ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۲۵, یکشنبه

صورت مساله ای که هنوز در آموزش و پرورش تعریف نشده است ...










 « من هيچ‌گاه به اين فكر نكرده‌ام كه اگر كارم تمام شود چه كار بايد بكنم؛ معمولا در هر جايي كه قرار مي‌گيرم به آن كار فكر مي‌كنم و خداوند هم هميشه راهي براي كار كردن ما باز كرده است؛ حتي زماني‌كه براي نمايندگي مجلس ثبت‌نام كردم اينگونه نبود كه از پنج سال قبل از آن بنشينم و به نماينده شدن خود فكر كنم ، يك ماه پيش از ثبت‌نام كانديداها، دوستان به ما گفتند و ما هم رفتيم ثبت‌نام كرديم. »
ایلنا - 1389/7/21



تعجب نکنید !
این ها سخنان کسی است که سکان دار خانواده حداقل یک میلیون نفری فرهنگیان کشور است که اگر خانواده های فرهنگیان و نیز دانش آموزان تحت تعلیم و تربیت و نیز خانواده های آن ها را در نظر بگیریم می توان گفت که کل کشور را بر عهده دارد !
بدون تردید روزمرگی جزء لاینفک امور ماست اگر بتوان نام برنامه بر آن نهاد !
مسئولیت چگونه تعریف می شود ؟
چگونه فردی می تواند به همین راحتی مسئولیتی را بپذیرد بی آن که برنامه ای از قبل برای تزریق به پیکره سیستم و یا به روز آوری آن داشته باشد ؟
آقای حاجی بابایی با استخدام معلمان شرکتی مخالفت می کند در حالی که پس از گذشت حدود یک ماه هنوز برخی مدارس و مناطق فاقد معلم هستند !
راهکارهایی را نیز که قبلا برای تامین نیرو برشمرده است و مورد بررسی و نقد پیشین سخن معلم قرار گرفت پاسخگوی صورت مساله  هم نیستند !
پس چه باید کرد ؟
به صراحت می گوید که در موضوع برگزاری استخدام نیرو جلوی حداقل 40 هزار پارتی بازی را گرفته است ، اگر واقعا چنین چیزی صحت داشته باشد باید فاتحه همه چیز را خواند !
وزیر این دولت و نیز دولت میانه ای با احزاب ندارد .
کار احزاب چیست ؟
فارغ از ایرادات و نیز نقائصی که بر احزاب و کارکردهای آن ها در کشور ما وارد است اما این یک تجربه پذیرفته و نهادینه شده در همه جای دنیا برای پیشبرد بهینه و کم اشتباه امور است .
اگر آقای حاجی بابایی و ( دیگران ) این تجربه را پذیرفته بود دیگر مجبور نبود به عنوان مثال وقتی که در مقابل سوال های خبرنگاران قرار می گیرد با عصبانیت به آن ها بگوید که حقوق معلمان به آن ها ارتباطی ندارد !
و یا فرضا آقای علی احمدی که نسبت به دیگران صداقت کلام بیشتری داشت مجبور نبود که در مقابل مسائل و مشکلات آموزش و پرورش احساس استیصال و درماندگی نماید !
یک وزیر با شتاب فراوان دستور العمل سامان دهی نیروی انسانی را اجرا می کند ، دیگری با اساس آن مخالف است و جلوی بازنشستگی پیش از موعد را می گیرد !
این همه تضاد و تعارض در تعریف صورت مساله ناشی از چیست ؟
آیا مدیریت تعارض متناسب با آن تعریف شده است ؟
سخن گفتن از مضرات شب امتحانی بودن مختص متربیان نیست  ؛ باید آن را در مربیان هم جست و جو کرد ...
توسعه نیافتگی عللی دارد و البته این ها همه راه حل دارد !
مهم این است که باید صورت مساله را از نو تعریف کرد .
مهم این است که باید نوع نگاه به فرایندهای سیستمی و بازخورد آن تغییر کند و این ها در حرف و شعار اتفاق نمی افتد !
آیا این اتفاق می افتد ؟
تاملی دیگر باید ...

هیچ نظری موجود نیست: