۱۳۸۸ مرداد ۳۰, جمعه

استعفای دبیر کل سازمان معلمان ایران

به نام خدا
نازک آرای ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا !
به برم می شکنند !
دوستان و همکاران عزیز شورای مرکزی
از این که به جهت عدم تشکیل مجمع عمومی سازمان ، شما را مخاطب قرار داده ام عذر خواهی می کنم !
زمزمه های اعتراضی سال های پس از جنگ را به خاطر دارید ؟
سازمان ما در آن شرایط شکل گرفت و در این مدت کوتاه چه دوران پر فراز و نشیبی را طی کرده است !
منطقه ۱۶ تهران ، شورای مرکزی و دبیر کلی سازمان بستر فعالیت های بنده در کنار شما بوده و طی این مدت تمام تلاش و مساعی این جانب هدفی جز موفقیت سازمان معلمان در پی گیری خواسته هایش نداشته است !
به باور من ، حاصل تلاش ، هزینه ها و دستاوردهای جمعی ما به قدری بزرگ است که قطعا در تاریخ ثبت خواهد شد .
اینک و در این زمانه غریب با توجه به جمع بندی های خویش ، از سمت دبیر کلی سازمان استعفا داده و ضمن آرزوی موفقیت برای همه عزیزان سازمان ، از این تاریخ عمده فعالیت های خود را به صور دیگر مدنی و مسالمت آمیز سامان خواهم داد .
از آن جا که شخصا در مسیر تحولات ۳۰ سال اخیر به گونه ای کاملا آگاهانه قرار داشته ام و در یک دهه گذشته با فعالیت در سازمان معلمان درگیر مسائل جامعه و سازمان شده ام به صراحت اعلان می کنم :
آن که می خندد هنوز
خبر هولناک را
نشنیده است ....
علی رضا هاشمی سنجانی
سی ام مرداد یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت

دیدار نمایندگان معلمان در کانون صنفی معلمان و سازمان معلمان با خانواده های زندانیان سیاسی


دیدار نمایندگان معلمان در کانون صنفی معلمان ایران و سازمان
معلمان ایران با خانواده های زندانیان سیاسی

همسر شهید رجایی :

" آرزوی مرگ می کنم .... "

نمایندگان معلمان در کانون صنفی معلمان ایران و سازمان معلمان ایران به دیدار خانواده های زندانیان سیاسی حوادث اخیر رفتند .
در این دیدار که باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان و هاشمی دبیر کل سازمان معلمان به همراه تعدادی از شورای هر دو تشکل حضور داشتند ابتدا باغانی با ابراز همراهی و همدردی با خانواده های زندانیان آمادگی خود را برای هر نوع فعالیت در حهت آزادی این عزیزان اعلام کرد و ضمن ابراز تاسف از برخوردهای صورت گرفته از خانواده های زندانیان خواست تا برایشان سخن بگوید .
خانم مجردی همسر دکتر میردامادی ضمن خوش آمدگویی و تشکر از حضور معلمان اعلام نمود این برخوردها غیر قابل تحمل بوده و هیچ کس گمان نمی کرد در جمهوری اسلامی این ظلم ها صورت بگیرد . همسر آقای ابطحی در این جلسه با ذکر این نکته که وضعیت ما بعد از سخنان ابطحی سخت تر شده است اعلام کرد فشار بر ابطحی و خانواده اش بیشتر شده است و خواسته های بازجوها تمامی ندارد !
ایشان ضمن گله از تهدید خانواده ابطحی در مقابل چشم دختران خواستار آزادی بی قید و شرط ابطحی شد .
همسر چریک پیر بهزاد نبوی از بی خبری نسبت به وضعیت او گفت و عنوان کرد که فقط یک بار با او سخن گفته و بازجوها اصرار داشته اند که خبری از بیرون به او نرسد !
خانم دهقان همسر دکتر عبدالفتاح سلطانی از گذشت بیش از 62 روز از بازداشت غیر قانونی گفت و از غیر قانونی عمل کردن مسئولان ذی ربط گله کرد .
همسر عیسی سحر خیز از صدمه دیدن شوهرش به هنگام دستگیری و عدم مداوا در زندان گفت و در این حال تاکید کرد که عیسی سرحال است و روحیه خوبی دارد و اعلام کرده که بعد از آزادی از همه مسئولان شکایت خواهد کرد .
همسر شهید رجایی نیز که در جلسه حاضر بود ، با بیان اوضاع بدی که در جامعه است گفت : " آرزوی مرگ می کنم از این همه پلیدی و پلشتی ! " و از تاریخچه انحرافی که دامن گیر جامعه شده است سخن گفت و بیداری را شرط موفقیت دانست .

" جوانان امروز كمتر با ما حرف مي‌زنند ولي در رفتارشان فرياد مي‌زنند "...


" جوانان امروز كمتر با ما حرف مي‌زنند ولي در رفتارشان فرياد
مي‌زنند "...

سيد علي يزديخواه در گفت‌وگو با خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا» اظهار داشت: عزت، افتخار، سربلندي و سرافرازي انقلاب‌ اسلامي ايران نتيجه مقاومت و ايثار كم‌ نظير ملت ايران در برابر تمام تهديدها و زياده‌خواهي‌هاي دشمنان است. وي ادامه داد: اگر دانش‌آموزان بدانند كه آزادي و افتخاري كه در حال حاضر ايران اسلامي دارد، نتيجه مقاومت ملت ايران در برابر دشمنان بوده است، به طور خودجوش به سوي ترويج اين فرهنگ خواهند رفت. رئيس آموزش و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران گفت: معتقدم اگر دانش‌آموزان به طور شايسته با فرهنگ مقاومت آشنا شوند، مطمئناً انقلاب ‌اسلامي براي هميشه بيمه خواهد شد. يزديخواه تصريح كرد: شرايط آموزش و پرورش امروز اقتضا مي‌كند كه با چنگ زدن به فرهنگ مقاومت در شناختن الگوهاي اين فرهنگ، به نسل امروز و انتقال آن به نسل‌هاي آينده از طريق كتب درسي بيش از پيش تلاش شود. وي با اشاره به اين مطلب كه ترويج فرهنگ ايثار و شهادت يكي از عوامل سربلندي ايران است، افزود: در زمينه موضوعاتي كه به ترويج شايسته اين فرهنگ ارتباط دارد، بايد به طور جدي و دقيق كار شود. رئيس آموزش و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران اضافه كرد: معتقدم اگر مي‌خواهيم در اين زمينه موفق عمل كنيم بايد تمام مسائلي كه در راستاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت مورد خشم و غضب دشمنان انقلاب اسلامي است، احيا كرده و با آن عمل كنيم .»
پس از گذشت بیش از 3 دهه از انقلاب اسلامی و گذراندن یک جنگ 8 ساله به نظر می رسد که مسئولان هنوز از وجود یک خلا در انتقال ارزش های مورد نظر خود به نسل کنونی نگران هستند !
چرا تا کنون دانش آموزان ندانسته و یا نمی دانند كه آزادي و افتخاري كه در حال حاضر ايران اسلامي دارد، نتيجه مقاومت ملت ايران در برابر دشمنان بوده است !
مشکل کجاست ؟
از سوی دیگر ، رئیس پژوهشگاه تعلیم و تربیت وزارت آموزش و پرورش که به نظر می رسد نسبت به دیگران دیدگاه های علمی تر و به روزتری نسبت به آموزش و پرورش دارد و با توجه به سمت ایشان انتظاری جز این نیز نمی رود به اظهار نظر در این مورد پرداخته است :
« اگر آموزش و پرورش برنامه‌اي هماهنگ و جامع براي تربيت و اجراي تحول نداشته باشد، ديگران براي نوباوگانمان برنامه‌ريزي مي‌كنند.
يكي از مشكلات امروز آموزش و پرورش اين است كه نمي‌تواند كساني را تربيت كند كه بتوانند به مخالفان و ارزش‌هاي سراب گونه «نه» بگويند. تربيت زماني مطلوب است كه قضاوت صحيح را بين فرزندانمان ايجاد و آنها را به آينده اميدوار و مصمم كند.
در طراحي و اجراي تحول بايد از جوان‌ها بپرسيم و ديدگاه‌هاي امروز و نيازهاي فرداي آنها را در نظر بگيريم؛ جوانان امروز كمتر با ما حرف مي‌زنند ولي در رفتارشان فرياد مي‌زنند.
امروزه رسانه‌ها با مدارس هماهنگ نيستند و ممكن است در رفتار و شكل‌گيري ارزش‌ها در فرزندان پارادوكس و تضاد ايجاد كنند ».
منبع : باشگاه خبري فارس «توانا» به نقل از روابط عمومي پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش
قبل از آن که وارد این موضوع شویم به مثالی در این مورد می پردازم :
مدتی است که روزنامه ایران که ارگان دولت به شمار می آید شروع به تبلیغات وسیع نموده است و می توان گفت خیابانی به در تهران به ندرت یافت می شود که تبلیغات روزنامه ایران در آن به چشم نخورد !
آیا روزنامه ایران را کسی نمی شناسد ؟!
پاسخ این است که روزنامه ایران از فضای افکار عمومی جامعه فاصله گرفته و به نظر می رسد به علت کاهش وسیع مخاطب سعی می کند تا با تبلیغات فراوان بیش از آن که به فکر توسعه روزنامه و یا گسترش فرهنگ روزنامه خوانی باشد به فکر تبلیغ و بزرگ نمایی اقدامات دولت در زمینه های مختلف است !
به نظر می رسد که مشکل در محتوای آن است و اگر کمک ها و رانت های دولتی نبود اکنون این روزنامه و یا نظایر آن مانند کیهان و... خیلی وقت ها پیش باید ورشکست می شدند !
حال فرآیند آموزش را در کشوری مانند ایران در نظر بگیرید .
آیا در این 3 دهه آموزش و پرورش در اختیار بخش خصوصی بوده است ؟
آیا در این 30 سال تلویزیون و یا رادیوی خصوصی داشته ایم ؟
پس چگونه است که مسئولان ابتدا به ساکن صحبت می کنند گویی که در ابتدای راه هستند !
برخی تصور می کنند با بودن این همه رسانه در اختیار حاکمیت باز هم ضمن استمرار آن سیاست ها و برنامه ها باید آن را توسعه و گسترش داد !
به عنوان مثال ، از تغییر کتاب های درسی و ... سخن می رانند !
فرضا کتاب های درسی هم هم سو با تریبون های رسمی شوند آیا مشکل حل می شود ؟
معلمی که از وضعیت شغلی و اجتماعی اش ناراحت و معترض است را چه می کنید ؟
خانواده های آن ها را چه می کنید ؟
رسانه ها و ابزارهای ارتباطی پیش رونده در عصر انفجار اطلاعات و ارتباطات را چه می کنید ؟
آیا قرار است همه این ها مطابق قرائت رسمی بازتعریف شوند ؟!
آیا نباید به ریشه یابی پرداخت و پذیرفت که هر معلولی علتی دارد ؟!
مسئولی که دم از فرهنگ ایثار و شهادت می زند اما برای ماندن در پست و مقام خویش حاضر است که هم خود را سانسور و هم دیگران را کنترل کند چگونه می تواند این فرهنگ را به دیگران منتقل کند ؟
مسئولی که خود می داند به درد این کار نمی خورد و بر اساس شایستگی های شغلی و توانایی های فردی و تخصص به این مقام نرسیده است آیا حاضر است در راستای همان فرهنگ ایٍثار از خود گذشتگی کرده و جای خود را به افراد توانمند تر و شایسته تر بدهد ویا آن که آن پست را موهبت و یا غنیمتی می داند که حفظ آن جزء اهم تکالیف و تعهدات به شمار می آید ؟ !
مسئولان باید بپذیرند که زمان سر دادن حرف ها و سخنان بی پایه گذشته است !
به قول خانم تحریری نیک صفت ... " جوانان امروز كمتر با ما حرف مي‌زنند ولي در رفتارشان فرياد مي‌زنند "
مسئولان باید ضمن قبول و اعتراف این که سیاست های قبلی در زمینه برنامه ریزی آموزشی و تربیتی نادرست بوده باید که در این برنامه ها تجدید نطر کنند و گرنه روند جامعه و آگاهی افکار عمومی آن ها را وادار به پذیرش آن ها خواهد نمود !
شاید آن موقع کمی دیر شده باشد ....

نظام آموزشی نمی تواند و نباید " خود گردان " شود !



 

۱۳۸۸ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

گزارش دیدار اعضای کانون صنفی معلمان و سازمان معلمان با یکی دیگر از شهدای " جنبش سبز

گزارش دیدار اعضای کانون صنفی معلمان ایران و سازمان معلمان
ایران با یکی دیگر از شهدای " جنبش سبز " :
« عباس دیسناد »

آقای ذاتی از اعضای کانون صنفی معلمان ایران آغازگر این جلسه بود .
وی در ابتدا ضمن معرفی اعضا از خانواده ایشان خواستند تا نحوه شهادت ایشان را توضیح دهند .
همسر شهید چنین گفت :
عباس مغازه ای در خیابان کارون داشت . او اطلاعی از این که روز سی خرداد تجمع و راهپیمایی اعلام شده است نداشت . قرار شد آن روز زودتر به خانه بیاید . حدود ساعت 5 بعد ظهر دخترم به او زنگ می زند . عباس به سر کوچه می رود و از پشت سر با باتوم به سر او می زنند و دچار ضربه مغزی می شود . او را به بیمارستان شهریار می برند . حدود 3 روز در حالت کما بود . روز چهارشنبه او فوت می کند و روز پنج شنبه در سردخانه بود و روز جمعه او را در بهشت زهرا دفن کردیم .
فعلا پرونده در آگاهی تهران است . از طرف کلانتری مامور به بیمارستان آمد . در آن بیمارستان 8 نفر تیر خورده بودند و همان روز 3 نفر فوت کردند . ار هر خانواده مبلغ 15 میلیون تومان برای تحویل جنازه ها می خواستند !
حدود 3 میلیون تومان هزینه بیمارستان ما شد .
" عباس " جانباز جنگ تحمیلی بود . در بدنش چند ترکش بود و بعضی اوقات دچار کمر دردهای شدید می شد . با این حال وقتی عباس از جنگ آمد خود را به به عنوان جانباز به مراکز رسمی اعلام نکرد تا از مزایای آن بهره مند شود !
ما در این منزل مستاجر هستیم و مغازه ایشان هم اسیتجاری بود .
وقتی عباس در بیمارستان بود می خواستیم او را ترخیص کنیم اما اجازه این کار را به ما ندادند !
وقتی ایشان به علت مرگ مغزی فوت کرد می خواستیم اعضای بدن او را اهدا کنیم که باز هم موافقت نکردند !
دکتر ایشان به ما گفت که اگر عباس را زودتر آورده بودید امکان زنده ماندنش زیاد بود !
برخی از همسایگان به ما گفتند که وقتی عباس دچار ضربه شد ماموران از نزدیک شدن مردم برای انتقال او به بیمارستان ممانعت می کردند و او مدت ها بر روی زمین بود !
البته از شورای شهر آقای دکتر نجفی و خانم دکتر ابتکار پیش ما آمدند و ما از آن ها تشکر می کنیم .
به ما گفتند که علت مرگ ایشان را " سکته قلبی " اعلام کنیم !
پسر شهید دیسناد نیز گفت :
" تا کنون پرونده را پیگیری کرده ایم اما جواب خاصی نمی دهند ! می گویند بروید و روز بعد بیایید !
می گوییم کی و آن ها اظهار بی اطلاعی می کنند !
جواب های سربالا می دهند ...
در ادامه آقای ذاتی خطاب به حاضران گفت : " چرا باید شرایطی در جامعه پیش آید که ده ها نفر به شدیدترین شکل کشته شوند در حالی که بسیاری از آن ها افراد معمولی و عابر پیاده بوده اند !
مهم تر از همه رفتار نیروهای انتظامی است که بدترین ضربات را بدون دلیل به سر افراد می زدند که داخل آن میلگرد 16 است !
این چیزی جز مصداق جنایت علیه بشریت نیست !
متاسفیم که یک عابر پیاده این جور بی رحمانه و بدون تذکر از پشت توسط یک فرد که خود را حافظ امنیت می داند مورد حمله ناجوانمردانه قرار می گیرد !
ما این درد عظیم و این کشته شدن مظلومانه را به همه کلاس ها و انشاها که دانش آموزان می نویسند خواهیم رساند که به نظر من این مظلومیت سوزاننده تر از هر نوع جنایتی است !
در پایان ، اعضا برای خانواده ایشان طلب صبر نمودند .

" تحول بنیادین " در آموزش و پرورش با " گفتار درمانی " حاصل نمی شود !

" تحول بنیادین " در آموزش و پرورش با " گفتار درمانی " حاصل
نمی شود !
فعالان صنفی و مدنی نباید افق و چشم انداز را فراموش کرده و یا
به ماشینی برای کم کردن توقعات قانونی و طبیعی جامعه و
نهایتا " توجیه وضع موجود با بهانه واقع نگری " تبدیل شوند !

اخیرا رئیس پژوهشگاه تعلیم و تربیت موضوعات و مطالب مهمی را در مورد " تحول در نظام آموزش و پرورش بیان کرده اند :
تحریری نیک صفت:
وزیر آینده آموزش و پرورش معلم محور باشد/حذف قانون محدودیت تحقیق معلمان
ساری - خبرگزاری مهر: رئیس پژوهشگاه مطالعات وزارت آموزش و پرورش گفت: تفکر اصلی وزیر آینده آموزش و پرورش بر اساس معلم محوری باشد.
به گزارش خبرنگار مهر در قائمشهر، هاجر تحریری نیک صفت بعد از ظهر دوشنبه در همایش یک روزه تحول بنیادین آموزش و پرورش اظهار داشت: توانمندی معلم باید به قدری باشد که ابهت و وجهات آن دانش آموز را به احترام وا دارد.
وی با تاکید بر اینکه با افزایش حقوق ناچیز این امر محقق نخواهد شد، خاطرنشان کرد: آموزش و پرورش باید برای انتخاب، نگه داشت و کارآمدی معلم برنامه داشته باشد.
تحریری نیک صفت به عدم کیفیت آموزش های ضمن خدمت فرهنگیان اشاره کرد و افزود: بی توجهی معلمان و عدم رعایت قوانین آموزشی در این کلاس ها موجب شده تا متولیان این امر در فکر حذف این دوره آموزشی باشند.
وی خواستار هزینه و برنامه ریزی متولیان امر برای دوره های آموزش ضمن خدمت معلمان شدند.
رئیس پژوهشگاه مطالعات وزارت آموزش و پرورش در خصوص تحول بنیادین آموزش و پرورش گفت: بستر سازی مناسب برای تفکر، بروز خلاقیت، جوانگرایی در مدیریت، بهره گیری از مشارکت کارشناسان و معلمان، تغییر نگرش مباحثی عنوان کرد که از بیانات مقام معظم رهبری در تحول آموزش و پرورش استنباط شده است.
وی با بیان اینکه این تحول باید با سرعتی انجام شود که نسل حاضر نیز بتوانند از آن بهره مند شوند، یادآور شد: محققان تنها در اتاق های خود به دنبال نیازهای نظام و تعلیم و تربیت را نباشند و برای تحقیق در این خصوص به مدارس بروند.
به گفته وی، نباید تحول را در آسمان جستجو کرد بلکه در این تحولات باید ذائقه دانش آموزان را لحاظ کرد.
تحریری نیک سفت با گلایه از اینکه رسانه ها از نظام تعلیم و تربیت جدا و رها هستند، اظهار داشت: برنامه هایی که در رسانه ملی پخش می شود با گفته های معلمان در کلاس درس مطابقت ندارد که این امر موجب گمراهی دانش آموزان می شود.
وی تحول را یک حرکت ریشه ای و اجتناب ناپذیر توصیف کرد و گفت: تحولات از آموزش و پرورش با زور و اجبار صورت و بخشنامه و آیین نامه امکان پذیر نیست بلکه گروه معلمان و دانش آموزان هر کدام زبان خاص خود را برای پذیرش این تحولات دارند.
رئیس پژوهشگاه مطالعات وزارت آموزش و پرورش تدوین فلسفه تربیت اسلامی و ویژگی های آنان مطلوب، طراحی و برنامه ریزی نظام مطلوب، اقدامات شجاعانه در اجرای برنامه ها، طراحی محتوای برنامه های آموزشی و درسی و تربیت و به روز کردن مجریان مستعد و لایق را گام های تحول اساسی بنیادین در اموزش و پرورش اعلام کرد.
وی همچنین خواستار اصلاح قانون تحقیقات معلمان شد و خاطرنشان کرد: محدودیت قائل شدن برای تحقیق معلمان اصلا به صلاح نظام تعلیم و تربیت کشور نیست و نمایندگان مجلس شورای اسلامی در خصوص حذف یا اصلاح این قانون دست کار شوند.
تحریری نیک صفت به کمک 600 میلیارد تومانی خیرین مدرسه ساز در سال گذشته اشاره کرد و اظهار داشت: ساختمان سازی با مدرسه سازی متفاوت است و آموزش و پرورش باید مدارسی بسازد که دانش آموزان نخواهند آن را ترک کنند نه اینکه منتظر تمام شدن کلاس درس برای خروج از مدرسه باشند.
" سخن معلم " قبلا مطالبی را در موضوع " تحول " در آموزش و پرورش به رشته تحریر درآورده است .
با مصادره و قلب واژه ها و مفاهیم نمی توان به جایی رسید .... چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 13:2
کوچک کردن آموزش و پرورش نیاز به افکار بزرگ دارد ... پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 22:7
اکنون نیز سخن از ایجاد تحول در آموزش و پرورش است .
رئیس مرکز نظارت راهبردی وزارت آموزش و پرورش ، تحول در آموزش و پرورش را منوط به نهادینه شدن " تفکر سیستمی " دانسته است :
« به گزارش شبکه ایران از مازندران، محمد بناییان ‌سفید در دومین همایش منطقه‌ای تحول بنیادین در آموزش و پرورش از تحویل اسناد مربوط به تحول در آموزش و پرورش در آبان سال‌ جاری به شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تصویب نهایی خبر داد.بناییان‌سفید با اعلام اینکه استراتژی ایجاد تحول باید بر مبنای احصای وضعیت موجود و رسیدن به قرب الهی صورت گیرد، افزود: در تدوین استراتژی تحول نباید یک نسل را فدای نسل دیگر کرد و شاخص‌های آن را به اقتضای زمان و قاعده سیستم تدوین کرد. وی با اشاره به اینکه تعلیم و تربیت را نمی‌توان از هم جدا کرد، اظهار داشت: باید یک حلقه رابط بین این دو بخش برای رسیدن به اهداف ایجاد کرد. رئیس مرکز نظارت راهبردی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه استراتژی‌های تحول در آموزش و پرورش باید در مدارس درونی شود، تصریح کرد: آموزش و پرورش نیاز به بانک اطلاعاتی از شیوه و نحوه گزینش مدیران خود دارد.بناییان سفید خاطرنشان کرد: مدیران در درونی‌کردن تحول در آموزش و پرورش نقش مهمی دارند ».
مطالب و آیتم هایی که در بالا به آن اشاره شده است اکثرا منطقی و درست است .
اما سخن این است که چرا آن ها در سیستم نهادینه نمی شوند و یا به صورت یک قاعده در میان رفتارهای اداری و انسانی ظهور نمی یابند !
مشکل کجاست ؟
به نظر می رسد مهم ترین مساله ای که نظام آموزش و پرورش به آن مبتلاست و البته از قبل نیز وجود داشته است " بحران اعتماد " است .
می توان گفت شکاف میان مدرسه و اداره از ابتدا در آموزش و پرورش وجود داشته است و در دراز مدت به عمق و پهنای آن افزوده شده است به خصوص متاثر از شرایط اجتماعی و سیاسی که اکنون کلان جامعه را در برگرفته است و به یک بحران فراگیر تبدیل شده است !
در واقع در سیستم آموزشی ما ، صف به ستاد اعتمادی ندارد و این یک جریان دو سویه است !
ما در این جا قصد آسیب شناسی مشکلات سیستم را نداریم اما یک اصل مهم این است که بحران اعتماد نهایتا به کاهش و یا فقدان مشارکت تبدیل شده و این مساله در دراز مدت کل سیستم را در معرض انهدام و فروپاشی قرار خواهد داد !
برای برداشتن دیوار بی اعتمادی نیز " گفتار درمانی " فایده ای ندارد !
باید گام های عملی براشته شود .
" سخن معلم " در بخش های مختلف " به تعدادی از آن ها اشاره نموده است . به عنوان نمونه ، تعریف یک جایگاه جدید در مراکز تصمیم گیری و تصمیم سازی آموزش و پرورش مانند شورای عالی آموزش و پرورش و یا کمیسیون تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی و یا از همه مهم تر تشکیل " سازمان نظام معلمی " به صورت مستقل و یا غیر دولتی می تواند نمونه این کارها باشد .
آقای علی احمدی علی رغم پیشنهاد تشکیل سازمان نظام معلمی و تذکر فعالان تشکل ها هنوزدر مورد اجرای آن تردید جدی دارد !
اما رفتار شناسی مسئولان تصمیم گیر نشان از آن دارد که آن ها اراده جدی برای این گونه امور را ندارند !
این که مسئولان در گفتار چیزی بگویند اما در عمل و رفتار گونه دیگری عمل کنند به بحران بی اعتمادی کمکی نخواهد کرد !
از سوی دیگر ، برخی گفته های مسئولان با یکدیگر نیز در تناقض است !
به عنوان نمونه ، در ابتدای ورود آقای علی احمدی به وزارت آموزش و پرورش همگان انتظار داشتند که ایشان اقدامات آقای فرشیدی را در دوران وزارت جبران نموده و در اولین اقدام ، پرونده های قضایی و اداری فعالان صنفی را مختومه کند ایشان نه تنها این کار را نکرد بلکه در جلسه ای با مسئولان هیات های تخلف اداری درمشهد در سال 87 برای اولین بارسخن از برخورد مستقیم این هیات ها با جرائم سازمان یافته معلمان راند !
و یا در بهمن سال 87 در برابر اعلام موضع تشکل ها در مورد تعیین ضرب الاجل برای اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری ضمن تهدید ضمنی فعالان تشکل ها ، عنوان کرد که منتظر جولان معلمان و فعالان تشکل هاست !
حال این فرد و یا افراد مشابه بیایند و دم از تحول بنیادین در آموزش و پرورش بزنند !
چه کمکی به حل مساله خواهد کرد ؟
البته در دولت آقای احمدی نژاد که اصولا با نگرش علمی و منطقی به مسائل و رویدادها مشکل دارد و هر چیزی را در یک تئوری " توطئه و دشمن خارجی " تعبیر و تفسیر می کند و نگاهش یک نگاه امنیتی و نظامی است انعکاس سخنانی از نوع آن چه که در بالا به آن اشاره شده است یک چیز عجیب و خرق عادت به شمار می آید اما مهم این است که ما و فعالان صنفی و مدنی نباید افق و چشم انداز را فراموش کنیم و نباید به ماشینی برای کم کردن توقعات قانونی و طبیعی جامعه و نهایتا " توجیه وضع موجود با بهانه واقع نگری " تبدیل شویم !
ضمن آسیب شناسی رفتار و کنش ها و واکنش های خود باید در مقابل گفتار و عملکرد مسئولان حساس باشیم و باید ضمن شنیدن سخن افراد و مسئولان ، تنها معیار برای تراز مسئولان همانا کردار و رفتار مسئولان باشد .

آموزش و پرورش و پازل احمدی نژاد ...

آموزش و پرورش و پازل احمدی نژاد ...

تا کنون آقای احمدی نژاد نام 6 نفر را به عنوان وزیر از طریق تلویزیون معرفی نموده است .
بر خلاف رویه مرسوم در این 30 سال برای اولین بار نام دو زن در میان افراد معرفی شده به چشم می خورد خانم فاطمه آجرلو به عنوان وزیر رفاه و خانم مرضیه وحید دستجردی به عنوان وزیر بهداشت .
البته از آقای احمدی نژاد که مطابق با عادت همیشگی و مالوف ایرانیان مبنی بر " غیر قابل پیش بینی بودن " و به عبارتی " بی برنامه بودن " این گونه عمل کرده است بیش از این هم انتظاری نبود !
برخی از صاحب نظران و کارشناسان عنوان کرده اند که با توجه به بحران مشروعیت دولت آقای احمدی نژاد ایشان با در پیش گرفتن یک عادت غیر مرسوم سعی کرده است تا آن بحران تا حدودی تحت الشعاع این چینش قرار گیرد و یا حداقل در میان قشر زنان که ببیش از نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می دهند به کمی مقبولیت اجتماعی دست یابد .
این تحلیل می تواند تا حد زیادی واقع بینانه به نظر برسد !
آقای احمدی نژاد با هر نیت و انگیزه ای که این کار را انجام داده باشد در فضای جامعه مرد سالار ما امری بدیع و مثبت به شمار می آید ؛ هرچند اصلاح طلبان در دوره خود با توجیهات مختلف از انجام آن طفره رفتند و از ظرفیت های اجتماعی ایجاد شده به خوبی بهره نگرفتند !
اما سوال این است ، چرا با وجود آن که بیش از60 از وزراتخانه آموزش و پرورش را زنان تشکیل می دهند آقای احمدی نژاد تا کنون از معرفی وزیر زن برای این دستگاه مادر اجتناب کرده است ؟
به نظر می رسد شاید یکی از دلایل این مساله ناشی از این ذهنیت باشد که وزنه آموزش و پرورش در آن حد نیست تا آقای احمدی نژاد بخواهد با قرار دادن یک وزیر زن در راس این تشکیلات قطعات پازل خود را تکمیل کند !
صورت مساله چیست ؟
تجربه سه دهه پس از انقلاب نشان داده است که نه مجلس و نه بدنه معلمان از عملکرد وزرای آموزش و پرورش راضی نبوده اند !
در این میان به نظر می رسد که عملکرد آقای دکتر نجفی در میان وزرای دیگر کمی مقبول تر به نظر می رسد .
چرا چنین است ؟
می توان گفت در میان وزرای پس از انقلاب منهای دکتر شکوهی آقای دکتر نجفی واجد دو خصوصیت بوده اند : یکی تفکر علمی و سیستماتیک در حل مساله و دیگری روابط عمومی خوب .
این می توانسته است منجر به محبوبیت نسبی ایشان در میان فرهنگیان شود .
به عبارت دیگر ، در عرصه مدیریت برای مردم و جامعه ما زن بودن و یا مرد بودن تفاوت چندانی ندارد !
مهم توانایی مدیریتی و حل مساله به صورت علمی و عادلانه است . در واقع ، با آن که پوسته جامعه ما مدرن اما محتوای آن از قالب های سنت پیروی می کند اما جامعه شناسی رفتارهای اجتماعی ما موید این مساله است که مردم ما در عمل قالب های مدرنیته را بر اشکال سنتی آن ترجیح می دهند و در حوزه مدیریت کلان کسی را قبول دارند که به این قالب ها وفادار باشد .
واقعیت چیست ؟
اما در این میان نکته مهم آن است که روح حاکم بر دولت آقای احمدی نژاد از نوع علمی وتخصص مداری نیست !
در واقع ، افراد در کابینه دهم باید که یک مجری کامل و بدون انتقاد باشند !
هر چند هر وزیر باید و قاعدتا تابع سیاست های عملی رئیس جمهور باشد اما استقلال علمی و نظری در این دولت معنایی ندارد !
هر کس میزان و درجه متابعتش بیشتر باشد احتمال بقایش نیز بیشتر خواهد بود !
عملکرد آقای احمدی نژاد در این حداقل 4 سال نشان داده است که ایشان کسی را بالاتر از خود تحمل نمی کند !
فرهنگیان چه باید کنند ؟
با توجه به وضعیت موجود و نیز شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه این که چه کسی وزیر باشد برای فرهنگیان تفاوت چندانی نخواهد کرد !
هر چند وجود یک وزیر زن در آموزش و پرورش ممکن است " وظیفه مداری " را بر "رابطه مداری " قوت بخشیده و نیز تجربه جدیدی برای جامعه فرهنگیان برای رهایی از این روزمرگی مفرط باشد .
اما مساله مهم همان است که قبلا بر روی آن تاکید کرده ایم :
" مطالبه محوری "
فرهنگیان در هر شرایطی باید مطالبات خود را از دولت طلب کنند .
بسنده کردن به این مساله که این دولت مشکل و بحران مشروعیت دارد کافی نیست !
شاید بسط و توسعه این تفکر منجر به این شود که دولت خود را از سیل و تراکم این مطالبات در امان ببیند و از این رهگذر نوعی سپر و حفاظ اجتماعی نیز برای این دولت تشکیل شود !
احساس تنفر و یا برائت کافی نیست !
باید در راستای مطالبه محوری حرکت کرد .
و در این دولت بیشتر !