ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۲۸, چهارشنبه

در حاشیه نامه " هاشم خواستار" به مناسبت روز جهانی معلم ... دوستان ! چرا شعری می گویید که در قافیه اش بمانید ؟










روز معلم ، روز دموکراسی

مشی و باور سخن معلم همواره نقد از درون با چاشنی شفافیت بوده است و بر این آموزه استوار است که اگر قرار است اصلاحی در سازه های برون سیستمی صورت گیرد در درجه نخست باید مدعیان این اصلاح خود به آن مرتبه اصلاح و ارتقا یافته باشند . بیان این موارد بر اساس تئوری توهم توطئه و وحدت بر اساس نزاع با یک بیگانه و یا خصم بیرونی نیز قابل توجیه و پایدار نیست .
سخن معلم بارها مطالبی بر اساس آموزه های صنف و سیاست ارائه کرده است و به تبع آن قائل به یک تئوری مشخص و منعطف برای پیشبرد فعالیت ها و مبارزات در حوزه صنف آموزش و پرورش است .
در آستانه و نیز پس از برگزاری دور انتخابات مجلس هشتم کانون صنفی معلمان ایران در سایه شبهه فکنی های یک فرد که تاکنون تئوری مشخصی در این بخش ارائه نکرده است و موضع گیری های پراکنده و متعارض وی ارتباط مستقیمی با بیماری روزمرگی در آموزش و پرورش دارد از نظر وی و دوستان او به دو بخش " صنفی " و "سیاسی - تجاری " تقسیم گردید .
البته این هم از عجایب فعالیت در حوزه تشکیلات در جامعه دیرین ماست که افراد به محض مشاهده کوچک ترین افتراق و نیز ناهماهنگی درفعالیت های گروهی و عدم تحمل نظرات و عقاید مخالف و منتقد که به فرهنگ استبداد زده ما و فقدان تجربه در امور جمعی و گروهی بر می گردد آهنگ جدایی و استقلال سر داده و خود پرچم دار و علم دار نظراتی می شوند که تئوری مشخص و شفافی برای آن بخش منفک ندارند !
در پرتو این افتراق و دوپارگی ، طیف صنفی کانون صنفی معلمان برای خویش وبلاگی تاسیس وحتی دبیر کلی نیز برای خود برگزید !
حال قسمت اصلی این تراژدی ...
آقای هاشم خواستار به عنوان یک فعال تشکیلاتی در حوزه آموزش و پرورش اکنون ماه هاست که بدون برخورداری از حداقل حقوق شهروندی  روز گار را در حبس می گذارند .
ایشان به مناسبت روز جهانی معلم نامه ای سرگشاده خطاب به افکار عمومی منتشر کرد .
نگاهی به متن این نامه خود گویای بسیاری از گفته ها و ناگفته ها است .
سخن معلم به احترام این پیشکسوت مدنی و نیز وزین بودن محتوای نامه روز جهانی معلم را بر اساس گفته این عزیز " روز دموکراسی " نامید .
دوستان طیف صنفی کانون صنفی معلمان پس از گذشت بیش از دو هفته از مناسبت این روز و نیز نگارش نامه آقای  "هاشم خواستار "  بخش هایی از نامه وی را منتشر کردند !
حذف بخش هایی از این نامه نیز بیش از آن که تابع اصول گزارش نویسی و یا خلاصه نویسی باشد به حذف و یا سانسور بیشتر می ماند !
احتمالا دوستان طیف صنفی در این مانده اند که بین مدعیات و آموزه های خود ساخته و نیز محتوای نامه آقای هاشم خواستار چه کنند ؟!
اکنون این سوال اساسی و بنیادین را باید از این دوستان پرسید  :

" چرا شعری می گویید که در قافیه اش بمانید ؟ "

هیچ نظری موجود نیست: