ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۷, یکشنبه

جامعه پذیری در آموزش و پرورش










جامعه پذیری در آموزش و پرورش
نوشته : ا.پ - دبیر دبیرستان های تهران





فرهنگ پذیری یک فرآیند است که در آن گرایش و دانش از نسلی به نسلی دیگر انتقال می یابد .
جامعه پذیری یکی از ابعاد فرهنگ پذیری است یا به عبارت دیگر ، جامعه پذیری جزیی از جامعه انسانی می باشد . برای کنترل تمایلات ضد اجتماعی نقش خانواده ، همسالان و وسایل ارتباط اجتماعی را باید در نظر گرفت .
کتاب ، معلم و محیط آموزشی چگونه می توانند با انسان ارتباط برقرار کنند و در او تاثیر بگذارند ؟
سوال این است در جهانی شدن جامعه انسانی ، آموزش و پرورش چگونه نقش امنیتی ، عاطفی و احساسی را ایجاب می کند ؟
آیا نسبت به وسایل ارتباط جمعی مانند ماهواره ، موبایل ، اینترنت و... ابزارهای لازم را دارا می باشد تا بتواند نقش خود را ایفا کند ؟
یکی از این ابزارها ، معلمان هستند . آیا این معلمان خود دارای عادات ، عقاید و نگرش های لازم هستند تا بتوانند موثر واقع شوند یا بیشتر به فکر مسایل شخصی و مادی خویش هستند ؟
اگر مهم ترین ابزار آموزش اجتماعی شدن افراد ، معلمان هستند چقدر به وی توجه شده است و یا می شود تا نقش خود را ایفا کند ؟
می دانیم که جامعه پذیری بدون ابزار امکان پذیر نیست .
می دانیم که جامعه پذیری به استمرار نظام حاکم کمک می کند .
می دانیم که جامعه پذیری یعنی کنترل رفتارهای ضد اجتماعی .
می دانیم که جامعه پذیری یعنی ساختن انسان های وارسته ، توان مند ، اصلاح پذیر و با اراده برای واگذاری " نقش ها " در آینده به آن ها .
می دانیم جامعه پذیری یعنی ساختن افرادی مستقل ، آزاد ، متفکر و با اندیشه که به راحتی پذیرای انحرافات و خرافات و... نخواهند بود .
کارکرد آموزش و پرورش در جامعه پذیری چگونه تعریف شده است ؟
 آیا فقط با کتب درسی می توان انتقال فرهنگ و آداب و رسوم درست را ایجاب کنند؟
این کتب درسی چه احساسی در دانش آموزان ایجاب می کنند و چه گرایش های اثرگذاری را ارائه می دهند؟
آیا وسایل ارتباط جمعی که افکار جهانی را شکل می دهند تمام کارکردهای خانواده و معلمین را تغییر نمی دهند ؟ ایجاد تعارض و ناسازگاری نمی کنند ؟
آموزش و پرورش برای برای سطح ارتقای فرهنگ فرهنگیان و یا تسلط فرهنگیان بر ابزارهای جهانی چه کاری انجام می دهد؟
باید دانست که نقش معلم  می تواند متعادل کننده آموزش خانواده و آموزش اجتماع باشد . معلم می تواند واسطه بین ارزش های جهانی و سنتی باشد . معلم می تواند سامان دهنده و یک پارچه کننده عوامل جامعه پذیری باشد. تجربه معلم و آموزش علمی معلم یعنی همان تعادلی که خانه باید داشته باشد و تعادل رفتاری آرزوی حاکمان است.
معلم مهارکننده تمایلات سرکش و طبیعی افراد است.
معلم روح فداکاری، ایثار، استقلال طلبی  و.... را در افراد ایجاب می کنند و این نقش را جز با نخبه ها و بزرگان علم و اندیشه از چه کسی می توان انتظار داشت  ؛ اما چگونه است که معلم مورد لطف و رحمت قرار نمی گیرد !
 چگونه است که معلم وقت خود را صرف کسب علم و اندیشه نمی کند ؛ به عبارت دیگر به قول افلاطون در جمهوری " بد بودن جامعه را ناشی از کمبود و غفلت در آموزش و پرورش می داند."

هیچ نظری موجود نیست: