ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۲۲, یکشنبه

23 اسفند 1385 گرامی باد














معلمان در ماه های بهمن و اسفند 1385 بزرگترین تجمعات را به یادگار گذاشتند .
این تجمعات با محوریت احیای"  قانون مدیریت خدمات کشوری " شروع و سرانجام به نتیجه رسید .
برخی از نمایندگان شجاع و مردمی که شاخص آن ها آقای " اکبر اعلمی "  نماینده تبریز بود در این تجمعات حضور یافته و از آن ها حمایت کردند .
آقای اعلمی حتی زمانی که سران تشکل های معترض به زندان اوین منتقل شدند ، به حمایت و پیگیری خود ادامه داد .
البته در آن زمان آقای حاجی بابایی ، نماینده همدان در این تجمعات حضور یافت و خواسته معلمان را بر حق دانست و اعلام کرد تا پایان در کنار معلمان خواهد ماند ؛ اما زمان عمل ، او خود را به آرامی کنار کشید ...
این تجمعات به مدت حدود 2 ماه استمرار داشت و این پیگیری در منافع و حقوق صنفی طبقه فرهنگی در نوع خود کم نظیر بود .
معلمان به فراست دریافته بودند که باید خود پیگیر حقوق خویش باشند .
در 23 اسفند 1385 ، دولت با امنیتی کردن فضا ، بسیاری از فعالان تشکل ها را دستگیر و روانه زندان نمود .
 این هزینه ای بود که این فعالان بابت احقاق حقوق خود می پرداختند .
این  در حالی بود که دو تشکل عمده جامعه معلمان یعنی سازمان معلمان ایران و کانون صنفی معلمان ، قبلا و به راه های مختلف  از جمله نوشتن نامه ، دادن بیانیه ، دیدار با نمایندگان مجلس و... اعتراض خود را نسبت به اقدامات خلاف قانون و تبعیض آمیز ، به گوش مسئولان رسانده بودند ...
و سرانجام  وادار کردن دولت به قانون مندی و اجرای عدالت در تمسک به اصل 27 قانون اساسی  دیده شد ...
در 23 اسفند ،  در معیت دوستانی چون علی رضا هاشمی ، محمد داوری ، علی اکبر باغانی ، محمود بهشتی لنگرودی ،اکبری ، کمالی ، قشقاوی ، بداغی  ؛ نوروز 86 را در در زندان اوین گذراندیم ...
دوستان شورای هماهنگی تشکل ها در استان ها و شهرستان های دیگر نیز چنین وضعیتی داشتند ...
با پافشاری و پیگیری این دوستان و نیز همراهی ستایش بر انگیز جامعه فرهنگی کشور ، سرانجام و البته با وقفه ای طولانی ، این قانون تصویب شد .
این یک پیروزی برای جامعه معلمان و تشکل ها بود .
اما طبق روال ، که بهترین قانون در سایه اجرای بد ممکن است به ضد خود تبدیل شود ؛ قانون مدیریت خدمات کشوری به طور ناقص و بعضا بد برای معلمان اجرا شد ( نمونه های این مساله به تفصیل در سخن معلم مورد بحث قرا گرفته است )
حتی دولت به دفعات مختلف از پرداخت تفاوت تطبیق ها نیز سر باز زده است !
با این حال ، 23 اسفند نقطه عطفی در مبارزات صنفی معلمان و تشکل ها بود .
این وقایع ، درس ها و تجربیات بزرگی را به ویژه به فعالان تشکل ها آموخت که بزرگترین آن ، " اتحاد برای هدف " بود ...

23 اسفند ، روز خود آگاهی صنفی و اجتماعی معلمان گرامی باد !

۱ نظر:

کوروش گفت...

معلم و معلمی....
محبت ورأفت است نه بی تفاوتی
خدمت است نه مالکیت
رسالت است نه حرفه و شأن
شخصیت دادن است نه کم توجهی
عدل است نه تبعیض
خیر خواهانه است نه مصلحت گرایانه و پوچ
هدف دریافتن زندگی است نه حالی خوش بودن و دیگر هیچ
رشد دادن است نه سود جوئی
ریشه دار است نه ظاهری و زود گذر
سوختن و نور دادن است نه خاموش کردن و گذشتن
حل مشکل دانش آموزاست نه ایرادگرفتن به او
رشددادن انسان توانائی است بنام محصل نه روبرو بودن با موجودی ضعیف و حقیر بنام بچه
ارزش دادن به شأن تعلیم وتربیت است نه در تنگنای شأن ماندن
امیدوار بودن و امیددادن است نه یأس و نا امیدی
رویاندن است نه تکبر کردن به او
حق نماست نه خودنما
ارزش دادن به تقوااست نه ارزش دادن به نسب و نسبت.