ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۲۱, شنبه

پیام کانون صنفی معلمان به مناسبت چهارمین سالگشت ۲۳ اسفند ۸۵






پیام کانون صنفی معلمان به مناسبت چهارمین سالگشت ۲۳ اسفند ۸۵


                                                              به نام خداوند جان و خرد
پیام کانون صنفی معلمان به مناسبت چهارمین سالگشت ۲۳ اسفند ۸۵
همکاران ارجمند
پیشاپیش فرارسیدن جشن بزرگ نوروز را به شما و خانواده ی گرامی تان تبریک می گوییم. امیدواریم همچون این جشن کهن ملی - جهانی،که نماد رویش و سرزندگی است،در تکاپوی آموزش و آموختن، سرزنده و پویا باشید.
همراهان فرهیخته
این روزها برای ما فرهنگیان، یادآور روزهای پایانی سال ۸۵ می باشد. روزهای حق طلبی،دادخواهی و اعتراض به تبعیض هاو بی عدالتی ها؛روزهای گردهمایی های باشکوه و به یادماندنی،که بی گمان در تاریخ بیداری و جنبش های حق خواهانه ی جامعه ایرانی،از جایگاه برجسته ای برخوردار است. آن گردهمایی ها،در اعتراض به تصمیم دولت در بازپس گیری لایحه ای انجام پذیرفت که بعدها به نام "قانون خدمات کشوری" معروف شد. قانونی که می خواست تبعیض میان کارکنان دولت را از میان بردارد،اما دولت،پس از مدت ها که فرهنگیان چشم به تصویب و اجرای آن داشتند،ناگهان تصمیم به پس گیری آن نموده بود. ما فرهنگیان در اعتراض به چنین اقدام نادرست و نسنجیده ای،بنا به اصل ۲۷ قانون اساسی،  دست به اعتراض و گردهمایی مسالمت آمیز زدیم؛روبروی خانه مردم،که باید محلی باشد برای شنیدن دردها و فریادهای شهروندان. اما متاسفانه،در ۲۳ اسفند ۸۵ حقوق شهروندی ما پایمال گردید و شآن و جایگاه فرهنگ و فرهنگیان،سخت آسیب دید و تن و جان آنها،زخم ها برداشت. با بسیاری از ما،آن چنان رفتار شد که باورناپذیر بود و شمار زیادی دستگیر و روانه زندان شدند. این که آموزگاران یک مملکت،خواستار حقوق برابر با دیگر کارکنان دولت گردند،"گناهی" نمی توانست باشد که این چنین حرمت شان نادیده گرفته شود!
ما خواستار منزلت و معیشت فراخور شآن انسانی و صنفی خویش بودیم – و البته هنوز هم هستیم – و در چارچوب قانون،به پیگیری خواست و طلب خود برآمده بودیم. ما،همان پرورش دهندگان فرزندان این مرز و بوم بوده و هستیم،کسانی که بر پایه ی آیین های ملی و دینی مان،باید از ارزش و جایگاه شایسته ای برخوردار باشند. اما متاسفانه،آن روز شآن و منزلت انسانی و حقوق شهروندی ما زیر پا گذاشته شد و به خواست های حق مدارانه ی ما توجهی نگردید.
برای ما آموزگاران،درد بزرگ آن روز،رفتار کسانی بود که دانش آموز و دانش آموخته ی همین دستگاه آموزشی اند. کسانی که باید یاد می گرفتند حقوق انسانی و قانونی افراد را پاس بدارند. ۲۳ اسفند ۸۵ و رخدادهای تلخ فراموش ناشدنی اش،خبر از ضعف و کاستی های بسیاری می داد که متآسفانه پاره ای دستگاه ها و مسئولان حکومتی از آن رنج می برند. آن روز،برای ما معلمان به ویژه،نارسایی و ناتوانی نظام های آموزشی را آشکارتر ساخت و نشان داد که هدف های آموزشی ما،درست برگزیده نشده اند. در بند ۲ ماده ی ۲۶ اعلامیه ی جهانی حقوق بشر می خوانیم : " هدف آموزش،رشد کامل شخصیت انسانی،تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی های بنیادین خواهد بود. آموزش باید تفاهم،مدارا و دوستی در میان همه ی ملت ها و گروه های نژادی و مذهبی را ترویج کند و به فعالیت های (سازمان) ملل متحد در راه حفظ صلح یاری رساند." اما دستگاه آموزشی ما،سخت در دست یابی به این هدف ها،درمانده و ناتوان است و اصولآ چنین رویکردی در دستور کارش نیست . از این رو دانش آموختگان آن نیز،در زندگی های شخصی و حرفه ای خویش،دغدغه ی رعایت این مفاهیم بلند انسانی را ندارند و یا آنچنان که شایسته زندگی نوین است،به آن اهمیت نمی دهند. باری روزهای پایانی اسفند۸۵ و پیامدهای گوناگونش را می توان از زاویه های بسیاری نگریست و واکاوید؛به ویژه در بستر کنش های پرفراز و نشیب اجتماعی ایرانیان،بی گمان این روزها،درخور درنگ و سزاوار وارسی هاست. روشن است که این مهم،فرصت بسیار می خواهد.
کانون صنفی معلمان،در آستانه ی چهارمین سالگشت ۲۳ اسفند،یک بار دیگر از همه ی فرهنگیان ارزنده ای که با حضور دلیرانه و با شکوه خویش،سرزندگی و پویایی این قشر فرهیخته را به نمایش گذاشتند،سپاسگزاری می نماید و از آنها درخواست دارد یاد،بررسی و روشنگری رخدادهای آن روزها را پیگیر باشند و اهتمام ورزند.
در پایان بایسته است یادی کنیم از همکاران بزرگوار دربندمان : هاشم خواستار،رسول بداقی،محمد داوری،نبی اله باستان،عبداله مومنی و ... که مدت هاست در زندان بسر می برند. این نوروز دوم است که برخی از این دوستان،جشن نوروز خویش را،به دور از همسر و فرزند در زندان برپا می کنند.

                                                                    کانون صنفی معلمان 19 / 12 /89

هیچ نظری موجود نیست: