ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۶, پنجشنبه

داستان کش دار حق التدریس ها ! صورت مساله اصلی کجاست ...












موضوع استخدام حق التدریسان نیز در این چند سال خود داستانی شده است !


از یک سو اعلام می شود که دولت قصد استخدام 40 هزار نفر را در آموزش و پرورش دارد اما از سوی دیگر حق التدریس ها را که قبلا قول استخدام به آن ها داده است دائما امروز و فردا کرده و به قول معروف " آن ها را سرکار گذاشته است " !


اگرچه به نظر می رسد که موضوع استخدام معلمان حق التدریس از یک حالت صنفی فراتر رفته و به یک موضوع سیاسی و بده و بستان تبدیل شده است .


اگر واقعا وزارتخانه در برخی رشته ها کمبود نیرو دارد و در برخی دیگر نیروی مازاد ؛ باید آن را رسما و بدون هیچ گونه رودربایستی اعلام کند .


اگر واقعا رشته و یا تخصص برخی از معلمان حق التدریس مورد نیاز آموزش و پرورش نیست پس فلسفه به کار گیری آن ها به صورت متوالی چه بوده است ؟


متاسفانه از آن جا که تعلیم و تربیت ما حرفه ای نبوده و نیست  ؛ " تخصص " نیز موضوع دست چندم است و برخی از معلمان به اصطلاح " آچار فرانسه " هستند و دیده شده است که برخی از معلمان در چند موضوع و یا آیتم درسی مشغول تدریس و یا خدمت هستند !


به این اظهار نظر عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ، حجت‌الاسلام عليرضا سليمي توجه کنید :


"قرار شده بود 40 هزار معلم حق‌التدريس طي 5 سال به استخدام آموزش و پرورش درآيند ولي از آنجايي كه احساس شد نظام آموزشي نياز مبرمي به نيروهاي جديد دارد، مجلس نه تنها با استخدام 40 هزار نيرو مخالف نيست بلكه به دولت اجازه داد تا در صورت نياز 60 هزار نيروي جديد استخدام كند."


خبرگزاری فارس


89/02/15


در سوی دیگر داستان ، به این اظهار نظر رئیس مرکز آمار آموزش و پرورش توجه کنید :


1. " رئيس مرکز آمار آموزش و پرورش: بعد از ۸‌ سال تازه فهميديم که ۱۲‌ ميليون دانش‌آموز داريم، نه ۱۴‌ ميليون


رئيس مركز آمار وزارت آموزش‌و‌پرورش به ايلنا خبر داد:


بعد از 8‌سال تازه فهميديم كه 12‌ميليون دانش‌آموز داريم، نه 14ميليون
12میلیون و 800 هزار دانش‌آموز با 128 هزار مدرسه داریم و اين آمار كه 14 میلیون دانش‌آموز داريم درست نیست چرا که ما 13 میلیون هم نداریم/


ایلنا - کد خبر : 115934


1389/1/18

زمانی که آمار دانش آموزان مخدوش باشد معلمان نیز سرنوشتی مشابه آن خواهند داشت ...
آیا واقعا آموزش و پرورش به نیرو نیازدارد ؟!


زمانی که آقای علی احمدی اقدام به جذب معلمان شرکتی کرد سخن معلم با آن مخالفت و آن را شیوه ای مناسب و علمی برای تامین نیرو ندانست ...


از سوی دیگر وزارتخانه با شتابی فراوان و غیر قابل تصور ، با طرح بازنشستگی پیش از موعد بسیاری از معلمان را از چرخه تدریس خارج کرد !


اگر واقعا آموزش و پرورش  به نیرو نیاز داشت و یا دارد پس این همه رویش و حذف از برای چه بود ؟


واقعا در آموزش و پرورش چه خبر است ؟!


این همه تشکیلات اداری و چارت سازمانی عریض و طویل مشغول چه چیزی هستند ؟!


آیا واقعا در آموزش و پرورش ما مدیریت منابع انسانی معنا دارد ؟!


چه کسی متولی این کار است ؟


بارها گفته ایم ...


نظام تعلیم و تربیت از حالت فله ای خارج شده و باید که محتوای تخصصی و شکل حرفه ای به خود بگیرد .


لازمه این کار هم تاسیس " نظام معلمی " است که قبلا به تفصیل به آن پرداخته ایم .


تلفیق این نهاد که باید یک نهاد تخصصی ؛ غیرایدئولوژیک و غیرسیاسی باشد در کنار یک مدیریت منابع انسانی دقیق و همه جانبه نگر منجر به رفع نیازهای اصلی آموزش و پرورش در بسیاری از جنبه ها خواهد شد .


و تا زمانی که دید سیاسی بر واقعیت ها و نیازهای اصلی آموزش و پرورش غلبه داشته باشد وضع به همین منوال بوده و حتی بدتر خواهد شد ...

هیچ نظری موجود نیست: