
بحث وزارت شما درآموزش و پرورشو رمز موفقیت شما و ارتباط به این که یک نفر با نگاه خاص در آموزش و پرورش در جایگاه معاونت رئیس جمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه قرار بگیرد چقدر تاثیر دارد در فرآیندها. این دو بحث مدیریتی مرتبط با آموزش و پرورش و کلان تر از آموزش و پرورش شد و بحث عضویت در حزب کارگزاران به عنوان یک کار حزبی و تشکلی و ورود در عرصه انتخابات و همه اینها را با هم تلفیق بکنیم چگونه می تواند به نفع آموزش وپرورش و معلمان باشد؟
دکتر نجفی :
مدت هاست در حزب کارگزاران عضو نیستم از حدود 3 سال قبل از دوستان خواهش کردم موافقت بفرمایند با عدم شرکت من در شورای مرکزی و بعد هم کناره گیری از حزب. منتها به دلایلی دوستان موافقت نمی کردند اصرار داشتند اسم من باشد تا این شبه کنگره ای که پارسال برگذار شد در ارتباط با حزب و الحمد الله یک فضای خوبی هم در حزب ایجاد شد از آن کنگره من دیگر فکر کردم اعلان رسمی و علنی کناره گیری من از حزب ان شاءالله لطمه ای به حزب و دوستان نمی زند و قبل از آن اصراری که دوستان به کار می گرفتند این بود که من ممکن است به حزب لطمه بزنم و رسما اعلام کردم و در حمایت حزب از جناب آقای موسوی هم آقای مرعشی که سخن گوی حزب هستند صراحتا اعلام کردند که دبیر کل حزب آقای کرباسچی در شورای مرکزی به ایشان اجازه داده شده که بر اساس نظر و تحلیل خودشان از آقای کروبی حمایت بکنند اسم من هم بردند که ایشان هم همکاری با حزب ندارند و حمایت ایشان از کروبی ربطی به حزب ندارد . در مورد مساله آموزش و پرورش هم اگر آقای کروبی انتخاب بشوند اولا همه ما کسانی که دلشان برای آموزش و پرورش می سوزد و به خصوص دوستانی که در چاچوب یک تشکلی فعالیت کرده اند و از وقت خودشان خالصانه و مخلصانه برای ارتقاء شرایط آموزش و پرورش صرف کرده اند چه دوستان در سازمان معلمان و چه در کانون صنفی باید تلاش بکنیم که در وهله اول یک وزیر شایسته ای که 70 ، 75 درصد فرهنگیان بگویند این انتخاب خوبی است انتخاب بشود برای آموزش و پرورش و بعد در قدم بعدی کمک بکنیم که یک برنامه خوب و قوی برای این وزیر نوشته شود و قدم سوم این که همه برویم کمک بکنیم برای موفقیتمان .آقای کروبی اعلام کردند که من یک نفر از بین خود فرهنگیان که مناسب باشد و فرهنگیان او را قبول داشته باشند انتخاب می کنم ؛به نظرم بهتر است کسی از معلمان باشد ولی من پیشاپیش عرض می کنم که در هر شرایطی که در صورت دولت جدید البته دولت فعلی که تغییر پیدا می کند و یکی از دو کاندیدای اصلاح طلب به عنوان رئیس جمهور انتخاب بشود هر کسی که وزیر آموزش و پرورش باشد از صمیم قلب به او کمک کنم البته فکر می کنم شما هم باید موضعتان همین باشد و حتما هم همین است که سه تا کار را بکنیم اول کمک بکنیم به یک انتخاب خوب دوم کمک بکنیم به یک برنامه ریزی درست سوم کمک بکنیم برای اجرای آن برنامه که ان شاءالله برای 4 سال بعد همچین زمانی که دور هم جمع می شویم بگوییم سرفراز باشیم بگوییم در این 4 سال یک کارنامه مثبتی از همه ما ثبت شده ان شاءالله برای 4سال بعدی فکر بکنیم.
داوری :
فعالیت حزب و مدنی تان چه می شود در برنامه کارتان ؟
دکتر نجفی :
من البته به این جمع بندی رسیدم که عضو هیچ حزبی نباشم . یک مدتی که عضو حزب کارگذاران بودم چه مدتی هم که فعال نبودم تقریبا می شود گفت مشاور همه احزاب اصلاح طلب کشور بودم در مناسبت های مختلف دعوت کردند چه برای سخنرانی چه مشورت چه حتی اظهار نظر در متونی که تهیه کردند در بخش آموزش و پرورش ، مانیفست هایی که احزاب تعیین می کردند فکر می کنم این نقش را داشته باشم بهتر است و شاید بعضا برخی از افراد هستند که در عین حال که وجود احزاب و نهادهای مدنی ضروری می دانند برای اداره کشور خودشان آن قدر روحیه عضویت در یک حزب و یا گروه مدنی نداشتم البته گروه های مدنی فرق می کند الآن در خیلی از ان جی او ها عضو هستم عضو هیات امنای خیلی از خیریه هاهستم و حتی یکی دو تا جمعیت غیر رسمی و غیر ثبت شده ما داریم به صورت منظم جلسات بحث و بررسی مسائل توسعه کشور را دنبال می کنیم چرا نهادهای مدنی ، بالاخره لازمه زندگی اجتماعی این است که ارتباط با نهادهای مدنی داشته باشد ولی برای احزاب به این جمع بندی رسیدم که عضو هیچ حزبی نباشم بهتر است .
داوری :
رمز موفقیتتان را در ارتباط مقبولیت و محبوبیت در آموزش و پرورش و دیدگاه مردم چه بوده است ؟
دکتر نجفی :
یکی از دلایل موفقیت که شما می فرمایید این است که من در تمام مسائل بلااستثناء مشورت کردم در تصمیم گیری های مهم در آموزش و پرورش و طرف مشورتم هم .
داوری :
بیش از اینکه دستوربگیرید مشورت کردید؟
دکتر نجفی :
بله.هم طرف مشورتم نخبگان و استادان دانشگاه ها بودند و هم فعالان و معلمان در آموزش و پرورش بودند. من بارها شده بود که در یک سفر استانی در لابه لای مطالب و نوشته هایی که به من داده می شد یک معلمی به من مطلبی می نوشت وقتی برمی گشتم تهران این مطلب را مطالعه می کردم احساس می کردم این معلم یک توانایی و ظرفیتی دارد حتما دعوتش می کردم اگر می توانست می آمد تهران یا تلفنی با او صحبت می کردم که ببینم می شود از او یک جوری استفاده کرد یا نه شاید همین الآن این حرف از قول من چاپ بشود خیلی از معلمان در نقاط مختلف کشور یادشان بیفتد که طرف صحبت من آنها بودند و به نظرم می آید که از هر مشورتی باید در آموزش و پرورش استفاده کرد . آنهایی که به مسائل آموزش و پرورش واقف هستند می دانند که بسیار سهل و ممتنع است در ابتدا نظر خیلی به نظر آسان می آید کما اینکه در این دولت یک دستورالعملی تهیه کرده اند جزء ساماندهی نیروی انسانی است کار خیلی ساده ای است ولی وقتی که آدم می خواهد آن را به اجرا بگذارد بعد با پیچیدگی های مساله مواجه می شود می فهمد که چقدر مشکل است این طور فعالیت ها و باید چقدر زوایای بسیار پنهان وبسیار پیچیده مساله مورد توجه قرار بگیرد البته پیچیده گی آن برمی گردد به پیچیدگی خود تعلیم و تربیت چون کار تعلیم و تربیت کار خیلی مشکلی است وروح انسان ها و ذهن انسان ها ارتباط پیدا می کند مثلا یک فرد متفکری مثل کانت را وادار می کند که سر تسلیم فرود بیاورد به عنوان یکی از مشکل ترین ابداعات بشری از تعلیم و تربیت یاد می کند چون تعلیم و تربیت امری پیچیده ای است نباید سهل بودن مساله ، مسئولین آموزش و پرورش را گول بزند و می توانند با یک بخش نامه 2 ساعته مسائل را حل بکنند این طور نیست در آموزش و پرورش. در یک کلمه با مشورت زیاد با معلمان و استادان دانشگاه ها و شخصیت های برجسته کشور که داشتم در دوره وزارتم خیلی به من کمک کرد در مجموع کارنامه مورد قبولی داشته باشم .
داوری :
معرفت ، منزلت و معیشت به عنوان سه گوشه مثلث ...
دکتر نجفی :
بله من فکر می کنم این ها هر سه خیلی به هم مربوطند ما اتفاقا میزگردی بود مجله سپید دانایی آقای گلزاری چاپ می کنند شماره دوم در مورد منزلت و معیشت فرهنگیان که اصل مطلب همین سوال شما بود که آیا ارتباطی بین اینهاست. قطعا ارتباط هست شما اگر فرهنگی از نظر معیشتی وضعیت مناسبی داشته باشد به طور خواسته یا ناخواسته منزلتش هم در جامعه بالا می رود . یک دانش آموز وقتی نگاه می کند به معلمش اگر احساس بکند این معلم از نظر معیشتی در آسایش هست و نیاز مادی خیلی زیادی ندارد قطعا او را زودتر به عنوان الگو خود می پذیرد تا شرایطی که احساس بکند ای معلم ، آدم بسیار خوبی است یک آدم باسوادی است اما وضعیت اقتصادی درستی ندارد به خصوص در جامعه ما که متاسفانه زیادی مادی شده لذا ارتباط است میان منزلت و معیشت و بین این دو معلم و معرفت این بحثی که ما داشتیم که باید به عنوان یک حرفه تخصص به آن نگاه بشود برمی گردد به همین موضوع اگر معلم احاطه کافی از نظر علمی و حرفه ای به کارش داشته باشد خیلی اصرار دارند که این مساله حرفه ای بودن کار معلمی را با علمی بودنش جدا کنیم و بگوییم هر دو است چون ممکن است معلمی خیلی عاقل باشد اما آن ریزه کار های حرفه ای معلمی را نداشته باشد بین این سه تا عاملی که شما گفتید یک ارتباط تاثیر و تاثر است یک مثلثی است که یک راس بین دو راس دیگر حالت رفت و برگشت وجود دارد .
داوری :
رئیس سازمان برنامه و بودجه حتما رئیس آموزش و پرورش در ذهنتان بود در چنین جایگاهی
دکتر نجفی :
خیلی مهم است البته یک اشاره ای کردم به نظرم وزیر آموزش و پرورش کاری بکند که آموزش و پرورش را بکند مساله دولت و فکر می کنم یک بخشی از موفقیتم را که بدست آوردم این بود که واقعا این کار را کردم من خودم از مهندس موسوی نشنیدم ولی یکی از دوستان چند وقت پیش تعریف می کرد گفت آقای موسوی بعد از این که شما وزیر شدید اواخر عمر رئیس جمهوریشان بعد از 7، 8 ماه که از وزارت من گذشته بود در جمعی گفته بودند با آمدن آقای نجفی فهمیدم آموزش و پرورش یعنی چه.عرض می کنم من تا به حال گفته آقای موسوی را نشنیده بودم که یکی از دوستان نقل قول می کرد .وزیر آموزش و پرورش خیلی مهم است که از اول توجه بکند که بنا نیست آموزش و پرورش را او حل بکند بناست در وهله اول آموزش و پرورش را با دولت با هم حل کنند در وهله دوم بقیه نظام را درگیر کنند وخیلی موثر است و رئیس سازمان برنامه و بودجه خیلی تاثیر گذار است اگر آدمی باشد که ذهن فرهنگی داشته باشد می فهمد می تواند روی آموزش و پرورش تاثیر بگذارد بقیه حوزه را هم همین طور نکات قوت در دولت آقای هاشمی این بود که مثلا رئیس کل بانک مرکزی مرحوم دکتر نوربخش بودند ایشان خیلی با علاقه نسبت به مسائل آموزش و پرورش بودند .ایشان یکی از کسانی بودند که همسرشان فرهنگی بودند و وزیر اقتصاد و دارایی هم به همین ترتیب ؛ رئیس سازمان برنامه و بودجه آقای روغنی زنجانی بودند و خیلی موضع منفی نسبت به آموزش و پرورش داشتند شاید به خاطر برخوردهایی که قبل از وزارت من نسبت به آموزش و پرورش بوده است و ایشان نگاهشان این بود که به آموزش و پرورش حرص می زند و اصرار می کند برای دریافت پول بیشتر بعد از یک مدتی موضعشان به کلی عوض شد . خود وزیر آموزش و پرورش بیشترین تاثیر را دارد این احساس را در دولت بدمد که چون مسئولیت آموزش و پرورش دارند و رئیس برنامه و بودجه نفر بعدی است و خود رئیس جمهور هم همین طور هر کسی که رئیس جمهور شد از این وظیفه ای که دلشان برای آموزش و پرورش می سوزد بروند او را کاملا توجیه بکنند چه بخش مهمی از مسئولیت های او مربوط به آموزش و پرورش می شود رئیس جمهور ، معاون اول ، رئیس سازمانان برنامه و بودجه و وزیر آموزش و پرورش این چهار راس یک مربع هستند که اگر خوب توجیه بشوند ان شاءالله آموزش و پرورش ....
داوری :
در این شرایط پیامتان به معلمان چیست ؟
دکتر نجفی :
در این مدت کوتاهی از انتخابات ، تقاضایم به عنوان یک همکار کوچک به معلمان این است که نسبت به این انتخابات بی تفاوت نباشند ما صرف نظر از این که یک جنبه ملی دارد و به خاطر این که برای کشور و آینده نسل های آینده می سوزد باید نسبت به انتخابات حساس باشیم حتی اگر به آموزش و پرورش فکر هم کنیم یا حتی فقط به موقعیت خودمان در آموزش و پرورش فکر کنیم همه اینها ایجاب می کند که نسبت به انتخابات بی تفاوت نباشیم سعی کنیم دیگران را هم تحریص بکنیم تشویق بکنیم برای شرکت در انتخابات و سعی بکنیم که آگاهی لازم را به مردم بدهیم . این دولت در طول 4 سال گذشته نشان داده که لیاقت اداره کشور را ندارد و ما سعی بکنیم که یک دولت قوی تر و لایق تری روی کار بیاید البته همان طور که اشاره کردم انتخاب من آقای کروبی است اما همکاران فرهنگی بررسی بکنند که از بین این دو کاندیدای اصلاح طلب هر کدام را که بهتر و مناسبتر می دانند بروند و ان شاءالله انتخاب بکنند .
از وقتی که در اختیار " سخن معلم " قرار دادید سپاسگزاریم .

( 3 )












مدتی است که آقای دکتر فانی معاون سابق وزیر آموزش و پرورش به ریاست ستاد فرهنگیان آقای مهندس موسوی تبدیل منصوب گردیده است .
ایشان چهره ناآشنایی در تعلیم و تربیت ما نیستند .
آقای فانی به مدت 72 روز سرپرست آموزش و پرورش در دولت نهم بود .
البته پیش از آن ایشان حدود 16 سال در کسوت معاون وزیر بوده اند .
شنیده می شود که از ایشان خواسته شده است برنامه های خود را برای وزارت آموزش و پرورش ارائه کنند .
در این راستا لازم دانستیم مطالبی را با شما به صورت صریح و روشن بیان کنیم و این نقد به معنای زیر سوال بردن خدمات شما به جامعه معلمان و آموزش و پرورش نخواهد بود .
آقای دکتر فانی !
شما مدت 16 سال در ستاد و در پست معاونت وزیر بوده اید .
توضیح دهید در این مدت غیر از انجام کارهای عادی و سازمانی که بسیاری از آن ها جزء امور روزمره به حساب می آیند چه کار مهم و خارج از قاعده ای که به آموزش و پرورش ایران کمک کند انجام داده اید که اکنون برای پست وزارت ، خیز برداشته اید ؟!
شما در ستاد آقای میر حسین موسوی مسئولیت کمیسیون برنامه ریزی و نیز ریاست کمیته فرهنگیان را بر عهده دارید .
همان گونه که مستحضرید مهم ترین عنصر در برنامه به ویژه مدیریت استراتژیک پیش بینی و در نطر گرفتن احتمالات است .
شما کم و بیش به تفکر و پیشینه آقای احمدی نژاد واقف بودید .
ارائه كتابي با عنوان " آموزش و پرورش در آيينه 72 روز سرپرستي " و بروشوري در مورد فعاليت فاني به ميهمانان در روز تودیع خود و تلاش برای ایفای خدمت در دولت نهمی که حتی به فرشیدی که عنوان اصول گرایی را یدک می کشید و به او وفایی نکرد ناظر بر کدامین خصوصت و یا ویژگی یک برنامه ریز آینده نگر است ؟
آیا شما جمله معروف خود را که حتی از رسانه ملی پخش شد فراموش کرده اید ؟!
« ما آمادگی کامل خود را برای اجرای کامل شعارهای رئیس جمهور اعلام می کنیم .»
ممکن است که شما بگویید تکنوکرات بودن و لازمه آن داشتن دید و نگرش حرفه ای و غیر سیاسی است ومن برای نجات آموزش و پرورش و حفظ آن فارغ از دیدگاه سیاسی مبادرت به این کار نمودم .
اما سوال اساسی این است که آیا زمینه و بستر لازم برای فعالیت حرفه ای و تخصصی غیر از داشتن فضا و مواد دموکراتیک و آزاد است و آیا شما در این مدت و قبل از آن به این نرسیده بودید ؟
آیا شما این ویژگی ها را در دولت نهم یافت بوده اید که شما را محترمانه کنار گذاشتند !
آقای فرشیدی و پس از ایشان آقای علی احمدی به دفعات عملکرد وزرای قبلی را زیر سوال برده و بعضا آن را مورد تخطئه و تحقیر نیز قرار داده اند نظیر همین موضع گیری اخیر آقای علی احمدی در مورد معوقات که ایشان مدعی هستند از سال 1376 روی دست آموزش و پرورش مانده است و او در حال پرداخت آن هاست !
آیا گوشه ای از این حملات و زیر سوال بردن ها به 16 سال معاونت شما نمی رسد ؟!
و یا این که معتقدید وزیر باید پاسخگو باشد و شما فقط نقش مجری داشته اید ؟
اگر عملکرد شما درست و قابل دفاع بوده است پس چرا در این حداقل 4 سال هیچ گونه موضع گیری نکرده اید ؟
چرا از کارنامه خود در مقابل همان هایی که شما می خواستید مجری تام برنامه هایشان باشید و شما را کنار گذاشتند دفاع نمی کنید ؟
چرا در این مدت حداقل به اندازه آقای دکتر اکرمی که در جلسه معارفه آقای علی احمدی و تودیع آقای فرشیدی و نیز در اولین جلسه فرهنگیان و تشکل ها ی معلمی با آقای میر حسین موسوی به صورت روشن و صریح ضرب و شتم و توهین به معلمان را محکوم کرده اند سخنی در این باب بر زبان نرانده اید ؟
آیا این معلمان و هزینه هایشان لیاقت یک جمله ساده شما را نیز نداشتند ؟
نکند تقیه کرده اید !
چه کسی گفته است صفت محافظه کار بودن باید لازمه بی چون و چرای تکنو کرات بودن باشد ؟
البته این انتقاد نه به شما ...
به دیگران نیز که فقط در ایام انتخابات به فکر فرهنگیان و معلمان و پتانسیل بالای آن ها در تاثیرگذاری بر افکار عمومی می افتند جاری و ساری است !
البته شما در آن جلسه منطق به خرج دادید که صحبتی نکردید !
معلمان این مسائل را می دانند و اگر به زبان نمی آورند نه برگرفته از فهم که ملاحظه شخصیت و حرمت آنان است .
آقای فانی !
ما می دانیم که " نهمی ها " از شما خواستند تا دوستان و اصلاح طلبان خود را برکنار کنید و شما فقط به برکناری مدیر کل دفتر وزارتی بسنده کردید و این جای تقدیر و سپاس دارد .
اما از نظر ما ، این ها کافی نیست ....
شما باید نسبت دقیق و شفاف خود را با " اصلاحات " تعریف و تبیین کنید .
اگرچه این انتقاد بر برنامه ریزان و اصلاح گران اولیه وارد است که در ابتداء تعریفی دقیق و واضح از اصلاحات ارائه ندادند تا هر کسی از ظن خود یار این قطار بی لوکوموتیوران نشود ...
آقای فانی !
ضمن احترام مجدد به زحمات و توانایی های شما ، ادامه حضور شما را در ستاد فرهنگیان آقای موسوی به صلاح نمی دانیم ...
پیشنهاد ما استعفای شما از ریاست ستاد فرهنگیان ولی ادامه همکاری در کنار دوستان به عنوان یک کارشناس باتجربه است .
تصمیم با شماست !
تاریخ در مورد شما قضاوت خواهد کرد ...


سخن معلم :
پس از انتشار پست " سخنی با آقای دکتر فانی – رئیس ستاد فرهنگیان آقای مهندس میر حسین موسوی " تعدادی از دوستان و همکاران در تماس های تلفنی و حضوری به اعلام موضع در این مورد پرداختند .
برخی آن را در راستای شفاف سازی و تنویر افکار عمومی دانسته و تشکر کردند .
تعدادی دیگر ، آن را منطقی و علمی توصیف کرده اما آن را موجب تضعیف آقای موسوی دانستند .
اما عده ای دیگر سعی در پاک کردن صورت مساله نموده و حتی عنوان کرده اند که این مطلب با هماهنگی و هدایت دبیر کل سازمان معلمان ایران نوشته شده است .
لابد این افراد در راستای " توهم توطئه " تصور کرده اند که ما قصد جایگزینی آقای علی رضا هاشمی ، دبیر کل سازمان معلمان را به جای ایشان داریم !
به نظر می رسد برخی از دوستان که صفت " اصلاح طلب " را بر خود نهاده اند با خود انتقادی و پاسخگویی در برابر انتقادات میانه ای ندارند !
استراتژی و برنامه برخی از این دوستان در اجماع و یا اتحاد بر علیه جناح به اصطلاح اصول گرا تعریف می شود .
مگر دانستن حق مردم نبوده و نیست ؟
چرا این افراد به جای نقد مطالب و محتوا ، سعی در فرافکنی موضوع دارند ؟
چرا این همکاران علاقه مند به طرح مباحث شکلی و سلبی بوده و از وارد شدن در مباحث و مبانی تئوریک واهمه دارند ؟!
به نظر می رسد تعریف ما از اصلاحات و فرآیند آن در آموزش و پرورش با آن چه که برخی در ذهن خود تصور کرده اند تفاوتی بنیادین و ماهوی دارد .
با همه احترام وافری که به آقای خاتمی قائل بوده و هستم اما ایشان باید در مورد مبنای انتخاب خود در مورد وزیر آموزش و پرورش در دوره ریاست جمهوری خویش پاسخگو باشند .
آیا آقای میر حسین موسوی در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری می خواهند مانند آقای خاتمی عمل کنند ؟
واقعیت این است که نسیم اصلاحات در آموزش و پرروش وزیدن نگرفت !
به عنوان مثال در جلسه فرهنگیان و تشکل ها با آقای میر حسین موسوی آقای حاجی در برابر آقای میر حسین موسوی پیشنهاد تشکیل پارلمان معلمان و یا شورای عالی معلمان می دهد اما به نامه رسمی سازمان معلمان ایران در آن برهه حساس مبنی بر تشکیل شورای عالی معلمان هیچ گونه پاسخی نمی دهد !
حرف ما این است :
چرا دوستان به خصوص ستادی در زمان وزارت خویش به سخن تشکل ها توجه نکردند ؟
چرا در زمان آقای حاجی فردی که به عنوان مشاور وزیر در امور تشکل ها انتخاب شد فردی غیر آموزشی و پرورشی بود ...
چرا دوستان ما به جای برخورد منطقی با انتقاد سعی می کنند طرف منتقد را در سبد حریف و یا رقیب قرار می دهند ؟
و بسیاری سوالات دیگر ...
گر نه این است که انتقاد موجب تقویت و برطرف شدن اشکالات می شود .
آقای فانی !
ریاست محترم ستاد فرهنگیان
و دوستان محترم ایشان !
مدیر وبلاگ " سخن معلم " همچنان منتظر نظر شما در مورد مطالب منتشره است ...


پیشنهاد سخن معلم به نامزدهای ریاست جمهوری در مورد ملی کردن و یا مردمی کردن " شورای عالی آموزش و پرروش " :
" شورای عالی آموزش و پرروش را می توان مهم ترین و راهبردی ترین بخش در اداره امور آموزش و پرورش و به نوعی " اتاق فکر " به حساب آورد .
بطحایی ، معاون دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش در این مورد می گوید :
« در قانوني كه درسال 59 به تصويب شوراي انقلاب رسانديم چند موضوع به عنوان ضرورت تشكيل شوراي عالي آموزش و پروش مورد توجه قرار گرفت. بطحايي گفت: ضرورت انقلاب فرهنگي در راه استقرار نظام جمهوري اسلامي، رسالت آموزش و پرورش در رشد، خودكفايي و بهسازي جامعه، لزوم برقراري ضوابط تعليماتي براي توسعه‌ي علوم، فنون و اصلاحات تربيتي بر مبناي اعتقادات ديني و تأمين استقلال و آزادي كشور و ضرورت مشاركت عمومي فرهنگيان، مربيان و صاحبنظران در امر تعليم و تربيت كشور، از جمله موضوعاتي است كه به عنوان ضرورت تشكيل شوراي عالي آموزش و پرورش مورد توجه قرار گرفت.
بطحايي افزود: در آخرين قانوني كه در سال 81 به تصويب رسيد و در حال حاضر به عنوان قانون لازم‌الاجرا در اختيار ما قرار گرفته است، شوراي عالي آموزش و پرورش به عنوان مرجع سياستگذار در حوزه‌ي وظايف آموزش عمومي و متوسطه در چارچوب سياست‌هاي كلي نظام و قوانين و مقررات موضوعه تعريف شده كه سازمان اداري آن با بودجه و تشكيلات مستقل زير نظر شوراي عالي آموزش و پرورش فعاليت مي‌كند».
به عبارت دیگر ، با این که این شورا پس از انقلاب فرهنگی و با رویکرد تغییر پارادایم های وضعیت موجود و حرکت به سوی وضعیت بهتر و برتر در یک فرآیند سریع پایه ریزی شده است اما به نظر می رسد که این شورا نتوانسته است در ایفای وظایف تعریف شده و حتی نظارت بر مصوبات خود موفق باشد .
در این مورد نظر مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی بهترین گواه است :
« مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي اعلام كرد: قانون تشكيل شوراي عالي آموزش و پرورش نياز به بازنگري دارد.
به گزارش دفتر اطلاع رساني مركز پژوهش ها ، دفتر مطالعات اجتماعي اين مركز در پاسخ به درخواست احمد توكلي نماينده مردم تهران، ري، اسلامشهر و شميرانات در مجلس شوراي اسلامي ضمن بررسي و تحليل عملكرد شوراي عالي آموزش و پرورش در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي تصريح كرد كه با توجه به اهميت اهداف چشم‌انداز 20 ساله – كه خواستار رتبه اولي براي ايران در اقتصاد، علم و فن‌آوري در بين 24 كشور رقيب در منطقه شده – و نيز به خاطر همسو شدن با ساير بخش ها توصيه مي‌شود كه مجلس شوراي اسلامي قانون تشكيل شوراي عالي آموزش و پرورش را بازنگري و با شرايط جديد حاكم برسياست‌هاي كلان و استراتژيك كشور هماهنگ سازد.
مركز پژوهش ها همچنين بازنگري قانون تشكيل شوراي عالي آموزش را با هدف همسوساختن آن با نيازهاي فعلي جامعه و اهداف و سياست‌هاي استراتژيكي كه تعريف و تصويب شده است، ضرورت دانست و بر لزوم تعيين اهداف و وظايف جديد براي اين شورا و اصلاح ساختار تشكيلاتي و تصميم‌گيري آن تاكيد كرد.
مركز پژوهش ها همچنين خواستار توجه عميق به سياست‌ عدالت محوري، مهرورزي و سخت كوشي كاركنان در مصوبات شوراي عالي آموزش و پرورش شده و افزود: تقويت بعد نظارتي شوراي عالي آموزش و پرورش در محدودة مصوبات خود ، حذف و تعطيلي شوراهاي موازي و بررسي و تاييد لوايح آموزش و پرورش قبل از تقديم به مجلس توسط اين شورا ضرورت دارد.
مركز پژوهش ها در ادامه با بيان اين مطلب كه به موجب مفاد آيين‌نامه داخلي شوراي عالي آموزش و پرورش، اين شورا بايد هر دو هفته يك بار (هر سال بالغ بر 24 جلسه) تشكيل شود، خاطرنشان ساخت : مقايسه داده‌هاي كمي اين بخش در 28 سال گذشته (پنج دوره) نشان مي‌دهد: به جز هشت سال از 10 سال اول پيروزي انقلاب اسلامي در هيچ‌ يك از چهار دوره بعد (طي برنامه‌هاي اول تا چهارم توسعه) تشكيل 24 جلسه در طول سال هيچ‌گاه تحقق نيافته است.
از سوي ديگر هر چند بيشترين جلسات سالانه (25 تا 46 جلسه) به اولين دوره بررسي (11 سال اول انقلاب اسلامي) تعلق دارد، ولي شاخص تعداد راي در هر جلسه با در نظر گرفتن تعداد 141 جلسه برگزار شده فاقد راي (41 درصد) از 343 جلسه ، اين دوره از كمترين كارآيي - در ميان دوره‌هاي ديگر برخوردار بوده است. زيرا محاسبه نسبت آراي صادره به جلسات (عدد يك) نشان مي‌دهد صدور آرا در اين دوره از بقيه دوره‌ها (برنامه اول 5/2 ، برنامه دوم 6/1 ، برنامه سوم 4/1 و دو سال از برنامه چهارم 6/1 ) كمتر بوده است.
همچنين شاخص درصد آرا به جلسات (به ترتيب 93 درصد و 105 درصد ) نيز يكي ديگر از شاخص‌هاي كارآيي جلسات به شمار مي‌رود كه محاسبات نشان مي‌دهد در بين پنج دوره مورد بررسي، دوره اول (سال‌هاي 1358-1368) از پايين‌ترين كارآيي برخوردار بوده است.
طبق اين گزارش هر چند ميانگين جلسات سالانه (12 جلسه) در آخرين دوره بررسي (سال‌هاي 1384-1385) با شاخص 6/1 راي در هر جلسه بوده است ولي با در نظر گرفتن تعداد جلسات فاقد راي يعني چهار جلسه از 33 جلسه (12 درصد اتلاف يا 88 درصد كارآيي) از كارآيي بيشتري نسبت به دوره‌هاي اول ، سوم و چهارم برخوردار بوده است. بنابراين اطلاعات آماري نشان مي‌دهند كه عملكرد سال‌هاي 1384 و 1385 فقط در مقايسه دوره دوم (برنامه اول توسعه با 1/92 درصد ) كارآيي پايين‌تري داشته است.
اين در حالي است كه بيشترين آرا در هر جلسه ، به دوره برنامه اول توسعه (1369-1372) ، با شاخص 5/2 راي در هر جلسه تعلق دارد. ضمن اين كه بيشترين كارآيي (كمترين جلسات فاقد راي يعني 6 جلسه از 76 جلسه يا 9/7 درصد جلسات بدون راي) با 1/92 درصد مربوط به دوره برنامه اول توسعه (1369-1373) بوده است.لازم به يادآوري است كه نسبت درصد آرا به جلسات (255 درصد) در اين دوره در بين كليه دوره‌ها بيشترين است. »
منبع : سایت مجلس شورای اسلامی
همان گونه که در اظهارات فوق مشخص است شورای عالی آموزش و پرورش نتوانسته است درتمرکز زدایی ساختار و نیز غنی سازی محتوایی آموزش و پرورش مفید و موثر باشد .
به نظر می رسد بخش مهمی از "روزمرگی حاکم بر عناصر و اجزای آموزش و پرورش " د رحال حاضر به کارکرد و یا عملکرد این شورا می رسد .
علت چیست ؟
بدون تردید در کارکرد ضعیف و نامطلوب این شورا همگان و عناصر و ارکان دیگر آموزش و پرورش به نوعی مقصرند اما ترکیب موجود در این شورا با آن چه که از یک اتاق فکر انتظار می رود فاصله قابل توجهی دارد .
ترکیب اعضای این شورا را زبان معاون آن باید شنید هر چند سایت این شورا در جند بار مراجعه غیر فعال بود !
« معاون دبير كل شوراي عالي آموزش و پرورش اظهار كرد: در ماده‌ي 9 قانون سال 81، تعداد اعضاي شوراي عالي آموزش و پرورش 22 نفر ذكر شده كه رييس‌جمهور به عنوان رييس شوراي عالي آموزش و پرورش، وزير آموزش و پرورش، وزير علوم و در غياب او، معاون آموزشي وزير علوم، وزراي فرهنگ، بهداشت،‌ جهاد صنايع يا يكي از معاونان آنها، معاون رييس جمهوري، رييس سازمان مديريت و دبير كل شوراي عالي به عنوان عضو ديگر شورا از اعضاي شوراي عالي آموزش و پرورش هستند.
بطحايي در ادامه افزود: همچنين يك مجتهد آشنا به مسايل تعليم و تربيت به انتخاب شوراي عاليه‌ي حوزه‌ي علميه، رييس سازمان آموزش فني و حرفه‌اي، 3 نفر مطلع و صاحبنظر در هر يك از رشته‌هاي علوم پايه، فني‌ـ مهندسي و علوم انساني به انتخاب شوراي رؤساي فرهنگستان‌هاي كشور، 3 نفر از اعضاي هيئت‌هاي علمي گروه‌هاي تخصصي دانشگاه‌ها، 3 نفر از نمايندگان معلمان يا مديران مدارس، رييس پژوهشكده‌ي تعليم و تربيت وزارت آموزش و پرورش و يكي از مديران كل آموزش و پرورش استان‌ها به انتخاب مديران كل استان از جمله اعضاي ديگر اين شورا محسوب مي‌شوند. »
همان گونه که مشاهده می شود بسیاری از این افراد جنبه انتصابی دارند .
اما مهم ترین چیز آن است که چگونه افرادی که خود در حیطه پست و مقام اجرایی خود مشغلات فکری و گرفتاری های شغلی دارند چگونه ممی توانند در " اتاق فکر " آموزش و پرورش مشارکت داشته باشند ؟
آیا بودن فقط اسامی پست های اجرایی در شورای عالی آموزش و پرورش کمکی به غنی سازی و یا واقعی تر کردن مصوبات این شورا خواهد نمود ؟
آیا به فرض ، رئیس جمهور ، وزیر علوم و یا حتی معاون ایشان ، وزرای دیگر ، رئیس سازمان مدیریت و... واقعا وقت این را دارند که با مطالعه و فراغ خاطر در جلسات این شورا شرکت کرده و فکری جدید و خلاق را به بدنه و هسته محتوایی آموزش و پرورش تزریق کنند ؟
این که به گفته مرکز پژوهش های مجلس ، : به جز هشت سال از 10 سال اول پيروزي انقلاب اسلامي در هيچ‌ يك از چهار دوره بعد (طي برنامه‌هاي اول تا چهارم توسعه) تشكيل 24 جلسه در طول سال هيچ‌گاه تحقق نيافته است " موید ادعای ماست !
چه باید کرد ؟
اعتقاد ما بر این است که برای تحول در آموزش و پرورش و نیز تمرکز زدایی ساختاری و محتوایی آن باید اول از این نقطه شروع نمود .
ترکیب شورای عالی آموزش و پرورش باید از کسانی تشکیل شود که وقت و فرصت کافی برای مطالعه و پژوهش داشته باشند .
باید از بعد " اجرایی " این شورا کاسته شده و بر بعد " محتوایی " آن افزوده شود .
باید از کسانی که در مسائل آموزش و پرورش صاحب نظرند و نیز وقت کافی برای مطالعه و پژوهش دارند در ترکیب این شورا قرارگیرند .
یکی از پیشنهادات عملی ما ، تشکیل شورای عالی معلمان و قرار گرفتن حداقل 3 نفر در ترکیب 22 نفره این شوراست .
باید در شورای عالی آموزش و پرورش نمایندگانی از انجمن اولیاء و مربیان ، پارلمان دانش آموزی حضور داشته باشند .
باید در رشته ها و موضوعات مختلف آموزش و پرروش مانند اقتصاد ، مدیریت و برنامه ریزی ، پژوهش ، تکنولوژی آموزشی و... کارشناسان و صاحب نظران وجود دالشته باشند .
تنها راه برای خروج از روزمرگی آموزش و پرورش در گام اول ، تزریق تفکر جدید در اتاق فکر آموزش و پرورش است .
سخن معلم :
سخنی این بار با " رئیس کمیسیون تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی " !
و یا آقای دکتر فانی ...
این بار " سخن معلم " انتظار پاسخ را ندارد !
فقط آن را جهت آگاهی افکار عمومی فرهنگیان و تصمیم گیری نهایی تشکل های حامی منتشر می کنیم ...
شورای عالی انقلاب فرهنگی یکی از نهادهای مهم و اثرگذار در هدایت و جهت دهی سیاست های فرهنگی کشور است .
از آن جا که در نظر داریم عملکرد کمیته تعلیم و تربیت این شورا را نقد کنیم لازم است تا نگاهی مختصر به شکل گیری و فلسفه تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی داشته باشیم :
« شورای عالی انقلاب فرهنگی یكی از نهادهای حکومتی ایران است كه پس از انقلاب با فرمان آیت الله خمینی تشكیل شد. گسترش نفوذ فرهنگ اسلامی در شئون جامعه و تقویت انقلاب فرهنگی و اعتلای فرهنگ عمومی و تزکیه محیط‌های علمی و فرهنگی از افکار مادی و نفی مظاهر و آثار غربزدگی از جمله اهداف اين شورا است. ( 1 )
منبع : ویکی پدیا
موسسات ، نهادها و شوراهای وابسته و اقماری فراوانی توسط این شورا تشکیل شده است که یکی از این کمیسیون ها ، کمیسیون تعلیم و تربیت است و در حال حاضر مسولیت آن را آقای دکتر فانی بر عهده دارند .
در دفاعیه ای که دبیر خانه این شورا در تاریخ 26 آذر 1386 به بخش خبری سایت " الف " تحت عنوان " نگاهی به عملکرد دو ساله شورای عالی انقلاب فرهنگی ارسال نموده است عملکرد کمیسیون تعلیم و تربیت این شورا چنین بیان شده است :
« تدوين سياست هاي راهبردي تأمين، نگهداشت و ارتقاء منابع انساني در حوزه تعليم و تربيت؛ تدوين راهبردها و سياست هاي تعامل نظام تعليم و تربيت با فرايند جهاني شدن؛ تدوين راهبردها و سياست هاي تعامل نظام تعليم و تربيت با فناوري هاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي؛ تدوين راهبردها و سياست هاي ترويج الگوي زندگي سالم در حوزه تعليم و تربيت؛ تعيين شرايط احراز پست مديريت ارشد در حوزه ي تعليم و تربيت؛ تعيين سياست هاي ثبت تجربيات مديريتي و تحولات نظام تعليم و تربيت؛ طراحي ساز و كار رصد كردن و مسأله يابي در حوزه تعليم و تربيت؛ تعيين راهبردها و سياست هاي مديريت تحول در حوزه تعليم و تربيت؛ تعيين راهبردها و سياست هاي تحول در مديريت در حوزه تعليم و تربيت و آينده نگري و تعيين عوامل محتمل الوقوع مؤثر بر نظام تعليم و تربيت از مهم ترين فعاليت هاي كميسيون تعليم و تربيت در دوره اخیر محسوب می شوند. »
این در حالی است که سایت الف در تاریخ 20 آذر 1386 در مطلبی با عنوان " شورایی که به وظایف اصلی خود عمل نمی‏کند؛ عملکرد ناکارآمد شورای عالی انقلاب فرهنگی از زبان ارقام "مدعی می شود که شورای عالی انقلاب فرهنگی نتوانسته است هدف و نقشه روشنی در زمینه فرهنگ کشور ترسیم و تدوین نماید !
در قسمتی این گونه بیان می شود :
«شورا از 83.10.8 كه ديدار سوم با مقام معظم رهبري برگزار مي شود تا 84.10.13، 21 جلسه را با 63 مصوبه برگزار مي كند اما دريغ از اينكه حتي يك مصوبه به مهندسي فرهنگي مرتبط باشد.
از اين 63 مصوبه 36.5 درصد به انتخاب و انتصاب مديران، 22.22 درصد به اصلاح مصوبات قبلي، 14.28درصد به تعيين نام روزها و اهداي جوايز و همينطور 17.46 درصد به تاسيس و ايجاد نهادهاي فرهنگي مربوط است.
.... از 84.10.13 تا ارديبهشت سال جاري كه اعضاي شورا تغيير مي كنند و شوراي جديد منصوب مي شوند، 25 جلسه با 70 مصوبه برگزار مي شود. از اين 70 مصوبه، 50درصد به انتخاب مديران، 11.42درصد به اصلاح و ترميم و الحاق مصوبات گذشته شورا، 4.2درصد به نامگذاري روزها و
14.28 درصد به تشكيل مراكز و موسسات جديد مربوط است. و در ميان اين مصوبات هيچ مصوبه اي در راستاي تدوين مهندسي فرهنگي كشور يافت نمي شود ».
و وقتی مقام رهبری به نوسازی آموزش اشاره دارند تنها خروجی این شورا ماده واحده اختصاص فصلي از تاريخ تمدن اسلام و ايران در كتب درسي مدارس و دانشگاه ها ست !
به عبارت دیگر ، همان گونه که شورای عالی آموزش و پرورش دچار روزمرگی مفرط گردیده است و عنصر " تفکر و اندیشه " همراه با خلاقیت کاربردی از این شورا رخت بربسته است به نظر می رسد که حداقل کمیسیون تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز از این قاعده مستثنی نباشد !
و همه این ها در حالی بیان می شود که رئیس کمیسیون تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی ، ریاست ستاد فرهنگیان آقای میر حسین موسوی را نیز بر عهده دارند !
البته ایشان پس از بیش از 30 سال فعالیت در بخش ستاد آموزش و پرورش و نیز 16 سال خدمت در پست های ستادی مهم در وزارت آموزش و پرورش نظیر معاونت وزارت و 72 روز خدمت صادقانه به عنوان سرپرست تعلیم و تربیت در دولت آقای احمدی نژاد و نیز ریاست کمیسیون تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی باز عقیده دارند که باید مانند ژاپن به آموزش و پرورش  کشور توجه کنیم اگر می خواهیم توسعه پایدار داشته باشیم !
من کامل خبر را در این جا بخوانید :
« به گزارش خبرنگار مهر در گرگان، علی اصغر فانی شامگاه چهارشنبه در نشست با فرهنگیان در گرگان افزود: آموزش و پرورش مهم ترین نهاد در هر کشور است و کشوری توسعه یافته است که سرمایه انسانی پیشرفته داشته باشد.
وی اظهار داشت: برای اینکه کشوری توسعه یافته و پایدار باشیم چاره ای نداریم جز این که به آموزش و پرورش توجه کنیم در ژاپن نیز بعد از جنگ به آموزش و پرورش توجه شد که امروز نتیجه داد.
وی خاطرنشان کرد: آموزش و پرورش هر کشور آیینه تمام نمای فردای آن کشور است و باید عزم ملی را برای اقتصاد آموزش و پرورش جزم کنیم زیرا برخوردهای فردی نمی تواند کشور را اداره کند و باید با یک مکانیزم مشکلات را حل کنیم.
به گفته فانی، استقلال تعلیم و تربیت از برنامه های مهم موسوی است و نباید گروهها و نهادهایی غیر از آموزش و پرورش در کار تعلیم و تربیت دخالت کنند و مشکلات باید بر اساس قانون حل شوند.
سرپرست وزرات آموزش و پرورش دولت اصلاحات بیان داشت: 67 درصد کارکنان قانون استخدام کشوری در آموزش و پرورش فعالیت دارند و برای ایجاد خدمات رفاهی مناسب برای فرهنگیان باید طبق اصول و سیستم نظام مند حرکت کنیم.
مسئول کمیته تعلیم و تربیت در شورای عالی انقلاب فرهنگی یادآورشد: مسئولیت پذیری و پاسخگو بودن آموزش و پرورش، رفع تبعیض و توسعه عدالت آموزشی، بهبود برنامه های آموزش و پرورش و توسعه راهبردی و آینده نگری از سیاست های راهبردی موسوی در آموزش و پرورش است»حال سوال این است که ایشان به عنوان ریاست یک کمیسیون در مهم ترین و تاثیرگذارترین شورای هدایت دهی سیاست ها و خط مشی ها تا چه میزان به این آموزه ها عمل نموده است ؟
آیاتوانسته است نگاه ملی به آموزش و پرورش را با ارائه راهکارهای عملی و علمی در جامعه نهادینه کند ؟
در زمینه تدوين سياست هاي راهبردي تأمين، نگهداشت و ارتقاء منابع انساني در حوزه تعليم و تربيت چه عملکردی داشته اند ؟
در حالی که به قول آقای علی احمدی در اثر اجرای دستور العمل سامان دهی نیروی انسانی فقط یک سوم این نیروها به آموزش و پرروش بازگشته اند !
و یا در زمینه " حق همترازی هیات علمی " شاغلان آموزش و پروش چقدر با جداول واقعی هیات های علمی دانشگاه ها همسان سازی گردیده است ؟!
آقای دکتر فانی تا چه میزان در زمینه نهادینه کردن نقش تشکل ها در آموزش و پرورش در آن کمیسیون فعالیت داشته اند ؟
آیا در زمینه تغییر " مخاطبان " تشکل ها از نهادهای حراست به مراکز و دوایر تصمیم گیری نقشی و یا تلاشی ایفاء نموده اند ؟
چرا زمانی که در سال وزارت آقای فرشیدی بیش از 500 مدیر و کارشناس وزارت آموزش و پرورش از پست های خود برکنار و یا عزل شدند آقای دکتر فانی در مورد مصوبات آن کمسیون در مورد " ؛ تعيين سياست هاي ثبت تجربيات مديريتي و تحولات نظام تعليم و تربيت " و " تعيين شرايط احراز پست مديريت ارشد در حوزه ي تعليم و تربيت " به وزیر آموزش و پرورش تذکر ندادند ؟!
چرا آقای دکتر فانی و دیگرانی که سال ها در پست های ستادی این وزراتخانه مشغول به کار بوده اند همانند اقتصاددانان به دولت نهم هشدار ندادند ؟!
اگرچه این انتقاد به معلمان و فعالان تشکل ها نیز وارد است اما تشکل ها در زمینه راهیابی به قدرت تاکنون ادعایی نداشته اند !
آیا برخی از تشکل های معلمی حامی آقای میر حسین موسوی که در ترسیم استراتژی خود برای حمایت از ایشان نقش " متحد منتقد " را برای خود برگزیده اند فردای پیروزی آقای میرحسین و وزرات احتمالی آقای دکتر فانی منتظر چه پاسخی در برابر عملکرد مسبوق به سابقه خواهند بود در حالی که آقای دکتر فانی در مورد عملکرد خود و نیز سوالات فعالان تشکل ها و از جمله " سخن معلم " سکوت کرده است ؟
آیا بازهم پاسخی از نوع " سکوت " خواهد بود ...
سکوتی مضاعف از سوی وزیر و از طرف رئیس !
آیا حضور ایشان حداقل در شورای عالی انقلاب فرهنگی نمی توانسته است کمکی به آموزش و پرورش حداقل در تدوین سیاست های راهبردی و ایجاد اتاق فکر برای خروج از روزمرگی مفرط آموزش و پرورش داشته باشد ؟
کمیسیون تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی از چه کسانی تشکیل می شود ؟
آیا در این کمیسیون افرادی مستقل و یا از تشکل هایی که ایشات را در حمایت از آقای میر حسین موسوی و ستاد فرهنگیان همراهی می کنند فرد و یا افرادی وجود دارند ؟
آیا تلقی آقای دکتر فانی و همراهان ایشان از کارکرد تشکل های حامی ایفای نقش " سخت افزاری " است و یا این که نقش " تفکر و اندیشه " و " جنبش نرم افزاری " را برای هسته فکری این تشکل ها نیز قائل هستند ؟
" سخن معلم " تا کنون دو پست در مورد عملکرد آقای دکتر فانی منتشر نموده است و آن را برای سایت " قلم " و سایت های مشابه حامی ارسال نموده است .
هدف ما در این واکاوی عملکردها ، " شفاف سازی " و نیز تقویت مبانی تئوریک و نظری جبهه اصلاحات بوده است .
این بار " سخن معلم " انتظار پاسخ را ندارد !
فقط آن را جهت آگاهی افکار عمومی فرهنگیان و تصمیم گیری نهایی تشکل های حامی منتشر می کنیم ...
والسلام .
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 14:8 توسط علي پورسليمان
( 1 )
روح الله خمینی در جمع اعضای ستاد انقلاب فرهنگی ‌دستور می‌دهد برای بازگشایی دانشگاه‌ها، ستاد انقلاب فرهنگی سابقه‌ی تک تک افراد را بازبینی کند و از اعضای ستاد می‌خواهد که «سازمانی» درست کنند که فعالیت‌های کلیه اساتید و دانشجویان را زیر نظر داشته باشد. او وظایف آن‌ها را چنین برشمرد:
«الان كه شما بخواهید دانشگاه را برای پذیرفتن معلم ، پذیرفتن شاگرد، مهیا كنید، یك عده زیادی چهره هایشان را از آنی كه هستند بر می گردانند به یك چهره های اسلامی ، و خودشان را در دانشگاه به عنوان معلم ، به عنوان - مثلا - شاگرد، جا می زنند. این را باید یك فكری برایش بكنید. همه مسلمانند و همه متقی ، همه با این نهضت اسلامی موافق، لكن سوابقشان را باید الان ملاحظه كرد؛ یعنی، بنابراین باشد كه یك گروههایی [باشند] برای رسیدگی به سوابق معلمها، به سوابق اینهایی كه می خواهند مثلا وارد بشوند، تا دوباره این مركز تجمع افرادی [نشود] كه آنجا بیایند و قضیه تحصیل نباشد و قضیه جهات سیاسی باشد و اینطور چیزها. ...
از اولی كه بناست دانشگاه باز بشود و بناست معلم پذیرفته بشود، مهم این است این معلم [هایی ] كه الان می آیند و اظهار چه می كنند و شهادت می دهند و می گویند ما مسلمان و چه و چه هستیم ، به این اكتفا نشود؛ سوابق این دیده بشود كه این چطور آدمی بوده است ؛ چه كاره بوده است ؛ در دانشگاه كه بوده چه می كرده ، چه درس می داده ؛ چه جور برخورد می كرده با جوانها و چه توطئه ها داشته یا نداشته . این مسائل خیلی باید بررسی بشود كه دانشگاه وقتی باز می شود، یك دانشگاهی باشد كه حالا صد در صد نشد، [طوری ] باشد كه اشخاصش اشخاص صحیح باشند و بعد هم كه باز می شود، یك بازرسی‌هایی لازم است به اینكه در همه جا حاضر باشند؛ برای اینكه معلمین با دانشجوها چه جور برخورد دارند و غیر برنامه درسی شان چه حرف ها آن جا هست ؛ چه چیزها آنجا مطرح می كنند. اگر دیدند چیزهایی انحرافی است ، اطلاع بدهند. و یك سازمانی باشد برای اینكه اگر هر یك از معلمین یك همچو كاری بخواهند بكنند،[بررسی ] بشود. اگر - مثلا - گروه ها بخواهند در دانشگاه باز این بساط را درست كنند، حاضر باشند یك اشخاصی برای اینكه مانع از این امور بشوند.» (۱ )
( امام ) خمینی در حکم خود به اعضای منتخب ستاد انقلاب فرهنگی به صراحت مسئولیت انتخاب اساتید را به عهده‌ی این ستاد گذاشته و گفت :
«از بین اساتید مسلمان و كاركنان متعهد و دانشجویان متعهد با ایمان و دیگر قشرهای تحصیلكرده ، متعهد و مومن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشكیل دهند و برای برنامه ریزی رشته های مختلف و خطمشی فرهنگی آینده دانشگاهها، بر اساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده سازی اساتید شایسته متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند.»۰( ۲ )
( امام ) خمینی همچنین در پیام نوروزی خود، در فروردین ۵۹ بر تصفیه دانشگاه ها تأکید کرده و گفت:
«باید انقلاب اسلامی در تمام دانشگاه‌های سراسر ایران به وجود آید. تا اساتیدی که در ارتباط با شرق و یا غرب‌اند تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم عالی اسلامی.»( ۳ )
۱- صحیفه‌ی نور جلد ۱۳ صفحه‌ی ۲-۳
۲- صحیفه‌‌ی نور جلد ۱۲ صفحه‌ی 431
۳- روزنامه اطلاعات ۶ فروردین ۱۳۵۹ ص ۴
منبع : ویکی پدیا

( 4 )
بیانیه سازمان معلمان ایران در حمایت از مهندس میرحسین موسوی
انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به عنوان یک آزمون ملی پیش روی ماست. سازمان معلمان ایران در راستای تحقق اهداف و مسئولیت صنفی- مدنی خویش این موضوع را با نگاه مطالبه محور در دستور کار قرار داده و در جلسات متعدد به بحث و بررسی پیرامون آن پرداخت. در نگاه سازمان معلمان توسعه انسان محور و آموزش و پرورش معلم محور، یک شعار سیاسی نبوده و پاسخ گویی عقلانی به تحولات امروزۀ جامعۀ ماست. به باور ما آموزش و پرورش، نه در اختیار حکومت که در خدمت جامعه تعریف می شود. در آموزش و پرورش یک نظام مردم سالار، آموزش انتقادی بر پرورش انقیادی ترجیح داده شده و مشارکت دانش آموزان، اولیاء و معلمان در سطوح مختلف آن ضرورتی غیر قابل انکار خواهد بود.
سازمان معلمان ایران با ابراز تأسف از آنچه امروز بر آموزش و پرورش کشور می گذرد اعلام می دارد راه، ناهموار و کشتی آموزش و پرورش در دولت نهم به گل نشسته و تنها بادبان آن است که شدیداً در اهتزاز می باشد!
شورای مرکزی سازمان معلمان ضمن دعوت مردم ایران و همکاران عزیز به شرکت فعال درفرآیند انتخابات و تأکید بر فراهم کردن تمهیدات لازم برای برگزاری انتخاباتی آزاد، سالم و رقابتی توسط مسئولین ذیربط ،اعلام می دارد جناب آقای میرحسین موسوی را مناسب ترین گزینه تشخیص داده و تمامی مساعی خویش را جهت موفقیت ایشان به کار خواهد گرفت. عمده ترین دلایل ما برای این انتخاب، اعتقاد راسخ ایشان به موارد زیر است:
- گسترش مدیریت علمی و قانون گرایی در تمامی بخش های جامعه
- احیاء و ارتقای منزلت و رضایت معلمان
- تأمین امنیت، آزادی بیان و اندیشه در جامعه و آموزش و پرورش
- افزایش نقش مدیریتی زنان
- تمرکززدایی ساختاری و محتوایی در آموزش و پرورش
- تأسیس پارلمان معلمان و تقویت مجلس دانش آموزی
- بسترسازی مناسب جهت فعالیت تشکل های صنفی-مدنی مستقل
سازمان معلمان ایران از ملت فهیم و تمامی فرهنگیان آگاه و مسئول انتظار دارد همگام با سازمان و با رأی موثر خویش به مهندس میرحسین موسوی در جهت تحقق خواست تاریخی " ایرانی پیشرفته با عدالت و آزادی" گامی دیگر به پیش بردارند.


                                                                                                                   سازمان معلمان ایران

( 5 )
بیانیه انجمن اسلامی معلمان ایران در حمایت از کاندیداتوری مهندس میر حسین موسوی
ملت شریف ایران و فرهنگیان فرهیخته سراسر کشور
در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، ملت ایران به رغم برخی دست آوردهای ارزشمند، شرایط کشور را سخت و رنج آور می بیند. رکود حاصل از تورم، بیکاری، اعتیاد، گسترش فساد، واژگونی ارزش ها، انسداد سیاسی و فرهنگی، اعمال محدودیت در سیستم های اطلاع رسانی و بالاخره تضییع حقوق مردم در سیاست داخلی و تحریم های بین المللی و انزوای سیاسی در پرتو سیاست های خارجی پرهزینه و کم اثر از یک سو و نارسایی نظری و عملی برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ( به گواهی آمار و ارقام) از دیگر سو سبب ساز آسیب پذیری بیش از پیش و روز افزون مردم و زیان های جبران ناپذیر به کشور شده است، به گونه ای که روند موجود را کاملا هشداردهنده نموده و آینده را آبستن بحران های جدی خواهند نمود. از این رو، در وضعیت موجود ایران، رویکرد بازنگری، تغییر و اصلاح، امری کاملا منطقی و مورد انتظار می باشدو به این سبب کشور به مدیرانی آگاه، توانا و با اراده نیاز دارد تا توانایی عبور از بحران و صیانت از کلیت این مرز و بوم و ارزشهای اصیل اسلامی آن را داشته باشند.
مردم شریف و فرهنگیان فرهیخته، یکی از موضوعات بسیار نگران کننده کشور در شرایط فعلی مسائل و مشکلاتی است که در دستگاه عظیم تعلیم و تربیت وجود دارد و در حال وقوع است.
در حوزه آموزش و پرورش شاهد شکل گیری تدریجی نوعی نارضایتی عمومی نسبت به کارکرد این سازمان عظیم می باشیم، موضوعی که در دولت نهم در کمال بی مسئولیتی و به وسیله برخی از مدیران کم تجربه و ناکارآمد در حال وقوع و اجرا است که در ذیل به برخی از این موضوعات اشاره می گردد.
الف- دغدغه های خانواده ها:
1- سنگین بودن هزینه های آموزش در سبد خانوار به ویژه برای اکثریت مردم محروم و فقیر جامعه
2- غیر قابل قبول بودن کیفیت و اثر بخشی آموزش
3- وجود ناامنی نسبی تربیتی و تسری آن به همه دانش آموزان و معلمان کشور
4- عدم پیوند بین متون و برنامه های درسی و سیستم آموزشی با وضعیت کار تجارت- صنعت کشاورزی و غیره
5- عدم هم راستایی و همسویی اهداف آرمانی و هنجارهای ارائه شده در آموزش و پرورش با منافع جمعی، میل و خواست فردی و هنجارهای عینیت یافته و نیازهای آتی و آنی که بعضا منجر به گم شدن هویت و کاهش امید به آینده شده است.
ب- بخشی از چالش های موجود در آموزش و پرورش
1- وجود ابهام در فلسفه آموزش و پرورش
2- پایین بودن سهم آموزش و پرورش از GDP کشور
3- عدم اعتقاد عملی مدیران عالی جامعه به نقش، اهمیت و جایگاه آموزش و پرورش
4- عدم هوشمندی نظام آموزشی- تربیتی و عقب ماندگی آن نسبت به تحولات محیطی
5- نابرابری های مدارس از نقطه نظر سطح آموزش و پرورش
6- گسترش باور ناامنی تربیتی در مدارس
7- ضعف عمومی مدارس دولتی
8- نا برابر شدن فرصت های آموزشی، تربیتی
9- ناکافی بودن انگیزه معلمان و احساس نابرابری با سایر کارکنان دولت
10- کیفیت ضعیف و ناسازگار فارغ التحصیلان با نیازهای کشور
11- ناکافی بودن سواد و مهارت حرفه ای و تخصصی معلمان
12- تخصیص نا صحیح نیروی انسانی به فعالیت ها در درون آموزش و پرورش
13- وجود پدیده بازمانده از تحصیل و ریزش در پایه های مختلف تحصیل
14- گسترش نفوذ عوامل بازمانده محیطی ( بیرون از مدرسه ) در اجرای تعلیم و تربیت صحیح با توجه به وجود دغدغه ها و چالش های فوق درآموزش و پرورش، انجمن اسلامی معلمان ایران با اتکا به مسئوایت شناسی و درک که خود و کارشناسان از شرایط تعلیم و تربیت کشور دارند پس از بررسی های دقیق و عمیق، لازم دید رئوس نقطه نظرات خود را به ریاست جمهوری آینده اعلان نمایدو از اجرایی شدن برنامه های پیشنهادی .... حمایت نماید. و از وی بخواهد از این برنامه ها که مجموعه ای از ارزش های بنیادین نظیر : حقیقت طلبی، عدالت، کرامت انسانی، مسئولیت پذیری، احترام به حقوق انسان ها، آزادی خواهی و .... است و در تربیت انسان توسعه یافته موثر می باشند، با اعتقاد راسخ به اجرا در آورد.
ما معتقدیم اجرایی شدن راهبرد انسانی " انسان توسعه یافته " بیش از پیش نیازمند آموزش و پرورش توسعه گرا می باشد و آموزش و پرورش که با توجه به تحولات همه جانبه فکری و مادی و پدیده جهانی شدن، در هزاره سوم با فرصت ها و چالش های نوینی مواجه است، محتاج سیاست ها و برنامه های متقن علمی هم آهنگ و کار آمد می باشد.
در پایان سیاست ها و برنامه های کلان در سه محور معلم، مدرسه، اقتصاد آموزش و پرورش به طور اجمال ارائه می گردد.
الف- بازیابی جایگاه و منزلت معلم
- بهبود و ارتقاء معیارهای علمی جذب معلم در آموزش و پرورش
- ارتقاء مستمر سطح علمی و مهارتی معلمان
- فراهم آوردن امکان ایجاد تشکل ها و انجمن های صنفی توسط معلمان و عضویت آزادانه در آنها
- ارتقاء حقوق و مزایای فرهنگیان متناسب با فعالیت های اثر بخش آنان در مدرسه و ستاد
- تشکیل پارلمان معلمان در سطح منطقه، استان و کشور
ب- سازمان و برنامه مدرسه
- بهبود وضعیت آموزش و تربیت در مدارس دولتی
- طراحی نظام ارتقاء شغلی کارکنان براساس ضوابط مدون مبتنی بر تجربه، شایستگی و مقبولیت
- تمرکز زدایی از آموزش و پرورش با بکارگیری استعداد موجود در شوراهای شهر، تقویت و توسعه رویکرد تربیتی بر مبنای ارزش های بنیادین انسانی و آموزه های صحیح و بی شائبه دینی در مدارس
- اجرایی کردن آموزش رایگان و اجباری تا سطح دیپلم متوسطه
- حمایت از تاسیس و گسترش مدارس غیر دولتی
- استفاده از کلیه روش های حضوری، نیمه حضوری و غیرحضوری در ارائه خدمات آموزشی
- ترویج زبان دوم رسمی در مدارس با حفظ الویت و اهمیت زبان فارسی
- آموزش زبان محلی در مناطق دو زبانه
- فراهم آوردن و برخورداری دانش آموزان و معلمان از سواد اطلاعاتی(IT,ICT)
- افزایش سهم مهارت آموزی و کارآفرینی در عناوین و سرفصل های درسی
- تامین مشارکت واقعی خانواده ها در برنامه های آموزشی و پرورشی مدرسه
ج- اقتصاد آموزش و پرورش
- تقویت اقتصاد آموزش و پرورش با اختصاص 5/5 درصد از G.D.P کشور
- افزایش بهره وری و کاهش پدیده اتلاف در آموزش و پرورش با اعمال مدیریت اثربخش در منابع و دارایی ها
- بسیج امکانات عمومی و منابع خیرین برای کمک به آموزش و پرورش
ملت شریف ایران و فرهنگیان فرهیخته
اجمن اسلامی معلمان ایران، با توجه به تحلیل شرایط کنونی کشور و با نگاه ویژه به آنچه که درعرصه فرهنگ و حوزه آموزش و پرورش رخ داده است و با عنایت به سیاست های راهبردی مورد انتظار که اجمال آن بیان شد از بین کاندیداهای موجود ریاست جمهوریف آقای مهندس میرحسین موسوی را انتخاب و معرفی می کند. کسی که فعالیت های خود را از معلمی شروع کرد و سابقه ارزنده و مثبتی از مدیریت را در دوره جنگ به اجرا گذاشته است. ملت ما و عموم فرهنگیان او را منزه از بسیاری از آلودگی هایی که ویژه سیاست مداران است می دانند و ما او را به عنوان مرد عمل و شخصی که شرایط سخت را تجربه کرده است می شناسیم و از این رو معتقدیم وی در پیشبرد امر اصلاح در کشور و تحول و بهبود بخشی به آموزش و پرورش مناسب ترین گزینه است. انجمن اسلامی ایران معتقد است پس از انصراف جناب آقای سیدمحمد خاتمی که با رفتار اخلاقی خویش، ماندگار این تاریخ مرز و بوم گردید و فرهیختگی و سلامت نفس و اصلاح طلبی و شایستگی را به نحو احسن به نمایش گذاشت، مهندس میرحسین موسوی توانمندترین و صالح ترین انتخاب برای تداوم راهی است که ملت فهیم و فرهیخته ایران با آن پیمان بسته است.
در پایان ضمن یادآوری ضرورت و اهمیت شرکت گسترده همه اقشار و طبقات جامعه در انتخابات انتظار مشارکت جدی همه فرهنگیان پیشتاز و متعهد به اسلام و مصالح کشور را خواستاریم تا به یاری حضرت حق ( جل و علا) پیروزی بزرگ دیگری با گشودن راه به سوی آینده ای بهتر رقم بخورد.

                                                                                                                   والعاقبة للمتقین


                                                                                                            انجمن اسلامی معلمان ایران

( 6 )
بیانیه مجمع فرهنگیان ایران اسلامی در حمایت از مهندس میرحسین موسوی
به نام خداوند جان و خرد
"ملتی که معلمینش را تحقیر کند محکوم به شکست است"
در باورداشت دینی و تاریخی ملت ایران، از دوره باستان تاکنون معلمی دارای جایگاه رفیعی است و آموزه های این قشر فرهیخته سامان بخش انسان های دیروز و امروز بوده و هست.
خوشحالیم که معلم هستیم و مسروریم که این پیشه را برگزیده ایم. روز معلم را نماد ومظهری از روزهای سال برای تقدیر از عالی مقامان عرصه تعلیم و تربیت دانسته اند.
روزی که خون های معلمینی چون استاد شهید دکترمرتضی مطهری و دکترابوالحسن خانعلی بدان قداست خاصی بخشیده است. آنها چون شمع سوختند تا خون تدبیر همچنان به گرمی در رگهای حیات جامعه جریان داشته باشد و خشکی و سرمای جهل، نونهالان روزگار فردا را به انجماد حجری نکشاند.
معلم بزرگ انقلاب اسلامی دکترعلی شریعتی همواره می گفت: ما معلمان مسئولیم. مسئول ساختن، پس نباید ویران کردن را بیاموزیم، اگر چه دولت مردان ما تمام هم خود را به ویران کردن ما معطوف می دارند. ولی ما با کمال افتخار سرگرم ساختن آینده و آنان در غفلت با ما در همه چیز.
ضمن تبریک این روز مبارک به تمامی همکاران فرهیخته و ارزشمند نکاتی را پیرامون انتخابات ریاست جمهوری آینده با ملت شریف ایران درمیان می گذاریم. ملت قدرشناس وآینده نگرایران اسلامی ،امروزه در شرایطی به سر می بریم که به گواهی اکثریت کارشناسان در همه بخش ها ادامه این روند خطرساز است و برای برون رفت از این وضع به وجود آمده نیازمندیم که دست در دست هم سکان مدیریت اجرایی کشور را به دست کسی بسپاریم که اصلاح گری با کرامت و کمال یافته و ادامه دهنده مشی خاتمی عزیز باشد. که بتواند سرنوشت سیاسی ایران پیشرفته را در پناه قانون، عدالت و آزادی جستجو و رهنمون سازد.
فرهنگیان ارزشمند و زجرکشیده اگر به دنبال ایرانی اسلامی، پیشرفته و آموزش و پرورشی تعالی بخش که کرامت فزاید و کمال آورد و بسترساز توسعه پایدار و همه جانبه برای این ملت باکرامت و بااصالت هستیم باید بپذیریم که این امور مستلزم اسباب و ابزارهای لازم از جمله مدیری با ذهن علمی، شخصیت کاری، انسانی مسئولیت پذیر و قاعده پذیر، برنامه محور و صبور می باشیم بزرگ مردی که درک درستی از جایگاه رفیع و منیع اموزش و پرورش در هزاره سوم داشته باشد چرا که ساماندهی نیروی فکری و مغزی نوجوانان و جوانان جامعه، تربیت انسان های قدرتمند و کارآفرین از وظایف اصلی دولتمردان عصر دانش و دانایی است.
مجمع فرهنگیان اسلامی بر این باوراست که برای ایجاد تغییرات مشروع و مقبول در تمام زمینه های علمی، فرهنگی، فنی و اسلامی مطلوب ترین راه آن است که ثروت ملی خود را با الویت در راه تعلیم و تربیت اختراع و تحقیقات علمی صرف کنیم و این مهم اتفاق نخواهد افتاد مگر شخصیتی که به این امور معتقد است در مسند ریاست جمهوری ایران اسلامی قرار گیرد.
ما ضمن احترام به همه کسانی که اعلام کاندیداتوری کرده اند بر این باوریم که مهندس میرحسین موسوی نخستین وزیر محبوب دوران 8 سال دفاع مقدس و مورد تایید همیشگی حضرت امام (ره) همکار و همفکر جناب آقای سید محمد خاتمی دارای ویژگی های ممتازی است، وی فردی صاحب ذوق و دارای هنر تدبیر ورزیدن و عجین کردن عشق با عقل و دارای عقلانیت سیاسی و مدیریتی با کوله باری از تخصص و تجربه و ژرفای بصیرت در اندیشه و دقت نظر، شجاعت و اخلاص درعمل می باشد که همه این خصایص از الزامات حکمرانی در جهان امروز و جامعه پیچیده و بغرنج کنونی ایران است.
مجمع فرهنگیان ایران اسلامی با کمال صداقت در انتخابات آتی از کاندیداتوری سید بزرگوار برادر ارجمند جناب آقای مهندس میرحسین موسوی حمایت نموده و از همه فرهنگیان شریف و سایر اقشار تاثیرگذار می خواهیم در آگاهی بخشی و اطلاع رسانی به آحاد جامعه پیش قدم و صف شکن باشند و انتظار داریم در دولت آینده به موارد ذیل توجه بیشتری معطوف گردد.
1- انتظار ما این است که در دولت مهندس موسوی با نگاهی سرمایه ای به مقوله آموزش و پرورش حل مسائل این حوزه در الویت کاری و برنامه ای دولت قرار گیرد و وزیر آموزش و پرورش این دولت با پشتیبانی شخص جناب آقای موسوی از چنان مقبولیت و اقتداری در بین اعضای کابینه برخوردار گردد که محل رجوع همه افراد کابینه باشد تا بلکه از این طریق به کمک تمامی اعضای کابینه قسمتی از هزاران هزار مشکل آموزش و پرورش حل و فصل گردد.
2- انتظار ما فرهنگیان از دولت آینده این است که حقوق مادی و قانونی معلمان در شأن آنان محاسبه و به موقع پرداخت گردد نه این که حقوق اندک آنان نیز با تأخیر چند ماهه پرداخت گردد و آن را لطفی در حق معلمان قلمداد کرده و در رسانه های ملی و محلی چنان جارو جنجال راه بیاندازند که گویی سالانه چندین بار معلمان افزایش حقوق داشته اند.
3 از دولت آینده انتظار می رود معلمان از آزادی اندیشه و بیان و امنیت روانی بالایی برای ایفای نقش معلمی خود برخوردار گردند. ضرب و شتم، تحقیر، تعلیق شغل و زندان کردن معلم امری مذموم تلقی گردد و دولتمردان آینده از این روش ها تبری جویند و از فعالیت تشکل های صنفی و سیاسی آنان حمایت جدی و عملی بنمایند.
4- از دولت آینده انتظار می رود برای جلب مشارکت واقعی معلمان در سطح مدرسه تا وزارت خانه، پارلمان معلمان را تأسیس و اختیارات قابل توجهی را به آن واگذار نمایند و برای کوچک سازی این وزارت خانه حجیم و تفویض بعضی از امور به نمایندگان منتخب فرهنگیان از سراسر کشور ایجاد سازمان نظام معلمی ایران را در دستور کار خود قرار دهند.
5- توزیع سرانه واقعی دانش آموزان به مراکز آموزشی و تفویض اختیار اداره آموزشگاه به شورای مدرسه.
6- بسترسازی مناسب برای بهره گیری از مشارکت های فکری و مادی بخش خصوصی جهت ایجاد تحول در آموزش و پرورش به منظور تربیت دانش آموزان خلاق و کار آفرین.


                                                                                                     مجمع فرهنگیان ایران اسلامی

( 7 )
گزارش مشروح اولین همایش فرهنگیان و تشکل ها با میر حسین موسوی

جلسه قرار بود راس ساعت 12 ظهر روز دوشنبه سی و یکم اردیبهشت شروع شود اما با 25 دقیقه تاخیر آغاز شد .
قرار شد طبق برنامه ریزی قبلی هر یک از سخنرانان فقط 5 دقیقه صحبت کنند .
اولین سخنران این مراسم آقای دکتر اکرمی وزیر سابق آموزش و پرورش در دولت آقای موسوی و نیز از اعضای انجمن اسلامی ایران بودند .
...من دیگر آیه قرآن نمی خوانم .
از تشکل ها هم نام نمی برم . سال ها عضو انجمن اسلامی بودم که این انجمن مراد شهید رجایی و باهنر بود . این انجمن 5 شهید داده است و در 30 سال در عرصه تعلیم و تربیت ایران موفق بوده است .

4 سال در خدمت آقای موسوی بودم . در زمان ایشان آموزش و پرورش اولویت داشت . شهادت می دهم که بودجه آموزش و پرورش 4 برابر شد . امکانات مالی برای تعاونی های آموزش و پرورش در حد 5 میلیون در یک سال اضافه شد . برای معلمانی که به مناطق محروم می رفتند از جهت مسکن و وام و... مصوبات بسیار خوبی داشتیم .
اما امیدواریم که در آینده مشکلات عظیمی که در آموزش و پرورش داریم با آمدن آقای موسوی بهتر شود .
آقای اکرمی با صدای بلند و خطاب به حضار :
... در زمان آقای موسوی معلمی کتک نخورد ، به زندان نرفت ، تحقیر نشد ... نه اهل مبالغه ام و نه سن و سالم اجازه می دهد که بخواهم دنبال پست و مقام باشم .
آموزش و پرورش کشور باید در اولویت باشد . سرلوحه امور باشد . به مشکلات معلمان باید توجه شود . آموزش و پرورش باید به عنوان محور توسعه مطرح باشد . در کتاب های ما به این مساله توجه نکرده اند . در زمان آقای خاتمی فلسفه تعلیم و تربیت با کمک مرحوم زنده یاد علاقه مندان مدون شد . هم در آموزش و پرورش و هم در آموزش عالی نمی توانیم فقط با بودجه دولتی آن را اداره کنیم . باید بخش خصوصی و از طریق شوراها آن را تقویت کنیم و مشارکت در آن باید همه جانبه باشد .
سخنران بعدی آقای حاجی وزیر دولت آقای خاتمی بود :
اولین پیشنهاد من تشکیل کمیته ای در ستاد شما ست که در آن از متخصصان برنامه ریزی و اقتصاد نیز حضور داشته باشند .
آموزش و پرورش کشور نیاز به تحول کیفی دارد . اگر در چشم انداز ایده آل هایی ترسیم کرده ایم این ها را باید از مجرای سازمان ها و موسسات تعلیم و تربیت جست و جو کرد .
این تحول کیفی باید به دست معلم باشد .
از جنابعالی انتظار می رود که به این مهم توجه داشته باشید.
....این که از هر سو اظهار نظرهایی بکنند و از حوزه علیمه دعوت کنند ضمن احترام به آن ها ؛ این توهین به شعور کسانی است که در بدنه هستند .
این نشان می دهد که این جمعیت میلیونی مورد احترام نیستند و افراد فرهنگی مورد اعتماد نیستند .
سند ملی آموزش و پرورش از دولت قبلی شروع شد و اکنون در حال تکمیل شدن هست .
اولین محور باید تشکیل پارلمان معلمان و یا " شورای عالی معلمان " باشد .
دومین محور باید تقویت تشکل های معلمی باشد .
تشکل ها در آموزش و پرورش دو گونه هستند : گروهی صنفی هستند و گروهی دیگر علاوه بر مسائل صنفی روی موضوعات دیگر تعلیم و تربیت کار می کنند .
همه این ها نیاز به حمایت دارند . باید از طریق جایگاه قانونی آن ها را تقویت کرد . در قانون هم این نکات را داریم .
محور بعد باید تشکیل اتحادیه صنفی معلمان و یا اتحادیه تشکل های معلمی باشد و یا نظایر این ها باشد .
حرف معلمان باید به صورت یکپارچه شنیده شود .
محور بعد باید تشکیل سازمان نظام صنفی حرفه معلمی باید باشد .
حرفه معلمی دارای نکات تخصصی است که مثل سازمان نظام مهندسی باید افرادی از جنس خودشان این معیارها را ببینند و انجام دهند .
سخنران بعدی ، آقای کمیجانی نماینده مجمع فرهنگیان اسلامی بود:
مجمع فرهنگیان اسلامی هم در قالب شورای هماهنگی اصلاحات و هم به صورت مجزا اعلام حمایت کرد .
آقای موسوی !
از شما گله داریم . به حوزه معلمان اصلا توجهی نشده است . در مجموعه سخنرانی های شما یک کلمه از حرف معلم زده نشده است ...
باید به حوزه آموزش و پرورش توجه بیشتری شود .
با همه اجحاف هایی که در حق معلمان شده است با هم معلمان جزء گروه مرجع هستند .
معلمان به دنبال کاندیدایی خواهند بود که مطالبات آن ها را پیگیری کند . یک میلیون و صد هزار معلم داریم . با خودشان و خانواده هایشان و مجموعه تحت پوششان مجموعه عظیمی می شوند . شعار شما هر ایرانی یک ستاد می تواند در این مجموعه مصداق واقعی پیدا کند به شرط آن که به مطالبات آن ها توجه شود .
از نظر تفکر ، معلمان نزدیک ترین قشر به شما هستند . معیارهایی مانند آزادی ، عدالت ، اصول گرایی اصلاح طلبانه که شما مطرح می کنید در این مجموعه هست .
معلمان برگزار کننده انتخابات هستند . در این 30 سال همه انتخابات را معلمان برگزار کرده اند . پس ستاد اصلی معلمان هستند . پارلمان معلمان باید تشکیل شود . فعلا ثروت سرمایه اجتماعی و تفکر مطرح است . این سرمایه اجتماعی به دست معلمان ساخته می شود . فقدان اعتماد در سطوح مختلف آموزش و پرورش وجود دارد که باید از این طریق ترمیم شود . در کابینه شما شاخص ترین فرد باید وزیر آموزش و پرورش باشد .
سخنران بعدی ، آقای باغانی نماینده کانون صنفی معلمان ایران بود :
برای من 5 سال زندان بریدند ... مرا 2 بار به زندان بردند ...
آقای موسوی !
برای این دولت پادگانی چه خواهید کرد ؟


5 هزار معلم را دستگیر کردند ... برای خروج از این بحران امنیت فکری چه خواهید کرد ؟ اگر ما نتوانیم جسارت را به دانش آموزان یاد بدهیم چه کسی این کار را خواهد کرد ؟ معلم چاپلوس به درد این کشور نمی خورد ...
ما از شما انتظار داشتیم که یک بیانیه در حمایت از معلمان زندانی بدهید .
ما به یک دولت مدرن نیاز داریم نه یک دولت پادگانی !
ما خودمان امنیت سازیم ...
نمی دانم الان که این حرف ها را می زنم امشب مرا بازداشت خواهند کرد یا نه ؟
من در جلسه دادگاه به آقای قاضی متین راسخ گفتم که چرا جسارت برخورد با کسی که قانون را می شکند ندارید ؟
الان به جای من باید رئیس جمهور محاکمه و یا دستگیر شوند و نه من که اجرای قانون را خواسته ام !
آقای موسوی !
برای ساختار اقتصادی آموزش و پرورش چه چاره ای دارید ؟
برای بحران معنویت و ارزش ها چه برنامه ای دارید ؟
برای اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری و قوانین مصوب دیگر که اجراء نمی شوند چه کار می کنید ؟
برای مدیریت انتخابی چه برنامه ای دارید ؟
سخنران بعدی ، آقای علیرضا هاشمی نماینده سازمان معلمان ایران بود :
آقای موسوی !
کم کم باید خود را باید برای شنیدن این نوع سخنان آماده کنید .
در جامعه ای که آشپزها حرفشان بیشتر خریدار دارد ...
حرکت ما از دو مسیر آغاز شد : 1- مسیر اصلاح طلبی : ما فرزندان اصلاحاتیم . گفتمان اصلاحات در سازمان ما حرف اول را می زند . ما با خاتمی شروع کردیم و الان هم که این جا هستیم به خاطر اوست ...
و انتظار ما دنبال کردن منطقی صدای خاتمی به آقای موسوی خواهد بود .
در برنامه ای که دوستان تهیه کرده اند از مقولات اصلاح طلبی کوچک ترین نشانه ای نیست !
همین طور در حلقه مشاوران شما ...
کسانی که از اصلاحات شروع کردند و سر از آبادگران درآوردند ...
باید در این مسائل تجدید نظر کنید !
حقوق شهروندد و تمرکز زدایی محتوایی آموزش و پرورش باید جزء برنامه شما باشد .
مسیر دوم : نگاه صنفی ماست . ما در هویت صنفی مان هم با کسی تعارف نداریم و برای آن هزینه پرداخته و می کنیم .
شما به این دولت علاوه بر صفت پادگانی ، تحجر را هم اضافه کنید !
ببینید چه خواهد شد !
همه می دانند ...
ما در جریان آزمون موهن سوالات ضمن خدمت به آن سوالات و طراحان آن اعتراض کردیم .
نتیجه کار این شد که به جای محاکمه آن ها ما را محاکمه کردند و الان هم جریان ادامه دارد ...
به محض این که مطالبات صنفی مطرح می شود برای آن پرونده درست می کنند !
ما طی یک بیانیه که در خدمت شما نیز هست سوالات خود و انتظارات را مطرح کرده ایم .
آن ها را پاسخ دهید .
یکی از حرکت های خوب دوران اصلاحات تشکیل مجلس دانش آموزی بود که از فرآورده های آن تدوین منشور حقوق دانش آموزی بود .
البته همان زمان هم اراده ای برای اجرای آن علی رغم تدوین وجود نداشت !
آقای موسوی !
نظر قاطع و صریح خود را در مورد " برخوردهای امنیتی " بیان کنید !
سخنران بعدی ، خانم اکرم مصوری منش ، نماینده شاخه فرهنگیان جبهه مشارکت بود:
تا به حال و در این 30 سال گذشته با چالش های مختلفی در حوزه های گوناگون روبه رو بودیم که توسط صاحب نظران و کارشناسان مطرح شده اند مانند اقتصاد ، سیاست داخلی ، سیاست خارجی و...
همه مشکلات را می شناسند اما در حوزه اجراء با مشکل مواجهند .
و این در حالی است که مشکلات اساسی آموزش و پرورش شناخته نشده است . مساله آموزش و پرورش تاکنون مطرح نبوده است .
نه در حوزه سیاسی و نه اجرایی ، آموزش و پرورش مطرح نبوده است .
مساله آموزش و پرورش را فقط در حد حقوق معلمان می دانند و یا حقوق بازنشستگان .
مشکلات ما در حال حاضر بیشتر این ها هستند : دولتی بودن بیش از حد ، عدم مشارکت بخش های مختلف آموزش و پرورش ، نادیده انگاشتن مدیر و معلم .
مدیریت ها انتصابی شده است .
معلم ما ابزار حاکمیت است ، دانش آموز ، کتاب و همه این ها ابزار حاکمیت هستند ..
در حال حاضر خون رسانی به عضو اصلی یعنی مدرسه قطع شده است . مدارس می گویند به ما سرانه نمی دهند !
این قدر حاشیه ها بزرگ شده اند که متن فراموش شده است .
باید یک جراحی بسیار عمیق در آموزش و پرورش صورت گیرد .
در این قسمت آقای میر حسین موسوی به ایراد سخن پرداخت :
نمی خواهم شعار بدهم . سخن خود را با خاطره ای از شهید رجایی شروع می کنم : در ستاد مرکزی حزب به ایشان پست های مختلف و مهمی پیشنهاد شد که یکی از آن ها وزارت آموزش و پرورش بود .
همان موقع گفته شد که آموزش و پرورش مثل یک پوست خربزه است ...
شان شما بالاتر از این است !
ایشان در پاسخ گفتند : ما قبل از انقلاب به دنبال چند مدرسه بودیم که حکومت را عوض کنیم الان پست وزارت آموزش و پرورش را پیشنهاد می کنند و...
مهم ترین پستی که در نظام جمهوری اسلامی وجود دارد همین است .
در ترکیب مجلس اول و دوم غلبه با معلمان بود و نوع گفتمان معلمی بود .در راس گروه های مرجع معلمان هستند . کاری به دولت نداریم . از نظر اقشار مختلف مردم بالاترین اعتماد به آن ها وجود دارد .
زندگی معلمان جلوی چشم آن هاست .
سرمایه اجتماعی را می توان دست مایه تحول در جامعه قرار داد .
ما این دید امنیتی و برخوردهای صورت گرفته را محکوم می کنیم .
از این نگاه امنیتی همه ما ضرر می کنیم آن هم در مورد این قشر بسیار مهم و تاثیر گذار .
باید جهت گیری کلی هر دولتی این باشد .
در مورد بودجه یکی از مهم ترین مسائل آموزش و پرورش هست . باید فکر اساسی کرد . هر چقدر این مسائل باشد مسائل صنفی هم گسترش پیدا می کنند .
باید برای ساختار آموزش و پرورش یک جایگاه جدید تعریف شود .
مساله نظام معلمی مانند نظام پزشکی یکی از این هاست .
دولت به تنهایی نمی تواند از این بن بست بیرون بیاید . باید راه حل پیدا کنیم . تشکل های صنفی باید پیشنهاد بدهند . باید در این زمینه مطالعه صورت بگیرد . گرفتاری ما تمرکز بیش از اندازه در آموزش و پرورش است .
سوال اساسی این است کسی که مورد تحقیر قرار می گیرد چگونه می تواند عزت را در دانش آموزان پرورش دهد و نفوذ کلام او میان دانش آموزان کاهش پیدا می کند .
اگر فضا را به سمت گفت و گو پیش ببریم و ارداه ای را در سطح ملی شکل دهیم می تواند مشکل آموزش و پرورش حل شود .
ایجاد ثبات مهم است .
کسی را که در خبرگزاری ایرنا بوده است به ریاست خودروسازی منصوب کرده اند !
باید از طریق شوراها عمل کنیم . این کسری بودجه هم معلول همان نگاه دست چندمی به مقوله آموزش و پرورش است .
مواضع من همان اطلاعیه اول است . روی اجرای قانون ایستاده ام . حل مشکلات معلمان را از طریق قانون می بینم . بعد از این هم چیزی نخواهم گفت و برنامه های من در همان چارچوب است .
چرا دولت نمی تواند جواب مجلس و دیوان محاسبات را بدهد ...
این ها معلول همان نگاه هاست .
باید یک نظام نظارتی در سطح ملی ایجاد کنیم .
قانون قبل از اجرای عدالت جزء شعارها و برنامه های من است .
کسی نمی تواند کل قانون اساسی را زیر سوال ببرد . ظرفیت های تغییر قانون اساسی در خود آن است ...
اگر تشکل های معلمان اجماعی روی این مساله داشته باشند من مشکلی در تاسیس پارلمان معلمان نمی بینم در صورتی که نسبت آن با دیگر اجزاء و ارکان تعریف شود .
کلمه حقی گفته شد که چرا من از معلمان حمایت نکردم !
سعی می کنم و در نظر دارم در هفته معلمان صحبتی با معلمان داشته باشم.
جلسه در ساعت 13/50 به پایان رسید .
حاشیه های جلسه :
در این جلسه اعضای شورای مرکزی سازمان معلمان ایران ، هاشمی ، داوری ، مرد ، خانم نقی ئی ، حمیدی ، قاسمی ، فخرایی ، سلیمانی ( مسئول پشتیبانی سازمان ) و... و از کانون صنفی معلمان باغانی ، بهشتی ، ایمان زاده ، رسول بداغی ، خانم باد پر و ... و تعدادی از اعضای مجمع فرهنگیان اسلامی و نیز اعضای انجمن اسلامی مانند اکرمی ، کتیرایی ، نوروزی و شیرزاد عبداللهی حضور داشتند .
آن چه مهم بود اعضای سازمان معلمان ایران به صورت متشکل و در سمت چپ سالن نشسته بودند .
در این همایش تعدادی از مدیران سابق آموزش و پرورش در دولت آقای خاتمی مانند : حاجی ، مختار موسوی ، فانی ، غندالی ، ابراهیمی ،عبادی ، شاه حسینی ، جواهری پور ، محبی ، نظر لی ، حلیمی ، مشایی و.. حضور داشتند .
در این جلسه علی رغم اعلام مجری جلسه ، آقای دکتر فانی رئیس ستاد فرهنگیان آقای میر حسین موسوی سخنرانی نکرد .
قرار بود که آقای مظفر نیز صحبت کنند که در جلسه حضور نیافت . گفته می شد در صورت سخنرانی ایشان تعدادی از معلمان جلسه را ترک خواهند گفت .
با این که در پایان جلسه اعلام شد که ناهار آماده است اما حدود نیمی از مدعوین منتاظر ماندند .
برخی از اعضای ستاد فرهنگیان آقای خاتمی مانند حیدر زندیه ، رزاقی و... در این جلسه حضور نداشتند .
ظرفیت سالن پر شده بود و در نیمه جلسه صندلی اضافه آورده شد .
حاضران جلسه در دو قسمت و در زمان سخنرانی آقای هاشمی – دبیر کل سازمان معلمان ایزان و آقای باغانی – دبیر کل کانون صنفی معلمان به اظهار احساسات از طریق کف زدن پرداختند اما جو غالب جلسه پس از پایان سخنان ، ذکر صلوات بود .
با این که بسیاری از مدعوین اندکی قبل از ساعت مقرر در محل حضور یاقته بودند و از ساعت مقرر نیز گذشته بود و ظرفیت سالن نیز تقربیا کامل بود اما قاری قرآن قرائت قرآن را حدود 10 دقیقه ادامه داد .
جمعیت حاضر در همایش را اکثرا آقایان تشکیل می دادند و از بانوان جمعیت کمی آمده بودند . شاید این مساله به خاطر زمان نامناسب آن بود .این باعث شد که یکی از خانم ها از میر حسین در مورد نقش زنان در کابینه احتمالی ایشان سوال کند که آقای میر حسین موسوی از نقش مهم زنان در عرصه های مدیریتی سخن راندند .
پایان جلسه و هنگام سخنرانی آقای میرحسین موسوی برخی از حاضران ناشی از ریتم و لحن ایشان به خیمازه های پی در پی پرداختند !
گزارشگر : علی پورسلیمان
گزارش کامل دیدار فرهنگیان در هفته معلم با آقای میر حسین موسوی – نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
یکشنبه : 13/2/1388
حجاب – مرکز آفرینش ها
گزارشگر : علی پورسلیمان
جلسه با پخش تصاویری از دوران نخست وزیری میر حسین موسوی بر روی ویدئو پروجکشن آغاز می شود .
با این که ساعت  25/16 را نشان می دهد و ظرفیت سالن تکمیل است و 25 دقیقه از زمان اعلام شده مقرر گذشته است اما همچنان آقای کمیجانی و دوستان دیگرشان در حال صحبت با موبایل خود هستند .
آقای موسوی ساعت 30/16 وارد جلسه می شود .
جلسه بلافاصله با پخش سرود جمهوری اسلامی شروع می شود .
عبارات و جملات به کار برده شده ذهن حاضران را ناخودآگاه به دهه 60 و دوران جنگ می برد ...
مجری در ادامه ، به روز معلم اشاره کرده و با بردن نام " شهید مطهری " آن را به حاضران جلسه تبریک می گوید.
سخنران اول ، دکتر فانی رئیس ستاد فرهنگیان آقای میر حسین موسوی است .
روز معلم را به همه معلمان تبریک می گویم .
خدمت جناب آقای مهندس ، عزیز دلمان خیر مقدم عرض می کنم .
عزیزانی از فرهنگیان در قالب واحدهای کاری تلاش های بزرگی انجام دادند و ما امروز طبق برنامه مشترکی که با ستاد فرهنگیان استان داشتند امروز شاهد برگزاری این مراسم هستیم .
لازم است یادآوری کنم از نقش فرهنگیان به عنوان بزرگترین گروه مرجع در کشور که نقش هدایت را در جامعه بر عهده دارند .
... برای این کار سرنوشت ساز در میهن اسلامی ما .
لازم است خدمت آقای موسوی عرض کنم که در این هفته شبیه این مراسم در استان های کشور برگزار شده و می شود .
در این جلسه باید اشاراتی داشته باشم به شمه ای از اقدامات آقای میر حسین موسوی در وزارت آموزش و پرورش ...
مدارس نمونه دولتی از آثار دوران نخست وزیری جناب آقای موسوی است . این مدارس برای مناطق مستعد محروم پایه گذاری شده است .
جلوگیری از تعطیلی مدارس در زمان جنگ از اقدامات آقای میر حسین موسوی در زمان نخست وزیری بود .
آموزش از طریق صدا و سیما در زمان نخست وزیری ایشان برای جبران این مساله تصویب شد.
تاسیس مدارس شاهد ، پایه گذاری گروه های آموزشی ، مجتمع رزمندگان از دیگر اقدامات زمان ایشان است .
امیواریم با قرار گرفتن آقای میر حسین موسوی جایگاه آموزش و پرروش ارتقاء پیدا کند و فرهنگیان به جایگاه اصلی خود برسند .
آموزش و پرورش نه یک وزارتخانه در کنار سایر وزارتخانه ها که یک فرابخش است و لازمه تامین این جایگاه توجه به آن است .
ایشان در پایان حاضران را به ذکر صلوات فراخواندند .
مجری جلسه در ادامه جملات معروف شهید رجایی را تکرار می کند ...
معلمی عشق است ... هنر است ....
هر که عاشق شد معلم می شود ...
مجری مراسم در ادامه از نماینده انجمن اسلامی ایران برای ایراد سخن دعوت می کند .
ایشان از انجمن اسلامی به عنوان قدیمی ترین تشکل صنفی کشور نام می برند ...
... سی امین سالگرد شهادت استاد شهید مطهری را گرامی می داریم .
ما شما را همواره با یاد امام تجسم کرده ایم . انتظار داریم جایگاه معنوی معلمان را احیاء کنید .
در این قسمت ، بیانیه انجمن توسط نماینده آن قرائت می شود .
( متن کامل بیانیه در پایان گزارش آمده است . )
نماینده انجمن جملات خود را با " زنده باد دولت امید " به پایان برد .
سخنران بعدی ، آقای کمیجانی نماینده مجمع فرهنگیان اسلامی بود .
ایشان ضمن تبریک روز و هفته معلم ، بیانیه تشکل خود را در حمایت از مجمع قرائت نمودند .
متن کامل در پایان آمده است .
سخنران بعدی ، آقای باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران بود .
الان که می آمدم پلیس امنیت به من تذکر دادند .میتینگ های سیاسی و انتخاباتی در دنیا بر عکس ما با شادی و هیجان مردم همراه است بر عکس کشور ما ....
( تشویق شدید و پیاپی حاضران ... )
من به امنیت معلمان کار دارم . من به امنیت معلمان و منزلت آن ها کار دارم ...
نه امنیت برای ما وجود دارد و نه عزت برای ما گذاشتند ...
( تشویق حاضران ... )
در بهارستان ما را زدند ...
ما را به زندان اوین بردند ...
ترس ذهنی بدتر از ترس ظاهری است .
... نوه کوچکم می گوید که بیا من بادی گاردت شوم !
فضا باید فضای سیال باشد تا ایران به جایگاه خودش برسد .
ایران منشا حقوق بشر است و الان پس از 3000 سال در حقوق بشر مساله شده است !
آقای میر حسین موسوی !
من شما را دوست دارم . در کانال سوم فکه بودم . در این کانال همه دوستانم شهید شدند ...
این چه فضای فرهنگی است که که معلمان جرات سخن گفتن ندارند .
کسی که رئیس جمهور ماست قانون اساسی را اجراء نمی کند !
ایشان اصلا قانون اساسی را مطالعه نکرده است !
( تشویق حاضران .... )
قانون مدیریت خدمات کشوری را 2 است که تصویب کرده اند ... بودجه آن را آقای حاج بابایی گفتند که پیش بینی و مصوب کرده اند اما پول آن را به معلمان نمی دهند !
این پول کجاست ؟
دولت به عهد خود عمل نمی کند .
صندوق ذخیره فرهنگیان با این ذخیره های میلیاردی چه کار می کند ؟
درود بر معلمانی که در تبعید هستند ....
آقایان ابطحی ، مجیری ....
در دنیا هیچ حکومتی نداریم که معلمان آن این قدر زندانی شده باشند !
به داد فرهنگ برسید ...
خود رهبری تاکید کردند که به این آموزش و پرورش را تغییر دهید .
هنوز آقای احمدی نژاد اجازه ملاقات را به ما نداده اند !
امروز روز شهادت دکتر خانعلی است . آقای خانعلی بنیانگذار این روز بود ...
من با روحانیت مخالف نیستم !
... این توهین به جامعه معلمان است !
باید به قانون اساسی عمل شود .
سخنران بعدی ، خانم رجایی همسر شهید رجایی بود .
کما بیش موضع من مشخص است . اکثر شما از کسانی هستید که می دانید موضع من در سال های گذشته چگونه است .
امروز خوشحال هستیم .
امیدواریم این دوره با توجه به رفتارهای گذشته و در اثر رفتار ها و کردارهای نادرست ما نتیجه خوبی داشته باشد .
هر مسلمانی مومن نیست .
ممکن است فردی به جهاد هم معتقد باشد اما در خودشناسی مشکل داشته باشد .
ما معایب دیگران را زود می بینیم اما اما معایب خودمان را سخت پی می بریم .
امروز دوز و کلک مسلمان ها پیچیده تر است نسبت به کافری که ظاهر و باطنش یکی است !
امروز این پیچیدگی ها در ما ایجاد شده است .
اگر کسی جرات می کند به میدان مسئولیت وارد شود لازم است در عرصه مسئولیت های سیاسی و خدمت رسانی حتما این مرحله را پشت سرگذاشته باشد تا بتواند بهترین تصمیم ها را داشته باشد .
امروز سیاست در کشور پیچ در پیچ شده است و تشخیص حق از باطل برای مردم بسیار مشکل شده است و شخصیت ها خود را تشبیه می کنند به فردی مثل رجایی ...
واقعیت این است که اگر عقایدی هم دارند در حد آن مقامی که قرار گرفته اند نیست !
برای همین مشکلاتی ایجاد می کنند که این پیچیدگی ها را بیشتر می کند .
شعارهای عالی ، حرف های قشنگ ، مردم پسند ، عام پسند ، مومن پسند و.. اما رفتار و کردار ناهمگون !
هنوز برای آن مقام ساخته نشده ایم ...
امروز گرفتار این پیچیدگی ها هستیم .
حضرت امام ( ره ) تاکید داشتند که باید تک تک مردم سیاسی شوند . در همان زمان در دانشگاه تهران می گفتند در مورد سیاست صحبت نکنید !
برخی مواقع می خواهم از غصه بمیرم ...
این ها ( معلم ها ) دارند بچه های ما را تربیت می کنند .
خدا رحم کند به آینده ...
به ما آن زمان می گفتند که به درس و مشق برسید ما خودمان مملکت را اداره می کنیم !
امروز می خواهند همه مردم وارد سیاست نشوند !
ان شاء الله که آقای موسوی که روحیه شان با حضرت امام ( ره ) هماهنگی دارند انتخاب شوند .
الان دو جریان فکری در جامعه داریم و جریان سومی ایجاد شده است . باید جریان های فکری را شناساند ... مردم مصداق را خواهند فهمید !
ما فرهنگیان باید کاری کنیم که بینش های سیاسی روشن تر شوند .
بخشی از نظامیان ما خطر بزرگی هستند .
ما باید دغدغه مان این باشد که این کاندیدایی که می گوید من مستقل هستم و... همان شرایطی است که مسائل را پیچیده می کند ...
تمام پیچیدگی ها مال عدم صداقت است . در ظاهر یک جور در پشت جور دیگر !
چون با من نیستی و به خواسته های من عمل نمی کنی نباید باشی !
مگر ما قانون نداریم ؟
چطور می شود قانون را زیر پا می گذارند ؟
باید در وزارت اطلاعات – ببینید اگر توی یک دیگ فضله موشی باشد همه .... ( تشویق شدید ) ... از خوب ها می خواهیم که این مسائلی را که مردم را نگران کرده است برطرف کنند ...
ان اشاء الله رای آن قدر بالا باشد که نشود هیچ کاری کرد ! ( تشویق حاضران )
ما الان در تجربه تلخی که مردم احساس کردند ان شاء الله این اتفاق ناخواسته را با بیشتر کار کردن جبران کنیم ....
از آقای موسوی درباره ابهامی که در مورد شیوه آمدن داشتند توضیح دهند اگرچه برای ما مشخص است .
این شیوه چیز مهمی نیست .
چرا به قانون به راحتی دهن کجی می شود !
در مجلس هم صدای همه درآمده است ...
این مبالغ چه شده است ؟
چرا کسی جوابگو نیست ؟
پشتشان به کجا گرم است ؟
آقایی جانباز بودند ... من به خانم الهام اعتراض کردم . حتی اگر این جانباز تصادفی هم جانباز شده باشد ما حق نداریم برخوردهای تند کنیم !
امام ( ره ) در پاسخ به کسانی که خواهان برخورد تند با عده ای بودند گفتند مگر من اصولم !
چه شده است که خانم الهام این گونه شده است ؟
باید آقای الهام یک فکری برای ایشان بکند !
الان این را که می گویم از روی دلسوزی می گویم ...
چرا آقای الهام ایشان را پیش دکتر نمی برند ؟( خنده حاضران )
ایشان با توجه به تجاربی که از نزدیکانشان دارم ... اگر حادتر شود دکتر هم نخواهد آمد .... ( خنده و تشویق شدید حاضران )
نخندید ...
فقط دعا کنید !
که آقای الهام به فکر همسرشان باشند !
شما که هستید ؟
به کجا متکی هستید ؟
این جانباز ... در مورد درصدش همین را بگویم که ته ویلچری که در آن نشسته بود مشخص بود ...
این چه برخوردی است ...
در موسسه حضرت امام خمینی ( ره ) بودجه می گیرند با افکاری که ضد حضرت امام است .
این آدم ها دارند حمایت می شوند!
چون این ها عالم هستند ...
سخنران بعدی ، آقای علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران بود .
حرف اول و آخر را ایشان ( خانم رجایی ) زدند ...
12 اردیبهشت را گرامی می داریم یاد و خاطره دو شهید این روز .
آقای دکتر خانعلی که در سال 1340 در پیگیری مطالبات صنفی در میدان بهارستان با حمله سربازان رژیم دیکتاتوری به شهادت رسید . درسی که از شهادت خانعلی گرفته ایم این است که در کنار پیگیری خواسته های صنفی ، به دیکتاتوری نیز حساس باشیم ...
این روز شهادت آیت الله مطهری است که توسط گلوله کسانی به شهادت رسید که خود را " فرقان " می نامیدند !
فرقان توهم " خود حق پنداری " داشت و افراد را تقسیم می کرد .
درسی که ما از آیت الله مطهری فراگرفته ایم این است که در برابر کسانی که توهم " خود حق پنداری دارند حساس باشیم .
هر دوی این بزرگوار با خشونت روبه رو شدند و ما معلمان شاهد خشونت ها و خود حق پنداری ها نباشیم ...
در این بخش بیانیه " سازمان معلمان ایران " در حمایت از میر حسین موسوی توسط ایشان قرائت گردید که متن کامل آن در زیر آورده شده است .
سخنان میر حسین موسوی :
من خود را همیشه یک فرد کوچک و حقیر پنداشته ام و الان هم همین حس را در خود نگه داشته ام .
من متعلق به نسل اول انقلابم . شاید بتوانم اراده ای از آن زمان را به نسل حاضر منتقل کنم .
من هیچ کس نیستم ...
آن چه در کشور معجزه می کند امید است .
آن چه در کشور معجزه می کند آن ارزش هاست .
امروز ، روز مهمی است .
شما معلمان در توسعه کشور نقش مهمی داشته اید .
تحول آفرین ها اکثرا معلم بودند همچون شهید رجایی ، مرحوم شریعتی ، شهید بهشتی و...
معلمان در جبهه ها بزرگترین تحول ها را ایجاد کردند .
معلمی شغل انبیاست .
معلمان باید منزلت داشته باشند .
معلمان مشکل زیادی دارند . حقوق و بالاتر از همه آن ها منزلت معلمی است که امروز مورد سوال است .
اگر این در جامعه احیاء شود همه چیز احیاء خواهد شد .
در این جا به نتایج یک نظر سنجی دقیق اشاره می کنم .

56 درصد مردم معتقدند که زندگی نسل های آینده بهتر نخواهد شد .


60 درصد مردم امیدی به پیشرفت ایران آن گونه که در برنامه آمده است ندارند .
65 درصد مردم معتقدند که از زندگی نمی توان لذت برد .
اگر می خواهیم این آمار را عوض کنیم این معلمان هستند که می توانند تغییر ایجاد کنند .
هر چه که بخواهیم در این کشور انجام دهیم از طریق معلمان است .
این تجربه بشری است .
در این جا آقای میر حسین موسوی به ذکر خاطره ای از شهید باهنر در حزب جمهوری اسلامی اشاره کردند که در گزارش قبلی " سخن معلم " آمده است .
... اتفاقی نبود که ( معلمان ) در اغلب جاهای مدیریتی کشور ظاهر شدند .
به خاطر پاکی ، اطمینان مردم و منزلتی که پیدا کردند در نقاط حساسی قرار گرفتند .
امروز منزلت معلمان مورد سوال است !
بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده ، بالاترین گروه مرجع " معلمان " هستند .
این اخطار به دولت است !
با این گروه مرجع چه می کنید ؟
چه رفتاری با این ها دارید ؟
آیا شما در جهت منزلت آن ها و رهایی آن ها از ترس حرکت می کنید یا در جهت ترساندن آن ها !( تشویق حاضران )
در جهت عزت آن ها حرکت می کنید و یا در تحقیر آن ها !
معلمی که تحقیر بشود آیا می تواند نسلی پیشتاز تربیت کند ؟
هزینه ای که در این مسیر متحمل می شود اصلی ترین سرمایه گذاری است که می تواند انجام شود .
ضمن مسائل مربوط به منزلت معلمان مسائل مادی هم طرح می شود .
الان یادداشتی به من دادند در مورد بازنشستگان است .
آن ها خواهان این ها هستند :
احیای منزلت بازنشستگان : بازنشسته ای که تمام زندگی خود را گذاشته است آیا این درخواست برای او زیاد است ؟
حقوق مناسب بالای خط فقر ، حق مسکن مناسب و اجاره به شرط تملیک ، بهداشت و بیمه تامین درمانی و...
... معلمان در اول انقلاب مشکلات را می دیدند اما این مشکلات برای همه بود .
وقتی احساس می کنند تبعیض هست برای همین غیر قابل تحمل می شود ..
همه این ها نشان دهند محرومیت است .
رفتار ما در مقابل معلمان چگونه است ؟
حقوق معلمان را نمی پردازیم ...
بگویید بحث 270 میلیارد دلار کجا مصرف کردید ؟
مردم باید بدانند این مقدار پول کجا هزینه شده است !
آیا این هزینه هایی که شده است از این سبد نمی شد حقوق معلمان داده شود !
هیچ دولتی در نظام جمهوری اسلامی نباید ملت را نامحرم بداند .
آن چه دولت می کند باید مقابل نمایندگان ملت باشد ( تشویق حاضران )
کار خوب را به مردم نشان دهید با چه برنامه ای ...
آیا کار دولت این است که شب قبل از انتخابات بین این و آن پول پخش کند !
... به جای این ها به فکر اشتغال مردم باشید !
اگر مردم بدانند این هزینه ها در جهت پروژه هایی هستند که سعادت آن ها را تامین می کند از شما قدر دانی خواهند کرد ...
این همه تزریق نقدینگی به جامعه ...
در دروازه واردات باز است . امید با تولید ایجاد می شود امید با درست هزینه کردن ایجاد می شود .
مردم سختی ها را تحمل می کنند به شرطی که بدانند مثلا 5 سال دیگر وضع بهتر خواهد شد .
اگر مردم احساس کنند که آینده بهتر می شود حاضر به همه نوع فداکاری و تحمل هستند .
در زمان جنگ به غیر وام های کلان به صدام ، عراق بیش از 700 میلیارد دلار بدهی داشت . ما در مقابل هیچی نداشتیم .
تازه کار را شروع کرده بودیم . پول نبود . چند ماهی صادرات نفت به 200 هزار بشکه در روز رسیده بود ! و این در حالی بود که زمان شاه 6 میلیون بشکه بود !
با همکاران نشستیم گفتیم که از کشورهای دیگر کمک بگیریم . من پیشنهاد کردم که پول را در حساب ما بگذارند که بتوانیم آن را به تدریج پس بدهیم .
... زیباترین صحبت ها را تشکل ها کردند .
بودجه ای که به آموزش و پرورش اختصاص می دهیم باید با کشورهای مثل خودمان مقایسه کنیم . در حال حاضر در صد آموزش و پرورش نسبت به جی دی پی کم ترین است
این بر عهده برنامه ریزان کشور است .
اگر این نگاه ملی را نسبت به آموزش و پرورش عوض کنیم در آن شرایط می توان مشکلات را حل کرد .
وقتی درخواست های صنفی مطرح می شود نباید این رفتارهای زشت امنیتی با آن ها بشود .
منزلت معلمی را می توان با " نظام معلمی " احیاء کرد .
باید مسائل معلمان و حقوق قانونی آن ها حل شود بدون آن که منتی بر سر آن ها باشد !
در بوق و کرنا می کنند که حقوق معلمان را دادیم !
آیا این حق بود و یا لطف بود !
اگر این نگاه ها عوض شود مسائل حل خواهد شد .
حاشیه ها :
*زمانی که آقای دکتر فانی به عنوان اولین سخنران شروع به صحبت کرد برخی از معلمان حاضر شروع به اعتراض نمودند .
ایشان بدون آن که اشاره خاصی به عملکرد و فعالیت های " ستاد فرهنگیان آقای میر حسین موسوی کنند از اقدامات خود در زمان نخست وزیری میر حسین موسوی گفتند!
*علی رغم تاکید تشکل هایی مانند سازمان معلمان ایران و کانون صنفی معلمان ایران در مورد شهادت دکتر خانعلی ، مجری مراسم ، انجمن اسلامی و... اشاره ای به آن نکردند !
هنگامی که آقای کمیجانی در بیانیه مجمع از دکتر شریعتی نام بردند جمعیت حاضر شروع به تشویق نمودند .
*سرودی توسط دانش آموزان و با مدیریت سید جواد هاشمی انجام شد.
*جمعیت استقبال کننده در حدی بود که محوطه سالن و نیز بیرون مملو از جمعیت بود و برای افراد بیرون دوربین مدار بسته برای مشاهده مراسم قرار داده بودند .
 در بدو ورود ، شال های سبزی بدون هر گونه نوشته در میان مدعوین توزیع می شد.
تایید پیشنهاد " پارلمان معلمان " توسط تشکل ها از سوی میر حسین موسوی با کف زدن حاضران استقبال گردید .
به علت تراکم برنامه ها و نیز تنگی وقت خانم تندگویان موفق به ایراد سخنرانی نشدند .
جلسه با همراهی سرود " یار دبستانی " و مشایعت میر حسین موسوی خاتمه یافت.
*نیروی انتظامی حضور محسوسی در محوطه و یا بیرون مکان برگزاری نداشت اما موتور سواران به صورت دائم طول طول خیابان حجاب را طی می کردند !

گزارش کامل دیدار " شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان سراسر کشور " و " جمعی از اعضای شورای مرکزی سازمان معلمان ایران با آقای مهدی کروبی – نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 – سعد آباد
جلسه با تاخیر زیاد و ساعت 15/12 شروع شد .
آقای محمد داوری ، مجری جلسه با اعلام این که در برنامه های آقای کروبی به علت دیدار با وزیر اطلاعات در مورد دانشچویان زندانی خللی ایجاد شده است پوزش خواست .
اولین سخنران این جلسه ، آقای اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی بود .
خوشحال هستیم که در خدمت فرهنگیان هستیم . تلاش های زیادی در زمان نمایندگی ام در مجلس برای معلمان انجام دادم . گاهی متوقف می شد اما ادامه داشت .
دیشب 14 گروه اصول گرا از آقای احمدی نژاد حمایت کردند و پیش بینی حزب اعتماد ملی که اصول گرایان با یک کاندیدای واحد خواهند آمد درست از آب درآمد !
انتخابات آینده به چه سمت و سویی پیش می رود و آیا اجماع اصلاح طلبان کمکی به موضوع خواهد کرد ؟
نظر سازمان مجاهدین انقلاب و مشارکت این است که در مرحله اول باید به اجماع برسیم .
ما گفتیم که وضعیت انتخابات آینده پر از سنگلاخ و ناهموار است و نظر ما این بوده است که اجماع باید در مرحله دوم صورت گیرد .
.... تا به امروز پرینت انتخابات مجلس را به ما نداده اند ! در چنین اوضاعی شرایط ما سخت است و ما نیاز به یک فرد پرقدرت داریم . آقای کروبی حتی برای این تخلفات شعب رای برنامه دارند . آقای کروبی می توانند سلامت انتخابات را تضمین کنند .
ما برای آقای موسوی احترام خاصی قائل هستیم اما متاسفانه برخی از گروه ها خیلی احساسی برخورد کردند و آن چیزی را که از اصلاحات می خواستند و این که تا چه میزان تحقق پیدا خواهد کرد یک سره به سراغ ایشان رفتند بدون این که سابقه 20 سال سکوت ایشان را جویا شوند !
از زمانی که این انتخابات را شروع کرده ایم آقای کروبی نوک پیکان اصلاحات بوده است .
آقای کروبی پرچم دار تغییر هستند . در مهر ماه 87 اعلام کردند که من برای تغییر آمدم .
برنامه های ما حول 3 محور بوده است :
احیای نظام برنامه ریزی با خرد جمعی :
آقای احمدی نژاد هنرش این بود که خرد جمعی را تعطیل کرد . فعلا نظام برنامه ریزی کشور با عقل یک نفر اداره می شود ....
ملی شدن درآمدهای نفتی :
این مساله به مطالبات فرهنگیان برمی گردد . سعی ما این بوده است که قانون مدیریت خدمات کشوری باید اجراء شود .
در روزهای اخیر ، وزارت نفت را از این قانون مستثنی کردند شاید چند روز دیگر کارکنان خود روسازی را هم استثنا کنند !
... برنامه های آقای کروبی در زمینه ملی شدن در آمدهای نفتی در درجه اول به نفع مطالبات فرهنگیان خواهد بود .
حقوق شهروندی و آزادی های اجتماعی :
این قبا فقط به تن آقای کروبی برازنده است . آقای کروبی همیشه جلو دار مسائل شهروندی بوده اند . وقتی فرهنگیان به مشکل بر خورد می کنند آقای کروبی جلو دار است ...
وقتی برای دانشجویان و کارگران مشکلی به وجود می آید بازهم آقای کروبی میدان دار است ...
اگرچه ممکن است مواضع آقای کروبی با برخی دانشجویان فرق کند .
ایشان در مورد تغییر قانون اساسی بیانیه داده اند ...
اولین بیانیه را ایشان در مورد اعدام کودکان زیر 18 سال داده اند ...
با مجموعه این شعارها برای تغییر باز هم برخی دوستان صحبت از تحریم می کنند . فکر نمی کنند نظر دیگران را نیز باید شنید ...
ما متاسفانه در عالم سیاست می گوییم " مرغ یک پا دارد !
حتما معلوم ها باید معلوم باشد و مجهول ها مجهول ...
از اول می گویند چه کسی باید بماند و چه کسی باید برود !
به نظر ما هم آقای موسوی باید در عرصه باشد و هم آقای کروبی .
انتخابات نهم را باید اجماع می کردیم که نکردیم !
از اول می گفتند آقای دکتر معین 18 میلیون رای دارد و آقای کروبی 500 هزار رای !
آقای احمدی نژاد 35-38 درصد آراء را دارد . می ماند 16 درصد دیگر . رقابت این دو نفر باید روی این درصد باشد .
مشخص نیست در مناطق کرد نشین به آقای موسوی رای دهند .
در مناطق آذری نشین معلوم نیست که به آقای موسوی رای دهند !
بسیاری از شخصیت ها مانند سحر خیز ، ابطحی ، باقی ، مهاجرانی ، جمیله کدیور ، نجفی و... در تیم آقای کروبی هستند .
آقای کروبی مواضعش مشخص است .
اما آقای موسوی سبد خود را برای اصول گرایان باز کرده است !
ما اجماع مان در مرحله دوم است . یکی از مولفه های پیروزی می تواند اجماع باشد اما همه آن نیست !
مسیر اجماع باید طی شود .
درصد شرکت کننده در این انتخابات 50 تا 60 درصد است . در این مرحله مهم افزایش سطح رقابت است که می توان به افزایش درصد بالا امیدوار بود .
مرحله دوم پیروزی ، افزایش مشارکت حداکثری مردم است .
بیش از 40 درصد آراء را جمعیت خاموش تشکیل می دهند . آقای کروبی در حال صحبت با این آراء خاموش هستند .
مرحله بعد ، صیانت از آراء ست . در این انتخابات 8 نفر از وزارت کشور می آیند و 7 نفر از شورای نگهبان ؛قرار بوده است یک نفر هم از نمایندگان بیاید ؛ آقای کدخدایی می گوید آن یک نفر غیر قانونی است !
در بخش فرهنگیان تصور ما بر این بوده است که این مطالبات باید با توجه به ظرفیت های کشور باشد .
ما از گروه های دیگر اصلاحات در زمینه خواسته های فرهنگیان پیشرو تر بوده ایم .
با برنامه هایی که تیم اقتصادی آقای کروبی در حال تدوین هستند و نیز برنامه ای که آقای دکتر نجفی و تیم ایشان خواهند داد فکر کنیم در زمینه حصول مطالبات فرهنگیان موفق خواهیم بود .
سخنران بعدی ، آقای احسانی ، دبیر شاخه فرهنگیان حزب اعتماد ملی بود .
پیشاپیش هفته و روز معلم را تبریک می گوییم . شاخه فرهنگیان از ابتدای تاسیس حزب به وجود آمد و هم اکنون نیز در حال فعالیت است . این شاخه نگاه نوینی به مسائل آموزش و پرورش دارد و معلمان را پایگاه و نقطه ترقی و حرکت می داند .
در مجلس ششم یک سری مسائل رفاهی و معیشتی برای فرهنگیان ایجاد شد .
در مجلس ششم هیچ گونه برخورد امنیتی با معلمان در تجمع جلوی مجلس نداشتیم . هیچ معلمی را به خاطر تجمع جلوی مجلس به زندان نبردند !
متاسفانه در دولت نهم وضع به گونه ای شده است که حتی حرف زدن در مدارس مشکل شده است ...
سعی خواهیم کرد با ریاست جمهوری آقای کروبی وزارتی قوی تر از وزارت های قبلی داشته باشیم ...
سخنران بعدی ، آقای مختار اسدی از کانون صنفی معلمان کردستان بود .
آقای کروبی !
من به کرج از زادگاه خود تبعید شده ام !
هر موقع برای من و دوستان مشکلی پیش آمده است تنها کسی که توانسته ام در میان مسئولان نظام امکان صحبت را داشته باشم شما بوده اید !
آقای کروبی !
یکی از دوستان ما آقای فرزاد کمانگر است . توطئه ای برای ایشان ریخته بودند و مجازات اعدام برایشان صادر کرده اند .
بی گناهی آقای کمانگر حتی برای ماموران وزارت اطلاعات نیز محرز است .
از شما تقاضا دارم برای آزادی کمانگر که دغدغه ملی ماست تلاش کنید . شاید با مساعدت شما ایشان آزاد گردد .
در مورد مناطق کرد نشین و در استای اجرای اصل 15 قانون اساسی چه برنامه ای دارید ؟
سخنران بعدی آقای بهارستانی ، از کانون صنفی فرهنگیان استان گیلان بود .
نیروهای امنیتی قصد داشتند ما را به خارج وصل کنند ...
من در تابستان 83 به همراه 12 نفر دیگر از دوستان دستگیر شدیم ...
آقای کروبی !
ما تقاضای مسائل مالی نداریم اگرچه یکی از مشکلات همیشگی دولت های پس از انقلاب این بوده است که فاقد دکترین اقتصادی مشخص بوده اند .
هر حزبی که می خواهد پیروز شود باید این را مد نظر قرار دهد .
ایشان ضمن قرائت اهداف تشکیل کانون صنفی معلمان نظر و یا برنامه آقای کروبی را در مورد این اهداف جویا شدند ...
سخنران بعدی ، آقای عافیتی از استان خراسان رضوی بود .
آقای کروبی از تمامی دوستان من حمایت کرده اند .
یکی از دوستان من که به خاطر مسائل صنفی در زندان بود تنها کسی که وارد شدند تا ایشان آزاد شود فقط آقای کروبی بود !
این چیزی است که بیشتر باعث شده است دوستان ما حمایت خود را از شما اعلام کنند ...
ما معلمان در این 30 سال نه تنها شان انسانی پیدا نکردیم که تحقیر هم شدیم ...
حراست ها خود تصمیم گیر شده اند و محاکمه می کنند ...
مشکلات ما فقط مسائل مالی و مادی نیست ؛ بحث امنیت و مصونیت فرهنگیان است .
آقای کروبی !
شما چه تصمیم و یا برنامه ای در حوزه اطلاعاتی کشور خواهید داشت ؟
سخنران بعدی ، آقای شیرازی از استان یزد بود .
آقای کروبی !
در یزد نیروهای امنیتی مرا تهدید کرده اند که آبروی تو و خانواده ات را می بریم ...
آیا از نظر شما نیروهای اطلاعاتی زیر مجموعه دولت هستند ؟
تاکنون هیچ کدام از مسئولان به نامه نگاری های ما پاسخ نداده اند !
آیا نیروهای امنیتی قاعده ای دارند و شما چه برنامه و ترفندی برای آن ها دارید ؟
آقایان در وزارت کشور به ما جوابی نمی دهند !
آقایان پشت سرهم برای ما حکم اعدام صادر می کنند اما تا حال اعدام نشده ایم !
در مورد نظام مند کردن تشکل ها چه برنامه ای دارید ؟
در مورد تخلفات اقتصادی صورت گرفته در دولت نهم چرا برخی ها به صورت صریح و آشکار نظر خود را اعلام نمی کنند ؟
آیا " امر به معروف " و " نهی از منکر " فقط برای مردم عادی است ؟
آقای کروبی در مورد تخلفات اقتصادی انجام شده چه نظری داشته و دارند ؟
آقای کروبی !
در مورد تفاوت ها و تبعیض ها چه کار خواهید کرد ؟
سخنران بعدی ، خانم میان دشتی ، عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران بود .
اولویت ما مطالبات معلمان است . این انتخابات ، انتخابات " مطالبه محور " است .
ما در سازمان معلمان دو خط قرمز داریم : 1- اصلاحات 2- مطالبات معلمان
هنوز در حال بررسی و رصد دیدگاه ها و برنامه های نامزدها هستیم .
سازمان معلمان ایران هنوز به یک جمع بندی مشخص در این موضوع نرسیده است .
آقای کروبی !
هنوز نیازمند شفافیت بیشتر شما هستیم .
سازمان معلمان ایران طی یک بیانیه که در روزنامه ها نیز منتشر گردیده است 5 سوال را از کاندیداها مطرح نموده است .
مواضع شما و نیز تیم شما در قبال این بیانیه چیست ؟
سخنران بعدی ، آقای باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران بود .
الان تماس گرفته اند که پیش آقای کروبی نروید !
تا این جا ما را تعقیب کرده اند ...
الان هم دم در ایستاده اند !
آقای کروبی !
همه ما در مورد امنیت صحبت کردیم . برای معلمان 100 سال زندانی و 150 سال تبعید بریده اند !
ما 4 خواسته داریم :
معیشت – امنیت – وحدت - منزلت
در بحث معیشت زیر خط فقر هستیم .
در پارک ورشو به مناسبت روز جهانی معلم از شهردار تهران مجوز برگزاری مراسم گرفتیم . در آن روز همه را زدند ...
ایرانی ها علاوه بر کوتاه قد شدن کوتوله هم شده اند ...
ما را از وحدت می ترسانند . به ما می گویند به وکلا نزدیک نشوید ... به کارگران نزدیک نشوید ... با احزاب فاصله بگیرید و...
این وحدت است ؟
تجمع خط قرمز است .جلوی مجلس خط قرمز است ... همه چیز خط قرمز شده است !
کمیسیون ماده احزاب تا کنون یک جلسه هم تشکیل نداده است !
آقای کروبی !
ما به رئیس جمهور اعتماد نداریم !
جلوی تلویزیون می گوید این قانون را اجراء می کنم اما تا الان اجراء نکرده است !
خودتان می دانید برای این قانون ( مدیریت خدمات کشوری ) چقدر زحمت کشیده اند . فعلا آیین نامه داخلی ندارد !
وزیر آموزش و پرورش می گوید ما نمی دانیم چه کار کنیم !
هیچ برنامه ای برای هیچ بخشی ندارند ... فقط در روستاها می گردند و پول نامه ها را می دهند !
ما را با خانواده ها در گیر کرده اند ...
آقای کروبی !
زحمات شما قابل انکار نیست . بسته اقتصادی خود را برای ما باز کنید . بسته امنیتی خود را برای ما باز کنید .
وزیر آموزش و پرورش شما کیست ؟
آیا جرات دارید که آقای مهاجرانی وزیر آموزش و پرورش شما شود ؟
آیا جرات تحولات اساسی را در آموزش و پرورش دارید ؟
برای قوانین مصوب شده مانند مدیریت انتخابی و... که اجراء نمی شود چه کار می کنید ؟
سخنران بعدی ، آقای صفری از استان مرکزی بود .
ما یک مطالعه تحقیقی میان میزان دریافتی معلمان در کشورههای صنعتی و توسعه یافته انجام داده ایم .
بر اساس این مطالعه ، میزان دریافتی معلمان در کشورهای توسعه یاقته به طور متوسط 4 هزار دلار است در حالی که در ایران حدود چهارصد دلار است !
یعنی یک معلم ایرانی یک دهم آن ها حقوق می گیرد . آیا المپیادی های ما هم یک دهم آن ها سواد دارند ؟
چشم انداز و یا فلسفه خاصی در آموزش و پرورش وجود ندارد .
متاسفانه کادر ستادی ما در آموزش و پرورش نخبه گریز است . چون افراد نخبه ندارند برنامه های آن ها نیز ضعیف است ...
پیشنهاد ما وارد کردن نخبگانی چون آقای دکتر نجفی است .
پیشنهاد ما ، تشکیل یک پارلمان آموزشی از قاعده به راس است نه راس به قاعده ...
سخنران بعدی ، آقای الیاسی از الیگودرز بود .
مطالباتی که فرهنگیان از دولت آینده دارند در حد بضاعت عمل خواهد شد و یا براساس واقعیت ها ؟
آیا انتخاب مدیران در همه سطوح آموزش و پرورش بر اساس شایستگی ها خواهد بود ؟
آیا این مدیران باز معلمان را وابسته به خارج خواهند دانست ؟
آیا می خواهند معلمان را به عنوان رقیب خود بدانند و یا همکار ؟
در رابطه با سیاست خارجی شما در دولت آینده سخنی به میان نیامده است .
در این مورد توضیح دهید ؟
سخنران بعدی خانم طالقانی ، عضو هیات داوری سازمان معلمان ایران و عضو سابق شورای مرکزی بود .
آن چه که برای معلمان مهم است داشتن یک رسانه است . ما برای جوانان ، زنان و.. در رسانه ملی برنامه داریم اما برای معلمان نداریم . اگر بتوانید کاری کنید که 2 ساعت در هفته نیز معلمان برنامه داشته باشند همین کافی است ...
در مورد برخورد های امنیتی که دوستان گفتند ما قانون داریم . اما کسی به آن توجهی نمی کند !
چه برنامه ای برای نهادمند کردن و یا نظام مند کردن این گونه برخوردها دارید !
شما از تغییر قانون اساسی سخن رانده اید .
آیا این در حیطه اختیارات ریاست جمهوری است و یا یک شعار تبلیغاتی؟
سخنران بعدی ، آقای بهلولی عضو کانون صنفی معلمان بود .
بند 19 منشور یونسکو در مورد مقام و منزلت معلم است .
خواسته های معلمان دو گونه است : آشکار و پنهان . خواسته های آشکار مسائلی مانند اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری و یا محدود کردن برخوردهای امنیتی است.
اما در بخش خواسته های پنهان ، مهم ترین خواسته تغییر گفتمان در آموزش و پرورش است .
در آموزش و پرورش نوین از اخلاق نوین جهانی صحبت می شود . از حقوق بشری صحبت می شود ....
شما در بیانیه خود در مورد حقوق شهروندی بیانیه داده اید .چگونه می خواهید آن را وارد آموزش و پرورش ایران کنید ؟
مثلا با این که روز جهانی معلم – 5 اکتبر از سوی دولت پذیرفته شده است اما همچنان جزء خط قرمز های نظام است !
ارائه برنامه در این بخش ها می تواند ارتباط شما را با طبقه متوسط جامعه برقرار سازد .
سخنران بعدی ، آقای بهشتی سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران بود .
... بعضی ها را نمی شود دوست نداشت و بعضی ها را نیز نمی توان دوست داشت .
نمی شود آقای خاتمی را دوست نداشت و آقای کروبی هم جزء چهره هایی هستند که نمی توان دوست نداشت به خاطر شفافیت و اعلام مواضع .
کسی که به صورت معلم سیلی می زند قطعا در این انتخابات رای نمی آورد ....
ما شاید نتوانیم به صورت دقیق اعلام وضع کنیم اما می توانیم بگوییم که این آقا شایستگی ندارد ...
البته معلمان خاطره ای از آقای کروبی دارند و آقای کروبی بعدها خیلی سعی کردند آن را جبران کنند ...
همان جلسه ای که ما مجلس آمدیم و شما گفتید نفتی ها می توانند شیر نفت را ببندند اما چون شما نجیب هستید باید مدارا کنید ...
آقای کروبی در این جلسه به صورت روشن در مورد آن توضیح دهند .
فکر می کنم خیلی نباید به برخوردهای امنیتی بهاء بدهیم . ما قرار است امروز ( یکشنبه ) یک فیلم به معلمان نشان دهیم . از پلیس امنیت زنگ زدند و گفتند باید آن را لغو کنید ..
اما ما کار خود را انجام می دهیم !
آقای کروبی !
چند بار از آقای دکتر شکوری خواستیم که اخبار تشکل ها را بزنند اما این کار را نکردند !
البته سال 83 از شما خواستیم که رئیس جمهور فردی را به عنوان مشاور در امور نهادهای مدنی معرفی کند .
شما قبل از انتخابات می توانید این کار را انجام دهید .
سخنان آقای کروبی :
در مورد پیشنهادات خود با آقای گرامی مقدم هماهنگ کنید .
من فکر می کنم وضعیت از این چیزی که شما می گویید سخت تر و پیچیده تر است !
یک جریانی ، یک مجموعه و اندیشه ای آمده و مراکز قدرت را در کشور سنگر به سنگر قبضه می کند .
این اندیشه بسیار نگران کننده و وحشتناک است .
بعد از رحلت اما ( ره ) در سال 1368 در همان میان دوره ای مجلس که 4 نفر را برای مجلس می خواستند درگیری ما با شورای نگهبان شروع شد ...
در مجلس چهارم ، استصواب را قانونی کردند قبل از آن مساله استنباط بود .
الان بحث چپ و راست نیست ...
این جریان با خشونت و بولدوزر دارد می آید ...
خیلی خیالی فکر نکنید !
جایی که شما دارید زندگی می کنید برخی از مسئولان این گونه هستند ...
البته ما اهل ریسک هم کم داریم !
بر مزاج هر کسی صحبت کردن کار ماست !
این که تن به بلا بدهند این عده خیلی کم است ...
انتخابات یک حق است . کاری نداریم چه کسی پیروز می شود ...
آن چه می توانید انجام دهید تا یک حماسه به وجود آید .
بعد از این عرصه تنگ تر خواهد شد .
بخشی از آن هایی هم که تحمل می شوند خواهند رفت !
باید کاری کنیم که از این وضعیت بیرون آییم ....
وزیری قوی انتخاب خواهم کرد وزیری که اکثریت معلمان بپذیرند و از او دفاع کنند !
آمدن من از این جهت است ... نیامده ام که یک سری کلیات ابوالبقاء بگویم !
وزیر با مشورت شما انتخاب خواهد شد !
این ها قدم به قدم کارشناسی خواهد شد .
باید احساس کنند که حضور دارند ...
با این شیوه امنیتی مخالفم و دعوا هم کرده ام ...
حراستی را ترتیب خواهم داد که کمک کار شما باشد ... برای شما رحمت باشد .
اگر یک مدیری باز باشد و خوب عمل کند زیر مجموعه می داند چگونه کار کند .
البته به شدت مواظبم که شعارها و حرف ها به سمت مخالفت با نظام و جمهوری اسلامی نرود .
در مورد خواسته های شما با هم خواهیم نشست و صحبت خواهیم کرد .
مبادا یک وقت حالت بی تفاوتی پیدا کنید !
به سمت تحریم بروید !
و اما ...
اراده بندگان خدا و حضور و رای همه ، همه چیز را تغییر خواهد داد .


حاشیه ها :
جلسه با بیش از یک ساعت تاخیر شروع شد و آقای کروبی بارها درجلسه بابت این امر عذر خواهی کردند البته گفتند که این کار را با دادن نهار اما نه ازنوع انتخاباتی جبران می کنند .
هنگام دعوت از سخنران و نیز پس از پایان سخنرانی هر مدعو با کف زدن های متوالی استقبال و بدرقه می شد .
آقای کروبی تا پایان صرف نهار در کنار میهمانان بودند و آن ها را بدرقه نمودند .
جلسه تا ساعت  30 /15 ادامه یافت .با این حال بسیاری از اعضای شورای هماهنگی تشکل ها موفق به ایراد سخن نشدند . ضمن آن که هیچ آثاری ناشی از خستگی و کسالت در چهره معلمان مشهود نبود .
گزارشگر : علی پورسلیمان


گزارش مشروح دیدار فرهنگیان در هفته معلم با آقای کروبی و دکتر نجفی
خیابان ولی عصر – تالار تلاش
گزارشگر : علی پورسلیمان
وارد سالن که می شوی موزیک آرام و گوش نوازی روحت را آرامش می بخشد ...
از مارش های تند و هیجان برانگیز خبری نیست !
جمعیت در سالن نشسته و برخی در حال گفت و گوی آرام با یکدیگر هستند .
مجری مراسم که خانم میان سالی است در پشت تریبون قرار می گیرد و شروع به صحبت می کند .
در حال دیالوگ با مردی دیگر است ...
اول فکر می کنی نوار پخش می شود اما از پشت سر مردی وارد می شود و روبه روی حاضران به گفت و گوی خود ادامه می دهند ...
این شیوه و تغییری جدید در سنت مجری گری است !
جمله ای از آن ها در ذهنم می ماند ....
" هزاران سال بعد آدمیان بر فرشی خواهند زیست که قسمتی از آن را تو بافته ای ...
جلسه با نیم ساعت تاخیر ساعت  30 /17  آغاز می شود .
اولین سخنران خانم میان دشتی مسئول ستاد فرهنگیان تهران است .
وی پس از خیرمقدم به حاضران و تبریک روز معلم ، این گونه ادامه می دهد :
ایران ما بیش از هر چیز از دیکتاتوری در رنج است .
در مسیر مرگ و زندگی و در مبارزه با این شبح خوفناک سرزمین ما فقط نام های بزرگ هستند که روزنه ای را برای این نقش گشوده است .در این راستا تلاش های 100 ساله اصلاح طلبانه مردم راه بدون برگشتی را رقم زده است و در این مسیر همه به یک اندازه سهم نداشته اند و فریاد همه به یک اندازه بلند نبوده است .
اگر معلمان را در این جهت پیشتاز ندانیم سخنی به گزاف نگفته ایم !
نقش معلمان کم نظیر است .
بدون تردید برای تحول در مرحله های مختلف باید این قسمت را به رسمیت شناخت .
با تأسف باید اذعان کنیم آن چه امروز بر سر آموزش و پرورش و معلمان آمده است چندان نوید آینده امید بخشی را نمی دهد و این یک زنگ خطر جدی برای همگان است .
انتخابات به عنوان یک فرصت برای احقاق حقوق می تواند باشد .
امید داریم با تدبیر و روشنگری آینده و امید به فردا را زنده کنیم .
دستان معلمان اگرچه رنجور است اما نشان دهنده سراسر مقاومت آنان است .
امروز معلمان در نقطه اوج اعتماد ، چراغ راه اصلاحات خواهند بود و این تنها راه رهایی برای آن چیزی است که نمی دانیم و البته آن چه می دانیم و نمی خواهیم !
اینک که شیخ اصلاحات فداکارانه شعار اصلاحات را با " تغییر " در اهتزاز نگاه داشته اند دل های واحد همگان را می طلبد .
بیستون را به یاد آر !
دستانت را بسپار به کار !
کوه را چون پرکاه از سر راهت بردار !
در این هنگام از ویدئو پروجکشن تصاویری از آقای کروبی که در ذیل آن " برای توسعه پایدار " نقش بسته است همراه با موزیک برای حاضران پخش می شود ...
سخنران بعد ، آقای دکتر مصلحی رئیس ستاد فرهنگیان آقای کروبی است .
ایشان ضمن خیر مقدم و تبریک روز معلم به حاضران دیگر جلسه خانم دکتر کدیور ، خانم کروبی ، آقای راه چمنی و آقای دکتر نجفی نیز عرض احترام می کنند .
... اگر می خواهیم در جامعه ارزش هایی مانند مدارا ، قانون گرایی ، خرد گرایی ، همزیستی و چیزهایی که فقدانش را درجامعه احساس می کنیم فقط و فقط معلم می تواند این نقش را به انجام برساند .
فردای ما آن گونه است که ما می سازیم .
اگر مدیران ارشد و عالی جامعه ، مدیرانی هستند که به توسعه پایدار می اندیشند باید آموزش و دانش را به عنوان یگانه راه توسعه و پیشرفت بپذیرند اما اگر افرادی از سنخ کسب و کار هستند که به منافع زودهنگام می اندیشند این رخت در یک یا دوسال جواب نمی دهد ...
اگر فردای ایران را می خواهیم با سرمایه گذاری در آموزش و پرورش میسر است .
آموزش و پرورش در این 3 سال دید آن چه را که نباید می خواست ...
معلم در خیابان سیلی خورد ... معلم بارها و بارها به مراکز امنیتی برده شد ... معلمان زیادی به دادگاه کشیده شدند ...
مسائلی مانند تبعید ، اخراج ، انفصال و... در چنین حدی در طول تاریخ ما نبوده است !
عزم و همتی را می طلبد که از نو بسازیم .
فرهنگیان از تأثیر گذارترین اقشار جامعه هستند؛ علی رغم همه تنگناهای معیشتی اما طبقه باعزت جامعه هستند . تنها گروه مورد اعتماد جامعه فرهنگیان هستند ؛ همین فرهنگیانی که فشارهای سخت معیشتی و امنیتی را تحمل می کنند .
ان شاءالله با انتخاب صحیح که فصل انتخابات فرصت طرح مطالبات است بتوانیم با ریاست آقای کروبی جایگاه واقعی معلمان را به آنان برگردانیم .
سخنران بعدی ، آقای باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان است .
... امیدواریم آقای دکتر نجفی که آدم باهوشی هستند و الفبای تعلیم و تربیت ایران را می دانند این حس را به ما منتقل کنند و ما بتوانیم جرأت کنیم خواسته های معلمان را در زمینه معیشت و منزلت بیان کنیم .
دیروز ما جلوی وزارتخانه بودیم .
می خواستیم با وزیر صحبت کنیم . در وزارتخانه را ساعت 1 بسته بودند !
ما را راه که ندادند تازه همه را زدند !
آقای بداغی را امروز آزاد کردند .چند تا از معلمان فیزیک آن جا بودند . با این وضع امنیت روانی و روحی اگر حرف نزنیم پس چه کار کنیم ...
من فکر می کنم آقای کروبی جسارت این کار را داشته باشند به خاطر این که جزئی از حاکمیت هستند .....
چون از بیرون نمی توان حاکمیت را کنترل کرد .
چرا نیروهای امنیتی و نظامی وارد آموزش و پرورش شده اند ؟
چند لایه از این نیروهای امنیتی وجود دارد ؟
خانه از پای بست ویران است ... باید تحول اساسی در آموزش و پرورش صورت گیرد .
آموزش و پرورش ما دینی است اما پوستینی بر روی دین کشیده شده است .
شما نگاه کنید ...
انتخابات را آموزش و پرورش برگزار می کند و وزیر کشور اعلام می کند این پول ها را می دهم .
4 سال است که نداده اند !
ما فرهنگیان متأسفانه ابزار می شویم .
به مدیر مدرسه می گویم چرا ابزار شده ای ؟
آقای راه چمنی !
آقای نجفی !
فرهنگیان را ابزار کرده اند ...
آموزش و پرروش ما این قدر آلوده سیاست شده است ...
همه مدیران سیاسی هستند آن هم از نوع تحجر گرایانه ...
قیافه های آن ها را ببینید !
چقدر آلوده به این پوستین شده اند !
جلوی وزارتخانه معلمان را می زنند آن موقع از پشت پنجره ها تسبیح می چرخانند و ذکر می گویند !
از رسانه ملی روز معلم را تبریک نگفتند ...
هنوز قانون مدیریت خدمات کشوری را اجراء نکرده اند !
می آیند توی رسانه ها ... کلی تبلیغات می کنند !
روزنامه اعتماد ملی در مورد حوادث جلوی وزارتخانه چه نوشته است ؟
می خواهند کانون ها را منحل کنند ... می گویند ما بر اساس استصواب عمل می کنیم !
وقتی گفتیم که انحلال نیاز به دادگاه دارد گفتند دادگاه نمی خواهد !
ما خودمان منحل می کنیم ...
من با هیچ اپوزیسیونی رابطه ندارم !
هیچ کدام از آن ها را هم نمی شناسم !
ایران مال من است ...
مگر می شود زبان یک میلیون معلم را بست ؟
مگر می توان به همه توهین کرد ؟
شعار مرگ بر آمریکا می دهید آخر مرگ بر آمریکا چگونه ؟
وقتی معلم جرأت حرف زدن نداشته باشد ...
من باید جسارت داشته باشم !
من باید ایرانی پرتوان و اصیل باشم .
برای من یک روزنامه نمی فرستند آن موقع به معلم می گویند مرتجع !
ان شاء الله آقای کروبی پیروز شوند ...
کسی که وزیر می شود باید فرهنگ ایران را بشناسد ....دین را بشناسد....
این رئیس جمهور کجا تمدن خوانده است؟
آقای علی احمدی کجا فرهنگ درس خوانده است ؟
تعصب باید از فرهنگ برود!
من باید آزاد باشم تا بتوانم دینداری کنم !
فرهنگ باید آزاد باشد !
با معلمان این گونه برخورد نکنید .... بزرگترین دیکتاتورها با معلمانشان اینگونه برخورد نمی کنند !
هیتلر در کتاب نبرد من می گوید اگر در جنگ شکست خوردم می خواهم با معلمانم کشورم را بسازم و اگر بر جهان پیروز شدم می خواهم با معلمانم دنیا را بسازم.....
سخنران بعدی آقای مهندس صفری از آموزش و پرورش استان مرکزی بود.
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم . چرا که خرداد را معلمان فصل امتحان ، چیدن گل و فصل تصحیح اوراق و عملکرد خویش می دانند و خرداد را فصل تصحیح اوراق و عملکرد مسئولان می دانیم که تصحیح کنندگان آن ملت ایران هستند ....
ما فرهنگیان باید آن را درست تصحیح کنیم !
ما در آموزش و پرورش تفکرها مسئولیم .
ما در انتخابات و خرداد 88 نقطه عطفی را قرار خواهیم داد !
از این به بعد کاندیداها بدانند که اغماضی در کار نیست و بدانند که چه زود می گذرد!
امروز فردای دیروز است .
امروز نمره دهید !
طبق اعلام بانک مرکزی ، رقم خط فقر 780 هزار تومان اعلام شده است چند درصد معلمان و جامعه بالای خط فقر هستند ؟ نمره دهید ...
باید طبق پیش بینی ها رقم خط فقر تک رقمی می شد اما نمایندگان مجلس تورم 30 تا 40 درصدی را پیش بینی می کنند ! نمره دهید ...
قانون مدیریت خدمات کشوری به قول همین ردیس جمهور آبروی نظام است و پس از گذشت 4 سال هنوز اجرایی نشده است ! نمره دهید ...
آقای رئیس جمهور گفتید که 27 سال است فرهنگیان فراموش شده اند ! پس نمره دهید ...
شما گفته بودید که به منتقدان جایزه خواهید داد .
به فرهنگیان منتقد چه جایزه ای دادید ؟!
آیا جایزه معلمان جزء حبس و تعلیق و اخراج و انفصال و.... چیز دیگری بود ؟ نمره دهید ...
شما جایزه را به آقای شریعتمداری ( مدیر مسئول کیهان ) دادید !
این خرداد حادثه های زیادی دارد ...
باید بیدار بمانیم تا این حادثه ها را کنترل کنیم .
اندکی صبر ، سحر نزدیک است ...
در این قسمت خانم دکتر کدیور نماینده سابق مجلس شورای اسلامی و مشاور امور بانوان آقای کروبی شروع به صحبت کردند .
به عنوان یک معلم کوچک دانشگاه که پدر و مادرم بازنشسته آموزش و پرورش هستند روز معلم را تبریک می گویم .
هر کس به من حرفی آموخت تا آخر عمر بنده او خواهم بود .
معلمان و اهالی فرهنگ از دادن شعار خسته شده اند و به دنبال عمل هستند و از این شعارهای ابزاری و تحقیر آن ها بیزارند .
روز معلم با یاد شهید مطهری گره خورده است . نفی خرافات و تأثیر آزادی در حوزه دین در آثار ایشان را می ستاییم .
طبعا از یک مدیر ضعیف ، یک وزیر ضعیف و رئیس جمهور ضعیف نمی توان انتظار تحول ، رشد و پیشرفت را در حوزه علم و معلمی داشت ...
عدم امنیت شغلی می تواند مهم ترین مشکل معلمان باشد .
وقتی که من معلم نتوانم سر کلاس حرف بزنم و مجبور باشم که کلماتم را وزن کنم چطور می توانم انتظار تحول داشته باشم ؟
سخنران بعدی ، آقای بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی معلمان بود .
درود می فرستم به اولین شهید جنبش معلمان آقای دکتر خانعلی .
امیدواریم چه ایشان انتخاب بشوند و یا نشوند بتوانیم آموزش و پرورش و معلمان را به جایگاه واقعی آن برسانیم .
شاید من نتوانم به عنوان سخنگوی کانون از کاندیدای خاصی حمایت می کنم اما حداقل توقعی که از جامعه فرهنگیان داریم این است که نسبت به انتخابات بی تفاوت نباشند !
جامعه ما دیگر تحمل یک دوره از انتخابات ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد را ندارد !
به جرأت می گویم به عنوان کسی که یک ساعت از نزدیک با ایشان ( احمدی نژاد ) صحبت کرده ام کسی را مثل ایشان ندیده ام که به صراحت دروغ بگوید !
دیروز یکی از روزهای تلخ برای جامعه فرهنگیان بود ...
سخنران بعدی ، آقای پورسلیمان از سازمان معلمان ایران بود .
چند دقیقه پیش به من گفتند که صحبت کن !
یکی از عادات دیرینه ما ایرانیان دقیقه 90 بودن است ! که البته مشکلات بسیاری برای ما ایجاد کرده است .
امیدوارم که بتوانم شروع و پایان خوبی داشته باشم .
علی پورسلیمان هستم . عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران وبیش از 10 سال است که کار تشکیلاتی و مدنی می کنم .
وبلاگی دارم به نام " سخن معلم " و نیز در سال 85 به همراه دوستان کانون صنفی در خدمت بازجویان محترم وزرات اطلاعات در زندان اوین بودیم !
وقتی در مدرسه با همکاران صحبت می کنم همه تقریبا از وضعیت موجود ناراضی هستند ...
همه معلمان معترضند از این که قانون مدیریت خدمات کشوری بیش از یک سال است که از اجرای آن گذشته است ... و الان می گویند که برای اجرای آن نرم افزار نداریم !
همه می دانند که آقای علی احمدی برای فرار از پاسخگویی معلمان و فعالان آن ها را به خارج وصل می کند ....
با همه این نارضایتی ها بازهم می گویند که متأسفانه آقای احمدی نژاد رأی خواهد آورد !
آیا این نهایت درماندگی نیست ؟!
اگر اصلاحاتی می خواهد در آموزش و پرورش صورت گیرد اول باید از خود آموزش و پرورش و معلمان شروع شود .
اگر این اصلاحات و آن اراده جمعی دردرون آموزش و پرورش برای تغییر و اصلاحات صورت گرفت می توان نگاه بیرون را هم تغییر داد !
راه دیگری نیست ...
ما در این جا نمی خواهیم ناامیدی را تئوریزه کنیم اما باید واقعیت ها را نادیده نگیریم ...
همه جمله آقای خاتمی را به خاطر دارند : " به دنبال قهرمان نباشید " !
همه باید قهرمان باشند ...
امیدوارم که چه آقای موسوی و چه آقای کروبی ؛ پیروز میدان اصلاحات و اراده ملی باشند !
مردم باید در عرصه باشند .
وقتی که آقای احمدی نژاد ( در سمت شهردار ) بین معلمان در آن زمان بن های 7 هزار تومانی و 14 هزار تومانی پخش می کرد حرف ما با همکاران فرهنگی این بود که این ها تبلیغات است ...
یکی از آن ها می گفت الان که شهردار است این قدر می دهد اگر رئیس جمهور بشود چه ها که نخواهد کرد !
با این همه سادگی چه می توان انتظار داشت ...
سخنران بعدی ، خانم رضایی از بازنشستگان بود .
آیا نباید از پیشکسوتان خود نام ببریم ؟
سال 57 بودیم و در سال 59 بر علیه دشمن مبارزه کردیم ... امروز هم هستیم !
سخنران بعدی ، آقای دکتر نجفی بود .
در هفته معلم ، همه مسئولان از آموزش و پرورش می گویند . از این نهاد سرنوشت ساز و از جایگاه معلمی سخن می رانند .
این دل مردگی ها و این بی برنامه گی ها از بی علاقگی و یا بی صلاحیتی معلمان در ابراز صلاحیت هایشان نیست ؛ امروز فرصت انجام رسالت برای معلمان وجود ندارد و مجموعه فرهنگیان درگیر مسائل حاد مادی هستند .
متأسفانه جای همه این عوامل در کشور ما خالی است نه آن عزم وجود دارد و نه آن بینش و نه آن مسئولانی پیگیر ...
دوستانی که در این جا صحبت کردند از دلتنگی هایشان صحبت کردند ... از هتک حرمت فرهنگیان و برخوردهای امنیتی با معلمان ...
ملتی که معلمش تحقیر شود روی سعادت نخواهد دید ...
افسوس که در جامعه ما معلم این گونه است !
امروز مأموریت دارند برای تحقیر جامعه و معلم ...
امروز مسئولان به علت عدم بینش درست به مقدمات آموزش و پرورش پای بند نیستند و در هیچ موردی گام مثبتی برای آموزش و پرورش برنداشته اند ...
آیا باید تسلیم شد و راه انفعال را پیمود ؟
آیا باید از مسئولیتی که بر دوشمان است فرار کنیم ؟
مسلما پاسخ منفی است !
دوستانی که صحبت کردند ...
باید در عرصه بمانیم ... باید در میدان حضور داشته باشیم . باید در مقابل آن ها ایستادگی کنیم .
اولین گام برای برون رفت از مشکلات آموزش و پرورش تغییر دولت است و انتخاب رئیس جمهوری که بتواند تمام قد برای حل این مشکلات بایستد و از حقوق فرهنگیان دفاع کند .
ان شاءالله در انتخابات 22 خرداد آقای کروبی سکان اداره جامعه را بر عهده گیرند .
باید تحول و اصلاح در آموزش و پرورش به یک امر نهادینه شده تبدیل شود و با تغییر دولت ها خدشه ای در آن وارد نشود .
آموزش و پرورش حلقه واسط میان حاکمیت و مردم و یکی از راه های کاهش اختلاف است . باید سازوکارهای نظام آموزش و پرروش بر اساس این تفکر پایه ریزی شود .
آموزش و پرورش باید به عنوان میدان اصلی مشارکت مردم در امور خودشان مورد قبول قرار گیرد و باید که آموزش و پرورش به نهادی مشارکت طلب تبدیل شود به نحوی که مشارکت فعالان صنف در آموزش و پرورش تحقق پیدا کند .
یکی از اصولی که در تغییر آموزش و پرورش باید مورد توجه قرار گیرد " دموکراتیزه کردن مناسبات آموزش و پرروش " است و تبدیل کردن به یکی از مدرن ترین دستگاه های اجرایی کشور و
اول :
تغییر بینش حاکم نسبت به کارکرد آموزش و پرورش : آموزش و پرروش را به عنوان ابزار سیاسی می خواهند و باید یک تفکر نو در آن حاکم شود .
دوم :
روش ها و فرآیندهای یاددهی و یادگیری باید نوسازی شود.
آموزش و پرورش متکی بر حافظه یا " انباری " نه تنها ایجاد خلاقیت نمی کند بلکه ذهن خلاق دانش آموزان را خسته می کند .
سوم در مساله نوسازی آموزش و پرورش ادوات و ابزار تعلیم وتربیت است .
چهارم این که اساس و تشکیلات آموزش و پرورش باید بر اساس یک دستگاه نو مورد تجدیدنظر قرار گیرد .
بدون این نوسازی نمی توان در آموزش و پرورش تحول ایجاد کرد .
برای رسیدن به اهداف یک راه طولانی در پیش داریم .
برنامه های کمیته فرهنگیان آقای کروبی با کمک دوستان پی ریزی شده است .
یک برنامه جامع نمی توانیم برای تمام مسائل آموزش و پرورش داشته باشیم .
اولویت ها :
1-ارتقاء منزلت معلمان : هم شان معنوی و اجتماعی و هم رضایت مندی شغلی .
چه شده است که دولت می خواهد با این عجله قانون مدیریت خدمات کشوری را اجراء کند !
اگر این قانون حتی اجراء شود با روح اصلی قانون که " رفع تبعیض " است تناقض و تعارض دارد .مهم اجرای درست قانون مدیریت خدمات کشوری است و حل مشکلات بازنشستگان .
2-توسعه مشارکت در آموزش و پرورش : مربوط به همه سطوح آموزش و پرورش است و مشارکت در انتخاب مدیران و نیز مساله دخالت انجمن های صنفی .
3-اصلاح و نوسازی نظام تعلیم و تربیت به عنوان یک اصل مطرح است و تحولات دیگر بدون آن به سرانجام نخواهد رسید.
4-رفع تبعیض : چه از نظر قومی و منطقه ای مواجه هستیم و این بخش از مسائل باید مورد توجه قرار گیرد.

سخنران بعدی ، آقای مهدی کروبی بود .
از این که با تأخیر زیاد آمدم پوزش می طلبم .
متأسفم این جمعیتی را که می بینیم و اندیشه خود را معرفی می کنیم در حالی است که انتخابات در پیش است .
حق دارد هر کسی این تلقی را داشته باشد که این حرف ها برای رأی زده می شود !
حرف های من اعتقادی است .
ما این کارها و پیگیری ها را این 3 یا 4 سال پیگیری نکردیم ... 20سال است که پیگیری می کنیم ...
اول این که وظیفه ماست درخدمت همه باشیم دوم نقش آموزش و پرورش و حساسیتی است که ما داریم .
انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بوده است .
نقشی که معلمان درانقلاب داشته اند ... نقشی که آموزش و پرورش همه وزارتخانه ها را تغذیه می کرد .
خیل عظیمی از نیروهای کشور از همین معلمان بوده اند .
چند هزار نفر از معلمان در صحنه های دفاع مقدس به شهادت رسیده اند . در همه سنگرها صبورانه و مخلصانه ایستاده اند .
... به جرأت می گویم تحرکاتی که معلمان برای حقوق و نارسایی ها داشته اند بسیار آرام ، معقول و منطقی بوده است .
روزهایی که در آن تجمعات معلمان پیش من می آمدند واقعا درون مرا می خورد ..
آن موقع به حراست و حفاظت اطلاعات تاکید کرده بودم اگر خشونتی شد به هیچ وجه برخورد نشود .
بسیار متأسفم از این که آن حوادث تلخ به وجود آمد و پوزش می طلبم از این گونه حوادثی که در نظام جمهوری اسلامی پیش آمده است .
باید یک فضای صمیمی و دوستانه برای حل مشکلات به وجود آید .
در دولت آینده با کسی که این گونه برخورد کند ما با او برخورد خواهیم کرد ( تشویق شدید حاضران )
معلمان می گویند قانون را اجراء کنید ... این دیگر دعوا و درگیری نمی خواهد !
وزیر یک نفر است و یک نقش دارد .خیلی از نیروها باید در کنار یکدیگر باشند تا کار انجام گیرد .
ما خودمان را مدیون آموزش و پرورش می دانیم ...
ما خودمان را مسئول می دانیم نسبت به آموزش و پرورش ...
اما معلم جایگاه خاصی دارد .
اهل شعار هم نیستم !
به یاری خدا همان چیزهایی که آقای دکتر نجفی گفتند انجام خواهیم داد .
2 نکته را می گویم :
1-ارتقاء و منزلت و معنویت معلم را خیلی مهم می دانم .
2-رفاه و امکانات معلم را ...
گام های موثری برخواهیم داشت ...
حرفی که نتوانم پشت سر آن بروم نخواهم زد !
حرف تدبیر می خواهد .
تزلزل در اراده نباید باشد .
ان شاءالله یک دولت مقتدر و نیرومند تشکیل خواهیم داد .
جایی که بیش از یک میلیون معلم و 15 میلیون دانش آموز که در تمام خانه ها حضور دارند ..
این وزارتخانه را از درون خودشان و با مشورت خودشان اداره می کنیم .
خودشان را با خودشان طرف می کنم ...
من فقط هماهنگ می کنم و پشتیبانی می کنم .
بار آن ها را به دوش خودشان می اندازم .
به یاری خدا و با فضل پروردگار !
مسئولانی که بتوانم با سرافرازی از آن ها دفاع کنم و توجیه هم نکنم با یک برنامه ریزی قوی انتخاب خواهم کرد .
ما را هم جزء معلمان حساب کنید !
واقعا اگر می خواهید این وضع تغییر کند ...
و مدیریت اجرایی کشور تغییر کند .
بدانید کار سخت است و دشوار !
خیلی باید کار کنید !
نمی دانم چطور ایران به این وضعیت مبتلا شد....

۸ نظر:

سخن معلم گفت...

مدیر محترم بخش رصد خانه
درود
از این که پس از نگارش سلسله مطالب انتقادی در مورد " تعاونی فرهنگ و سرمایه دانش " و " کانون صنفی معلمان " نام سخن معلم را از لیست آن رصد خانه حذف کردید متاسفم .
اگرچه به رسم آزادی بیان و احترام به مخالف لینک رصدخانه در محل خود باقی خواهد ماند .
به امید رسیدن به جامعه ای آزاد و سالم.
همواره سبز و پایدار باشید.
با احترام .
علی پورسلیمان
مدیر پایگاه خبری - تحلیلی سخن معلم

ناشناس گفت...

جناب آقای پورسلیمان
سلام
مطالب وزین و جالب شما را همواره می خوانم و از آن استفاده می کنم .
از روشنگری هایتان ممنونم .
از برخورد دوستان شما هم متاسفم .
در پناه یزدان موفق باشید .
دوست کوچک شما
علی مرادی

سخن معلم گفت...

دوست محترم فرهنگی
جناب مرادی
درود
از لطف شما سپاسگزارم.
پایه رفاقت و دوستی ما با دوستان در کانون صنفی معلمان و آقایانی چون بهشتی ، ایران نژاد ، خاکساری و همه کسانی که مخاطب این یادداشت ها هستند و نام آن ها به گونه ای برده شده است ؛ همچنین آقای شیرزاد عبداللهی بر قرار است و با هیچ فرد و یا تشکلی خصومتی نداریم اما باب گفت و گو و انتقاد را باز می دانیم .
کافی است که شما نگاهی به نوع پاسخ ها و کنش ها داشته باشید .
آقای بهشتی که قبلا وبلاگی به نام 23 اسفند داشت وبلاگی جدید و با نام خودشان تاسیس و شروع به فعالیت کرده است .
ایشان در چند مطلب اخیر خود که نام آن را " بازجویی " گذاشته است گویا با اکراه و اجبار مشغول ارائه پاسخ هستند در حالی که هدف ابهام زدایی و گشودن باب گفت و گو و مفاهمه می باشد .
حداقل فایده آن این است که روز 23 اسفند از انحصار خارج شده است !
آقای رحمان ایران نژاد به عنوان دبیر کل کانون صنفی معلمان پس از ارائه آخرین مطلب این گونه نوشته است :
" منم فرزند کوروش، خون ایرانی به رگ دارم
منم ایرانی آزاده، فرزند خشایارم
من از پستی، من از زاری، من از خواری گریزانم
منم دلبسته آن خاک، من فرزند ایرانم
و البته اندکی از فلسفه عاشورا و نیز افراد خارج از نظام آموزشی ...
آقای شیرزاد عبداللهی نیز از چند سال پیش چند جمله و یا عبارتی را درمورد مفاهیم صنف و سیاست حفظ و دائما آن را تکرار کرده است که این می تواند نشانه با اراده بودن و پایداری در نظر نیز باشد !
هر چند ایشان کاری به نظریات سخن معلم نداشته و ندارد ...
وجه مشترک روش اکثر این دوستان حاشیه روی و نپرداختن به اصل مطلب است .
و مهم ترین اقدام عملی که از سوی دوستان کانون صورت گرفته است و قبلا اشاره شد حذف سخن معلم از لیست رصد خانه بوده است هر چند سخن معلم همیشه از سوی دوستان رصد می شود !
تحمل شنیدن نظرات مخالف و احترام به آن ها و حاشیه نرفتن و مهم تر از همه پاسخ گویی منطقی اصولی هستند که به نظر نمی رسد چندان جدی گرفته شوند .
تصور ما براین است که همه باید بر علیه دشمن مشترک که با ما کمی فاصله طولی و عرضی دارد بنویسیم و موضع بگیریم .
همان گونه که در سخن معلم اشاره شده است تا زمانی که یک رنسانس عمیق فرهنگی در باورها و نگرش ها حداقل در حوزه تشکل های آموزش و پرورش صورت نگیرد بعید است که اتفاق خاصی در آموزش و پرورش اتفاق بیفتد و وفق سابق هر کسی راه خویش را خواهد پیمود ...

شهین دخت میان دشتی گفت...

سلام
دوست گرامی جناب آقای پورسلیمان مطالب مطرح شده از سوی شما که بر اساس مستندات می باشد ، روشنگر حقانیت سازمان معلمان با نگاهی درست در بحث مطالبه محوری و ورود اعضای سازمان به عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی در جهت تحقق خواسته هاو مطالبات صنفی معلمان است .
در ضمن لازم دانستم در مورد عدم صحت پاره ای از موضوعاتی که دوست محترممان آقای شیرزادعبدالهی مطرح نموده اند توضیحاتی بدهم.
البته من خیلی سعی کردم با ایشان تماس بگیرم ولی موفق نشدم .
1- در مورد هسته اولیه شورای فعالان صنفی نام مرا برده اند که از همین جا تکذیب می کنم . مستندات آن نیز موجود است .
2- در مورد چگونگی ورود سازمان به فعالیت های انتخاباتی مجلس و ریاست جمهوری هم ای کاش اطلاعات دقیقی از ما می گرفتند و سپس به ارئه مطالبشان می پرداختند .
همواره موفق و پایدار باشید .

ناشناس گفت...

سلام
نظرتان درمورد پست آقای شیرزادعبداللهی و پیشنهاد آقای حیدر زندیه در مورد سازمان معلمان چیست ؟

سخن معلم گفت...

دوست عزیز
درود
ذکر چند نکته در این مورد لازم است :
اول این که آقای شیرزاد عبداللهی به اصول گفت و گو و چاچوب آن پای بند نیست .
دائم از این شاخه به آن شاخه می پرد ، دائم سعی در تغییر زمین باز ی را دارد ، به جای پاسخگویی به پرسش ها دائم حاشیه می رود و به نوعی سعی در اثبات خویش از طریق نفی دیگران دارد .
دوم حافظه ضعیف ایشان و تمایل مفرط آقای عبداللهی به تحریف تاریخ و دروغگویی است .
برخی مواقع سعی می کند طوری دروغ بگوید که به احتمالا به خاطر بزرگ بودن همه باروشان شود !
سخن معلم به عنوان یک مصداق و یا شاهد تاریخی برای توضیح علت فعالیت در ستاد فرهنگیان آقای کروبی و همکاری با آقای دکتر نجفی به گفت و گویش با او به همراه آقای داوری و خانم میان دشتی اشاره می کند ؛ بلافاصله ایشان هم به مثابه کودکی که می خواهد داشته هایش را با دیگران مقایسه کند عنوان می کند که ما هم هستیم !
و عنوانش را می گذارد " در آموزش و پرورش نمی شود کار موثری انجام داد.
ایشان اصل مطلب را نمی آورد و فقط می خواهد به گونه ای ثابت کند که چتر سیاست بر سر آموزش و پرروش گسترده شده است و احتمالا می خواهد به گونه ای نشان دهد که به این خاطر باید صنف و سیاست به صورت مطلق از یکدیگر جدا باشد !
در حالی که آن مصاحبه در سال 85 بوده و مصاحبه سخن معلم در سال 88 بوده است .
ایشان در آخرین مطلب عنوان کرده است که اراده ای برای این تغییر وجود ندارد !
هر چند این گفته و بیان آن به این صورت هم تناقض دارد .
اگر نمی توان کار خاصی انجام داد پس چرا آقای شیرزاد عبداللهی با عنوان کارشناس مسائل آموزش و پرورش مطلب می نویسد و مصاحبه می کند ؟
این که اکثرمشکلات آموزش و پرورش برون سیستمی است تردیدی وجود ندارد ؛ اما سیستم را چه کسانی می سازند ؟
آیا بازیگر اصلی خود مردم و فرهنگ عمومی نیستند ؟
آیا این نگرش سیاسی نیست ؟

لابد ایشان مثل هفکران سیاسی شان تصور به اصلاحات از بالا هستند و تصور می کنند که باید آن پارادایم ها در اذهان مسئولان تغییر کند تا وضعیت آموزش و پرورش هم تغییر کند .
اگر ایشان معتقد به تغییر پارادایم ها از طریق سیستم سیاسی هستند پس پیشنهاد می شود در همان حوزه سیاست فعالیت کند .
محور توسعه طبق تجارب سایر کشورها آموزش و پرورش است .
سوم ، ایشان به جلسه ای در سال 82 اشاره می کند .
از آن دوستان نامی نمی برد .
به آن تناقض به صورت شفاف و کامل اشاره نمی کند .
این انتقاد را چه کسی مطرح می کند ؟
و برخی ابهامات دیگر ...
در آن جلسه گفت و گوهای زیادی صورت می گیرد و آن ایده رای نمی آورد .
آیا این ماهیت دموکراسی نیست ؟
مگر قرار است که عقل یک نفر برای دیگران تصمبم بگیرد ؟
همه چیز از کانال گفت و گو و رای جمعی قابل حل است .
پس از موضع گیری های سازمان معلمان در سال 82 و صدور آن بیانیه و ارسال آن به مدارس از کانال اداری ، بنده به همراه آقای علی رضا هاشمی و سایر دوستان در مدرسه ای که جنب بیمارستان طرفه برگزار شد از او و دوستان خواستیم که در این مورد پاسخ دهند و بین پست اداری و فعالیت در سازمان معلمان یکی را انتخاب کنند .
و البته ایشان هم با سعه صدر و برزگواری این توصیه ها را پذیرفت و بسیاری از چهره های اداری در فرآیند انتخابات مجمع از شورای مرکزی سازمان معلمان خارج شدند .
هیچ گاه ما در بوق و کرنا نکردیم و در رسانه ها ننوشتیم و به صراحت برای دیگران دستور صادر نکردیم !
از ظرفیت های اساسنامه برای طی یک روند دموکراتیک استفاده کردیم و البته آن ها هم به خرد جمعی احترام گذاشتند و این جای بسی سپاس دارد .
تناقضی در سازمان معلمان وجود ندارد .
سازمان معلمان یک حزب است .
اصل 27 آن به صراحت می گوید که فعالیت های صنفی نباید تحت الشعاع فعالیت های سیاسی قرار بگیرد .
و ما نیز سعی کرده ایم به این اصل احترام بگذاریم .
آقیا عبداللهی هم که علاقه و حوصله ای به کار گروهی و سازمان یافته و تشکیلاتی ندارد این قدر نگران سازمان معلمان و کانون صنفی معلمان نباشد !
ضمن تشکر از آقای عبداللهی به جهت دلسوزی شان نسبت به آینده تشکل ها ...
سازمان معلمان احتیاجی به قیم ندارد !

ناشناس گفت...

سلام
آقای شیرزاد عبداللهی با آقای اسماعیل عبدی عضو کانون صنفی معلمان مصاحبه ای انجام داده و نقطه نظراتی بیان شده است .
نظرتان در این مورد چیست ؟
با تشکر.

سخن معلم گفت...

درود
برای پاسخ لازم است کمی به عقب برگردیم .
تجمعات معلمان در سال 1385 ....
این تجمعات با محوریت اعتراض به عدم اجرای قانون نظام هماهنگ پرداخت و یا همان قانون مدیریت خدمات کشوری صورت پذیرفت .
می توان گفت تمام موضوعاتی که توسط فعالان تشکل ها بیان شد بر این موضوع استوار و همه معلمان بر رفع کامل تبعیض متفق القول بودند .
اما دست آخر چه شد ؟
آن موقع خبری از این بحث ها نبود ....
هنوز موضوع صنف و سیاست مطرح نشده بود ...
برای همه فعالان تشکل ها در سراسر کشور پرونده هایی در دادگاه انقلاب و نیز هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش تشکیل شد.
تقریبا برای همه این فعالان احکام مختلفی صادر شد .
هنوز هم با گذشت چند سال برخی فعالان در حال گذراندن محکومیت های صادر شده هستند .
وجه مشترک اتهام این فعالان چنین مواردی بود : اقدام علیه امنیت ملی ، برهم زدن نظم عمومی و شرکت در تجمعات غیر قانونی ...
هر چه این فعالان گفتند و نوشتند که موضوع اعتراض ما صنفی است کسی توجهی نکرد ...
در جایی از این گفت و گو چنین آمده است : " موضوع اصلی اتهام، فعالیت های سیاسی کانون است... "
پس آقای عبداللهی توضیح دهند چرا با این که ماهیت اعتراض صنفی بود پس صدور این احکام چه معنایی داشت ؟
در جای دیگر چنین آمده است : " او روی آوردن کانون به فعالیت های سیاسی را آفتی می داند که در بین راه گریبان این تشکل را گرفته... "
بنده سخنگوی کانون نیستم اما چون موضوع اصلی به صنف و سیاست وکنش های صنفی مربوط می شود لازم است که مطالبی روشن شود .
همان گونه که استحضار دارید تا مدتی نه چندان قبل ، آقای شیرزاد عبداللهی به راحتی با رسانه های برون مرزی مصاحبه می کرد .
از نظر ما ماهیت سخنان ایشان در همه این مصاحبه ها صنفی و مربوط به مسائل آموزش و پرورش بوده است .
حال این سوال مطرح است که چرا به ایشان از سوی نهادهای امنیتی تذکر داده شد ؟
به نظر می رسد که از نظر آن ها جمع جبری فعالیت ها مهم است . هر عاملی که به نوعی موجب هدایت و شکل گیری افکار عمومی شود مهم است .
پس این جا بحث محتوا و صنف و سیاست مطرح نیست !
البته شاید آقای شیرزاد عبدالهی در این زمینه تقصیری نداشته باشند . شاید ایشان قانون مجازات اسلامی را مطالعه نکرده اند ؟
شاید از روند دادرسی در دادگاه های انقلاب مطلع نیستند ؟
ایشان جز یک مورد و آن هم در بیست و پنجم دی ماه 1380 که سخنرانی در مرکز تربیت معلم شهید باهنر و از تریبون سازمان معلمان داشتند و بلافاصله به دادگاه انقلاب احضار شدند و البته ختم به خیر شد ، مورد دیگری در سابقه مبارزات صنفی قطور خود ندارند !
بیان یک و یا چند جمله به نقل از یک فعال صنفی و ویرایش و ترکیب آن به گونه ای که مصادره به مطلوب شود نمی تواند به عنوان سندی برای رد تئوری سخن معلم در باب صنف و سیاست باشد .
بهتر است اگر آقای عبداللهی سخنی برای گفتن دارند در مباحث نظری و تئوریک وارد شوند .
پایان /